2 -نظر آلفرد هيچکاک :

« هيچکاک » فيلمساز مشهوري است . وي مي گويد : « من معتقدم که زن هم بايد مثل فيلمي پر

هيجان باشد . بدين معني که ماهيت خود را  کمتر نشان دهد و براي کشف خود ، مرد را به نيروي

تخيل و تصور زيادتري وا دارد . بايد زنان پيوسته همين شيوه رفتار کنند . يعني کمتر ماهيت خود را در

معرض نمايش قرار دهند نشان دهند و بگذارند مرد براي کشف آنها بيشتر به خود زحمت بدهد .

زنان شرقي تاچند سال پيش به خاطر حجاب و نقاب و روي بندي که به کار مي بردند خود به خود جذاب

مي نمودند و همين مساله ، جاذبه نيرومندي بدانها مي داد . اما بتدريج با تلاشي که زنان اين کشورها

براي برابري با زنان غربي ازخود نشان مي دهند ؛ حجاب پوششي که ديروز بر زن شرقي

کشيده شده بود ، از ميان مي رود و همراه آن از جاذبه جنسي او هم کاسته مي شود 

 

نظر دانشمندان و هنرمندان غير مسلمان در مورد حجاب

1-« نظر خانم ساچيکو موراتا » از ژاپن

وي اهل هوکائيدوي ژاپن است که بعد از خاتمه تحصيلات به دانشکده حقوق دانشگاه چليا

در رشته حقوق قضايي راه يافت و موفق به دريافت مدرک ليسانس شد و بعد از آن ،

براي تحقيق در زمينه فقه اسلامي به ويژه فقه جعفري به ايران آمد ودر دانشگاه الهيات و

معارف اسلامي به اخذ دکتراي الهيات نايل گرديد . وي با اينکه با زبان عربي و فارسي

آشنايي نداشت ، در اثر جديت با اين دو زبان هم آشنا شد تا توانست دکتراي الهيات را کسب نمايد .

ايشان بودايي مذهب وهمسرش مسيحي است و احتمالا بعد از انقلاب اسلامي مسلمان

شده است . وي در مصاحبه اي به سوالات بسياري پاسخ داد که ما دو سوال آن را در اينجا مي آوريم .

خبرنگار : بنظر شما حجاب يعني چه ؟ شما محجوبه بود ن خانمها را ترجيح مي دهيد يا مکشوفه بودن را  ؟

« خانم ساچيکو مورآتا : حتما محجوبه بودن را ترجيح مي دهم و حد معقول پوشش را مي پسندم ،

زيرا لطف زن به محجوبه بودن اوست . اصولا طبع هر انساني طالب کشف تنوع هاست . وقتي زنان به

شکل امروزي مکشوفه باشند ،چيزي براي جلب توجه مرد باقي نمي گذارند .هر چيز با اهميتي وقتي چندين

بار روياروي قرار گيرد ، اهميت خود را از دست مي دهد و اين موضوع در تحکيم روابط زناشويي نقش

بسيار مهم و موثري دارد . در مغرب زمين که زنها قيود را گسسته اند و انواع لباسهاي کوتا ه و

زننده مي پوشند ، روابط زنا شويي آنان از کمترين استحکامي برخوردار نيست . »خبرنگار : وضع زنان

ايران در چه پايه اي قابل قياس با زنان ژاپن است ؟ -زنهاي ژاپني در هر موقعيت تحصيلي که باشند

کار در خانه را ترجيح مي دهند . فرزندانشان راخود تربيت مي کنند و براي مردان خود نيز احترام

فوق العاده اي قائل هستند . اصولا حفظ و سلامت بزرگتر ها ، يکي از وظايف اخلاقي مردم ژاپن است

و اين مولود تعليمات مذهبي است که باز هم در ژاپن از مقام و موقعيت خاص برخوردار است  

راسل

راسل معتقد است:

 حجاب و پوشش و دوری از اختلاط و آمیزش زن و مرد را امری می‌داند که اخلاقیون و مصلحان جوامع بشری برای استحکام نظام اجتماعی بشر ضروری دانسته و آن را به جامعه توصیه کرده‌اند. او پس از اینکه نبود تقوای جنسی را عامل تنزیه مرتبه و موقعیت زنان معرفی می‌نماید، می‌گوید: «از آنجا که اخلاقیون همه مرد بودند، زن در نظرشان به قیافه اغواگر جلوه کرد و چون زن اغواگر بود لازم بود که فرصت و امکاناتی را که برای اغوای مرد در اختیار داشت، به حداقل تقلیل یابد و در نتیجه، حصار محکمی از قید و محدودیت به دور زنان آبرومند کشیدند؛از لحاظ هنر، مایه‌ی تأسف است که با آسانی به زنان بتوان دست یافت و خیلی بهتر است که وصال زنان دشوار باشد، بدون آنکه غیرممکن گردد»

خواهرم چادرت


خانم موسوی یکی از پرستاران دوران دفاع مقدس، از میان همه ی تصویر های آن روزها یکی را که از همه ی آن ها در ذهنش پر رنگ تر است، اینچنین روایت میکند:

"يادم مي آيد يک روز که در بيمارستان بوديم، حمله شديدي صورت گرفته بود. به طوري که از بيمارستان هاي صحرايي هم مجروحين زيادي را به بيمارستان ما منتقل مي کردند. اوضاع مجروحين به شدت وخيم بود. در بين همه آنها، وضع يکيشان خيلي بدتر از بقيه بود. رگ هايش پاره پاره شده بود و با اين که سعي کرده بودند زخم هايش را ببندند، ولي خونريزي شديدي داشت. مجروحين را يکي يکي به اتاق عمل مي برديم و منتظر مي مانديم تا عمل تمام شود و بعدي را داخل ببريم.
وقتي که دکتر اتاق عمل اين مجروح را ديد، به من گفت که بياورمش داخل اتاق عمل و براي جراحي آماده اش کنم. من آن زمان چادر به سر داشتم. دکتر اشاره کرد که چادرم را در بياورم تا راحت تر بتوانم مجروح را جابه جا کنم.
همان موقع که داشتم از کنار او رد مي شدم تا بروم توي اتاق و چادرم را دربياورم، مجروح که چند دقيقه اي بود به هوش آمده بود به سختي گوشه چادرم را گرفت و بريده بريده و سخت گفت: من دارم مي روم که تو چادرت را در نياوري. ما براي اين چادر داريم مي رويم... چادرم در مشتش بود که شهيد شد.
از آن به بعد در بدترين و سخت ترين شرايط هم چادرم را کنار نگذاشتم".

حجاب در کلام شهیدان

خواهر مسلمان: حجاب شما موجب حفظ نگاه برادران خواهد شد. برادرمسلمان: بى ‏اعتنایى شما و حفظ نگاه شما موجب حجاب خواهران خواهدشد.» (شهید على اصغر پور فرح آبادى)

به پهلوى شكسته فاطمه زهرا(س) قسمتان مى‏دهم كه، حجاب را حجاب‏را، حجاب را، رعایت كنید.» (شهید حمید رستمى)

«خواهرم: حجاب تو مشت محكمى بر دهان منافقین و دشمنان اسلام مى زند.» (شهید بهرام یادگارى)

حفظ حجاب هم چون جهاد در راه خداست (شهید محمد كریم غفرانى)

«یك دختر نجیب باید باحجاب باشد.» (شهید صادق مهدى پور)

«از تمامى خواهرانم مى‏خواهم كه حجاب این لباس رزم را حافظ باشند.» (شهید سید محمد تقى میرغفوریان)

خواهرم: از بى حجابى است اگر عمر گل كم است نهفته باش و همیشه گل باش.» (شهید حمید رضا نظام)

«خواهرم: محجوب باش و باتقوا، كه شمایید كه دشمن را با چادرسیاهتان و تقوایتان میكشید.»

«حجاب تو سنگر تو است، تو از داخل حجاب دشمن را مى بینى و دشمن تو را نمى بیند.» (سردار شهید رحیم آنجفى)

«و تو اى خواهر دینى ‏ام: چادر سیاهى كه تو را احاطه كرده است ازخون سرخ من كوبنده تر است.» (شهید عبدالله محمودى)


حجاب و عفاف از منظر رهبر معظم انقلاب


مقام معظم رهبری در مورد حجاب و عفاف فرمودند : جايگاه زن و نوع حضور او در جامعه اسلامي، يکي از مسائل مهمي است که حتي در تعيين سرنوشت جامعه نقش ايفا مي کند.

به گزارش روابط عمومی استانداری بوشهر ؛ حضرت آیت ا... سیدعلی خامنه ای درباره حجاب و عفاف زنان فرمودند، جايگاه زن و نوع حضور او در جامعه اسلامي، يکي از مسائل مهمي است که حتي در تعيين سرنوشت جامعه نقش ايفا مي کند. از همين رو دين  اسلام به عنوان کامل ترين اديان به اين موضوع توجه خاصي داشته و احکام و دستورات روشني در مورد چگونگي حضور زن در اجتماع و اهميت حجاب براي وي صادر کرده است.

ادامه نوشته

آثار اجتماعی حجاب

هر عملی که افراد جامعه انجام می‌دهند، در نگاه کلان اثر مستقیم در اجتماع دارد زیرا از خانواده که واحد کوچک اجتماعی است جامعه تشکیل می‌شود و همان‌گونه که رفتار فرد در جامعه موثر است، اشخاص نیز از اجتماع و قوانین آن تاثیر می‌پذیرند. حجاب علاوه بر آثار شخصی و شخصیتی، دارای آثار اجتماعی است. جامعه‌ای که در آن بانوان باحفظ حدود وحقوق دیگران ظاهر می‌شوند و موجب تخریب روح و جسم همنوعان خود شده و محیط آرام وامنی را برای جوانان فراهم سازند، به سوی سعادت و سلامت روانی پیش خواهد رفت.
اگر زنان جامعه باحجاب باشند، هم مردان از نظر طهارت روح و جسم سالم می‌مانند و هم در جامعه، سلامت خانوادگی حفظ خواهد شد و محیط خانواده تحت تاثیر خودنمایی‌‌های عده‌ای از زنان بدحجاب و بی‌حجاب قرار نمی‌گیرد و هم مراکز اجتماعی مثل اداره‌ها و بیمارستان‌ها و... در کمال سلامت رفتاری خواهند بود و بزهکاری‌های اجتماعی به حداقل خواهد رسید.
حضرت امام خمینی(ره) در مورد فعالیت اجتماعی واشتغال زنان همیشه این نکته را بیان می‌کردند که: «فعالیت اجتماعی، سیاسی کنید ولی حدود شرعی از جمله رضایت همسر را رعایت کنید.»(۱۰) بسیاری از پرونده‌های ضداخلاقی از عدم رعایت حدود شرعی نشات گرفته است و آمار جنایی ذکر شده همواره زنگ خطری بوده که اندیشه گران تربیتی را نگران می‌ساخته است. یکی از آثار اجتماعی حجاب، حفظ اجتماع و سلامت اجتماعی خانواده‌است، بالا رفتن درصد طلاق در کشور ما زنده‌ترین شاهد این مطلب است.
از روزی که حجاب دچار تغییر و تحول شد و آزادی‌های تعریف نشده در جامعه ما پا گرفت، سطح طلاق به مقدار نگران‌کننده‌ای بالا رفته و میزان ازدواج رو به کاهش نهاده است و این جزء آثار اجتماعی بی‌حجابی است که جامعه را در درازمدت به ورطه هلاکت می‌رساند. البته آثار مثبت حجاب و پیامدهای منفی بی‌حجابی به اینجا ختم نمی‌شود.
وقتی که به صحنه تفکرات عالم نگاه می‌کنیم و بینش اسلام را مشاهده می‌نماییم، به روشنی در می‌یابیم که جامعه بشری هنگامی خواهد توانست نسبت به مسئله زن و رابطه زن و مرد، سلامت و کمال مطلوب خود را پیدا کند که دیدگاه‌های اسلام را بدون کم و زیاد و بدون افراط وتفریط درک کند و کوشش نماید آن را ارائه کند. اسلام می‌خواهد که رشد فکری، اجتماعی، سیاسی، علمی و بالاتر از همه فضیلتی و معنوی زنان به حد اعلا برسد و وجودشان برای جامعه و خانواده بشری حداعلای فایده و ثمره را داشته باشد. همه تعالیم اسلام از جمله مسئله حجاب، بر این اساس است. مسئله حجاب به معنی منزوی کردن زن نیست. مسئله حجاب به معنای جلوگیری از اختلاط و آمیزش بی‌قید و شرط زن ومرد در جامعه است. این اختلاط به ضرر جامعه و به ضرر زن و مرد و بخصوص به ضرر زن است. حجاب به هیچ‌وجه مزاحم و مانع فعالیت‌های سیاسی، اجتماعی وعلمی نیست.

فلسفه حجاب


یکی از نکات اساسی که زمینه‌ای برای عمل به احکام است شناخت جایگاه هرچیز در نظام هستی است. البته در نظامی که خداوند متعال در جای جای آن دیده می‌شود و ارتباط اشیا و اعمال با خداوند بسیار مشهود است و با درک این ارتباط و حضور، بسیاری از مشکلات زندگی بشر حل می‌شود. «حق» به عنوان زیباترین و پسندیده‌ترین واژه آفرینش در تمامی ادیان و جوامع بشری مورد توجه قرار گرفته است و حقوق و ادای آنها فراتر از زمانها و مکانها واشخاص و ادیان است.
در واقع هر فردی از هر طبقه اجتماعی و از هر دین و ملیت، نسبت به ادای حقوق دیگران حساسیت نشان می‌دهد واین مطلب، حق و حقوق را فرازمانی و فرامکانی می‌کند. برخی از اندیشه‌گران و حکیمان بر این باورند که حجاب، حق‌الله است و در این‌باره می‌گویند: «حرمت زن نه اختصاص به خود زن دارد و نه مال شوهر و نه ویژه برادر و فرزندانش می‌باشد. همه اینها اگر رضایت بدهند، قرآن راضی نخواهد شد، چون حرمت زن و حیثیت زن به عنوان حق‌الله مطرح است. لذا کسی حق ندارد بگوید من به نداشتن حجاب رضایت دادم.
از اینکه قرآن می‌گوید: هر گروهی، اگر راضی هم باشند، شما حد الهی را در برابر آلودگی اجرا کنید، معلوم می‌شود عصمت زن حق‌الله است.»(۶) پر واضح است که آدمی نمی‌تواند حقوق الهی را کاملا ادا کند ولی با انجام برخی کارها می‌تواند رضایت الهی را به دست آورد. حضرت رسول‌(ص) می‌فرمایند: «حقوق خداوند متعال بزرگتر از آن است که توسط بندگان ادا شود و نعمت‌های خداوند بیشتر از آن است که به شمارش آید»(۷) و حضرت علی(ع) می‌فرماید: «خداوند بر بندگان حقی قرار داده و آن این است که او را اطاعت کنند.»(۸) اگرچه حق خدا بزرگ است و قابل ادا نیست ولی ادای وظایف و اطاعت از خداوند متعال به نوعی ادای حق محسوب می‌شود. حجاب که امر خداست و شارع مقدس به عنوان یکی از احکام ضروری دین آن را واجب کرده است باید حفظ شود.
حفظ این واجب الهی اطاعت از اوست و اطاعت از او حقی است که بر بندگان نهاده است و هر انسان باورمندی باید تعبدا و نه فقط به خاطر مصالح عمومی و... این حق و حد الهی را ادا کند. پس حکمت حجاب، سنجش میزان عبودیت واطاعت بندگان است. بانوان با حفظ حجاب می‌توانند اطاعت را که روح و پیام اصلی عبادات بشر است اثبات کنند و در زمره اطاعت‌کنندگان الهی قرار گیرند. بانوان به عنوان نیمی از جامعه اسلامی که در دامان خود انسان‌های پاک و برجسته می‌پرورانند، دارای حرمت واحترام ویژه‌ای می‌باشند. آنان معلمان عاطفه هستند و پیکره اجتماع، با محبت و تربیت آنها استوار خواهد ماند.
مفسران واندیشه‌گران بر این باور هستند که «قرآن کریم وقتی درباره حجاب سخن می‌گوید، می‌فرماید: حجاب عبارت است از یک نحوه احترام گذاردن و حرمت قائل شدن برای زن که نامحرمان او را از دید حیوانی ننگرند. در قرآن علت و فلسفه حجاب را چنین ذکر می‌کند که: ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین، یعنی برای اینکه شناخته نشوند و مورد اذیت واقع نگردند، چرا که آنان تجسم حرمت و عفاف جامعه هستند و حرمت دارند.»(۹)
با اندکی تدبر در آیات قرآن فلسفه حجاب را به گونه‌ای صریح می‌بینیم و می‌یابیم که احترام و حرمت زن، فلسفه حقیقی و یا یکی از فلسفه‌های حجاب است براستی اگر معرفت انسان به شریعت و تعالیم دینی بالا رفته و قرآن را که آئین‌نامه سعادت و کمال بشر است درک کند، به عظمت حجاب پی برده و می‌فهمد بدحجابی و بی‌حجابی ثمره عدم معرفت و شناخت حقیقی جایگاه زن در هستی است.
خداوند در آیه ۳۱ سوره نور حکم حجاب را به گونه‌ای صریح و آشکارا مطرح نموده و علاوه بر ظرافت‌های خاصی که در نوع پوشش زنان وجود دارد، اشخاص محرم را نیز ذکر می‌کند تا نامحرم‌ها بازشناسانده شوند و در پایان فلسفه پوشش بیان شده است که زینتها و زیبایی‌های زنان در مقابل نامحرم آشکار نشود، تا آنها مورد توجه نگاه‌های ناپاک قرار نگیرند و احترام آنان حفظ گردد. در آیه دیگر حرمت و شخصیت زن به عنوان فلسفه حجاب مطرح می‌شود: «ای پیامبر به زنان ودخترانت و زنان مومن بگو، پوشش خود را بر خود فرو پوشند.
این برای آنکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند.» (احزاب، آیه ۵۹) در این آیه زنان و دختران پیامبر و زنانی که همسر مردان مومن هستند از دیگر زنان جامعه آن روز جدا می‌شوند و حکم حجاب برای این زنان محترم آورده می‌شود. از ظاهر آیه می‌توان دریافت که حجاب به خاطر احترام و حرمت زنان بوده و مقام آنان به قدری والاست که باید از طریق حجاب شناخته شوند؛ مبادا مانند زنان کفار مورد اذیت و آزار قرار گیرند. این دسته از زنان به خاطر اعتقادات و باورهای دینی، دارای ارزش و مقامی افزون از دیگران هستند و حرمت آنها باید مورد شناسایی قرار گیرد.

مسیح و حجاب

مسیح و حجاب

آیا حجاب، مانع پییشرفت است؟!

برای اینکه جواب این سوال را در یافته باشیم که آیا حجاب مانع پیشرفت یک کشور است یا خیز، اول تر از همه باید دید که حجاب چیست؟
زیرا بدون دانستن این امر که حجاب چیست، نمی توانیم اهداف، منافع و اضرار آن را بفهمیم، بعد از فهمیدن آن، باید تصمیم بگیریم، که کدامین ترقی را ما می خواهیم به دست بیاوریم، چون بدون معلوم کردن این نکته، نمی توانیم که آیا حجاب مانعی در راه ترقی و پیشرفت است یا خیر؟
حجاب در اصل، کلمهء عربی است، که ما در لسان دری می توانیم آن را پرده هم بگوییم، کلمهء حجاب در قرآن عظیم الشان در محلی ذکر شده است که طی آن خداوند(ج) مردم را از رفتن بدون تکلف به خانهء پیامبر خدا اصلی الله علیه وسلم منع فرموده است.
وحکم فرموده اگر از خانم های خانه تقاضای چیزی را دارند، آن را از عقب حجاب و پرده تقاضا نمایند.
احکام حجاب سر از همین حکم آغاز گردید و هر آنچه از احکام حجاب بعد از آن نازل شد، مجموع آن را "احکام حجاب" خواندند.
احکام حجاب در سوره های بیست و چهارمین (النور) و سی وسوم (الاحزاب) قرآن مجید، با همه تفصیلات موجود است.
طی احکام حجاب به زنان امر شده است که در خانه های خویش با وقار بیاسایند، آن چنان که خانم ها در زمان جاهلیت عادت داشتند، حسن و آرایش خود را به نمایش نگذارند اگر بیرون برآمدن از خانه برای شان ضرور باشد، با چادری بزرگی خود را بپوشانند، و زیوری را که از آن آواز آید، نباید در هنگام خروج از منزل بپوشند، در داخل خانه های خویش نیز بین مردان محرم و نامحرم فرق کند، به جز از مردان محرم، خادمان خانه، و زنانی که با آنها نشت و برخاست دارند، در مقابل سایرین، بازینت و آرایش ظاهر نشوند.
(مفهوم از زینت در اینجا آرایش یا میک اپ است که لباس، زیور خوش نما و استعمال سامان آلات آرایش هم در آن شامل است).
بعد هم زنان را هدایت نموده تا در مقابل مردان محرم نیز چادر را بر گریبان ها وسینه های خویش پهن نموده. و محلات ستر بدن خویش را بپوشانند مردان خانه نیز هدایت نموده است تا ولو اگر نزد خواهران و مادران خویش می روند، اجازه بگیرند ( دق الباب کنند). مبادا دفعتا نگاه آنها به حالتی بیفتد که قسمتی از جسم خواهران و مادران برهنه باشد.
این احکامی است که در قرآن ذکر شده است و نام آن را "احکام حجاب" کذاشته اند. نبی کریم صلی الله علیه و سلم در تشریح این احکام فرموده اند که ستر خانم ها ( محلات پوشیده، جسم خانم ها) بدون چهره. دست ها تا بند دست و پا ها الی بجلک پاها، همه جسم ایشان است که باید حتی از پدران و برادران خویش نیز آن را بپوشانند.
همچنان خانم ها نباید چنان لباس باریک یا چسپ بپوشند که خطوط جسم آنها را نمایان سازد به همین گونه رسول الله صلی الله علیه وسلم به جز مردان محرم، تنها نشتن یا تنها بودن زن را باسایر مردان منع فرموده اند، و رسول الله صلی الله علیه وسلم زنان را از این کار منع فرمودند که در بیرون از منزل خوشبویی یا عطر استعمال کنند.
در داخل مسجد هنگام نماز جماعت رسول الله صلی الله علیه وسلم ، جایگاه جداگانه یی برای مردان و زنان تعیین نمود، و اجازه نداد تا زن و مرد شانه به شانهء هم، در یک صف نماز بخوانند.
در صدر اسلام رسول الله صلی الله علیه وسلم وهمه مردان بعد از ختم نماز، تا هنگامی در مسجد می نشتندکه زنان از مسجد بیرون شدند.
این همه احکامی است که هر کسی بخواهد می تواند، آن را در سوره (النور) سوره ( الاحزاب) و کتب مستند احادیث، مشاهده کند.
آنچه را ما امروز حجاب می نامیم، ولو اگر در شکل عملی خود شکار افراط و یا تفریط شده باشد، ولی اصول و قواعد آن همان است که خداوند و رسول وی صلی الله علیه وسلم در جامعهء اسلامی صدر اسلام، در مدینهء منوره نافذ نموده بودند.
گرچه بند نمودن دهان کسی به نام خدا و رسولش درست نیست، ولی باید به صراحت بگوییم که بلند نمودن این شعار که " حجاب مانع پیشرفت ماست" نشانهء بارزی از ذهنیت دو جانبه و دوگانهء ماست و بهتر است بگوییم که هدف اصلی این گونه شعار ها نشانه یی از بی اعتمادی ما برذات خداوند و رسول خدا صلی الله علیه وسلم است و مفهوم واضح این گونه شعار ها این است که گویا خداوند و رسولش در راستای پیشرفت و ترقی مان موانعی ایجاد نموده اند!!
و اگر ما چنین فکر می کنیم، پس چرا جبراخود را مسلمان نشان می دهیم، و چرا از پذیرفتن دین خدا و رسولش انکار نمی ورزیم که بر ما العیاذ بالله چنین ظلمی را روا داشته اند؟
و از این سوال نمی توانیم با این جواب سرسری، بگذریم که خدا و رسولش ما را به رعایت نمودن حجاب امر نه نموده اند!! چنانچه در بالا تذکر داده شد که حجاب چیست؟ چه معنی دارد، و هر کسی بخواهد، می تواند احکام تفصیلی حجاب را در سوره های قرآن عظیم الشان، و کتب مستند احادیث مطالعه نمایند.
و اگر کسی از صحت احادیث منکر باشد، باز هم احکام واضح قرآن را چگونه می تواند انکار نماید؟
اگر احکام حجاب را که اسلام ما را به آن امر نموده است، اندکی با دقت مطالعه کنیم، سه هدف بزرگ آن را طور ذیل می توانیم بفهمیم:
۱- تا از اخلاق مرد و زن مواظبت به عمل آمده، دروازهء آن همه خرابی ها مسدود شود که در نتیجهء روابط آزادانه،مرد وزن در جوامع مختلط پدید می آید.
۲- تا محدودهء کاری زن و مرد از هم جدا گردیده، و به این ترتیب، وظایفی را که فطرت برای زن سپرده است باسکون و آرامش انجام دهد. و خدماتی که مرد مکلف به انجام دادن آن است، با اطمینان بتواند به جابیاورد.
۳- تا نظام خانه و خانواده را قوی و محفوظ سازد. که اهمیت آن به هیچ وجه کمتر از سایر نظام های زندگی نیست، بلکه بیشتر هم است آنانی که بدون حجاب نظام زنده گی و خانواده را محفوظ ساخته اند، در حقیقت زن را غلام ساخته و او را از همه حقوق وی محروم نموده اند، و کسانی که با اعطای حقوق به زنان، ایشان را از پیروی حجاب معاف ساخته اند، نظام خانواده و زند گی آنها فروپاشیده است، و روز به روز پاشیده تر می گردد.
در حالی که اسلام از یک سو همه حقوق زن را، برایش می دهد، و هراه با آن نظام خانواده و زندگی را نیز می خواهد محفوظ نگه دارد، و این هدف تا هنگامی حاصل شده نمی تواند که احکام حجاب، برای حفاظت از آن موجود نباشد.
بیایید با خون سردی تمام روی اهداف و مقاصدی فکر کنیم که اسلام می خواهد آن را از طریق رعایت حجاب، به دست بیاورد.
اگر اخلاق نزد کسی ارزش داشته باشد، پس باید دقت نماید که در جامعهء مختلط، وقتی زنان بعد از آن که خود را می آرایند و آزادنه گشت و گذار می کنند، و در هر بخش کاری در زندگی در کنار مردان اجرای وظیفه می نمایند، در آنجا چگونه می توان از فاسد شدن اخلاق جلوگیری کرد؟ و تا چه وقت اخلاق جامعه از فاسد شدن،نگهداری خواهد شد؟
چنانچه ما در کشور های خود مشاهده می کنیم که به هر اندازه سیستم اداری مختلط افزایش می یابد، به همان اندازه به جرایم جنسی افزوده می شود، و این گفته که سبب اصلی این خرابی ها و مفاسد پرده و حجاب است، و وقتی پرده نباشد، دل های مردم از زنان سیر خواهد شد، به کلی غلط است.
چنانچه در کشور هایی که بی حجابی و آزادی کامل حکم فرماست، نیز دل مردم سیر نشده است، و خواسته های هوس آلود آنها کار را به سر منزل عریانی کامل رسانید! وتا حال از اجازه نامهء برهنگی کامل دل آنها سیر نمی گردد همان گونه که مشاهد می کنیم فعلا هم جرایم جنسی بیشتر در آن دیار اتفاق می افتد، و آن گونه که گزارش ها این گونه جرایم زنیت صفحات جراید امریکا، انگلستان، و سایر کشور ها می گردد.
آیا این گونه حالت، حالت قابل اطمینان است؟
این موضوع تنها موضوع اخلاق نیست، بلکه موضوع فرهنگ و عنعنهءماست! به هر اندازه ای که جوامع مختلط افزایش می یابد، مصارف آرایش و لباس خانم ها هم به همان اندازه افزایش پیدا می کند.
و آنگاه عایدات جایز خانواده ها، برای این مصارف ناکافی گردیده، در نتیجه هر سو رشوت، اختلاس، و سایر حرام خوری ها، افزایش می یابد.
چانکه همین حرام خوری ها باعث شده، تا هیچ قانونی در کشور ها و جوامع ما به طور درست آن نافذ و تطبیق نگردد، و همچنان این نکته هم قابل غور است که کسی در مورد خواسته های خود به نظم و دسپلین عادت نداشته باشد، چگوننه می تواند در سایر معاملات پابند نظم باشد.
در زندگی خانوادگی خود، وفادار نباشد، چگونه می توان از وی توقع داشت که در مسایل ملی و کشوری، وفادار خواهد بود؟
جدا نمودن دایره های کاری مرد و زن به ذات خود، از تقاضای فطرت است، وقتی فطرت وظیفهء مادری و مادر شدن را به زن سپرده است، به خوبی واضح ساخته است که محل اصلی وظیفهء خانم در کجاست؟ هنگامی که وظیفهء پدری و پدر بودن را به مرد سپرده است، خود واضح است که برای اجرای چه اموری، اورا بارسنگین مادر بودن، فارغ ساخته است؟
خداوند برای اجرای هر دو قسم خدمات و امور برای زنان و مردان اجسام جداگانه و متفاوت از هدیگر اعطا نموده است، و برای هردو نیز درهای جداگانه اعطا نموده است، صفات جداگانه داده است، و حتی حالت روانی هر دو را متفاوت خلق نموده است.
کسی را که فطرت برای مادر شدن پیدا نموده است، برایش صبر و تحمل بخشیده است،در خوی و عادتش نرمی آفریده در وجودش مهر مادر را جایگزین ساخته است، و اگر این چیز ها نزد زن نمی بود امروز ما و شما در این حالت کنونی قرار نمی داشتیم.
کسی را که برای این کار گماشته شده، برای کار هایی که در آن به سخت خویی و سختی ضرورت است، موزون نیست و این گونه کار ها که در آن به سختی و سخت مزاجی ضرورت است برای کسی موزون شمرده می شودکه برای مادر شدن،آفردیده نشده است و اورا از مسوولیت های بزرگی آزاد نگه داشته اند که برای مادر شدن لازم است و اگر کسی می خواهد این تقسیم فطرت را از بین برد. پس باید فیصله کند که دیگر در روی جهان ضرورتی برای مادر وجود ندارد، و پس از گذشت یک مدتی نسل انسان بدون استعمال بم اتم و بم هادروجنی، خود به خود منقرض خواهد شد.
ولی اگر تصمیم ندارید که مادر شدن را در روی جهان خاتمه بخشید، و تقسیم فطرت را هم در مورد وظایف و وجایب زن و مرد نمی پذیرید، پس این بی انصافی بزرگ با زن است، که هم بار بزرگی را که فطرت بشری بر دوش وی گذاشته بردارد، باری را که مرد به اندازهء یک انگشت هم نمی تواند در برداشتن آن با وی همکاری کند،و همگام با آن زن باید در کار های سیاست، تجارت، صنعت و پیشه وری،و جنگ و جدل، شانه به شانه مردان سهم بگیرد.
حال بیایید اندکی با ذهن آرام بیندیشم، نیم قسمت از خدمت به انسانیت آن است که همه را به طور کامل زن انجام می دهد، هیچ مردی به اندازهء یک ذره هم نمی تواند در برداشتن آن بار باوی کمک نماید،نیم حصهء آن را زن بر دوش گیرد؟ به این ترتیب سه بر چهار حصه مسوولیت ها یا سه برچهار حصهء این بار بردوش زن ها گذاشته شد، و یک برچهار آن بر دوش مرد ها،آیا انصاف همین است؟
و خانم ها هم به خاطری این ظلم را با خوشی قبول نموده اند، بلکه با اصرار و پافشاری این بار مسوولیت را به دوش می گیرند که جامعهء از اعطای حیثیت و عزت برای آنها به حیث زن، انکار نموده است. جامعهء امروزی زن صاحب اولاد را مورد تمسخر قرار داده و زن خانه دار را بی حیثیت می خواند.
همه خدماتی را که زن در خانواده انجام می دهد، و خدماتی که به هیچ وجه انجام دادن آن از کار های مردان نبودند،جامعه آن خدمات و کار ها بی ارزش جلوه داد. و زن مجبورا در تلاش عزت، قدر و منزلت، برای اجرای کار های آماده گردید که در حقیقت باید آن را مرد انجام می داد، زیرا اگر خود را مرد نمی ساخت، کار های مردانه را انجام نمی داد، جامعه حاضر نبود تا برایش عزت و حیثیتی قایل شود.
اسلام زن را آن قدر مورد عطوفت و مهربانی قرار داده است که باوحود زن بودن و همراه باانجام خدمات زنانه، براش حیثیت و مقامی مساوی با مرد اعطا نموده است و حتی در مقام مادر مقام والاتر از مرد را برایش داده است.
حال که جامعهء امروزی ادعا دارد که حجاب مانع پیشرفت جامعه است، به این معنی است که از زن تقاضا دارد تا هم مادر باشد، هم قاضی در محکمه و هم از طربق رقص و سرود برای تفریح مرد ها وقت بدهد، و به این گونه جامعهء امروزی ان قدر بار برشانه های زن می گذاردکه بالاخر توانایی انجام دادن هیچ گونه خدمتی را نداشته باشد.
جامعهء امروزی تقاضای انحام کار را از زن دارد که او برای آن آفریده نشده است. و زن را به میدانی می کشاند که نمی تواند در آنجا با مرد مقابله کند جایی که مرد از او پیش قدم خواهد بود.
در جایی که اگر زن بتواند حق خود را به دست بیاورد، تنها در حال ترحم بر زن بودن او خواهد بود، یا به عبات دیگر زن از دیگاه زن حق خود را تنها از راه " جمال" و زیبایی به دست آرده می تواند نه از طریق کمال، چون از دیدگاه جامعهء امروزین، اجرای اینکار ها برای پیشرفت کشور ضروری شمرده می شود.
خانه و خانواده که جامعهء امروزی، در خوشحالی ترقی و پیشرفت اهمیت آن را فراموش نموده است، در حقیقت فابریکه یی است که انسان در آن ساخته می شود، که به یقین اهمین و ضرورت آن از فابریکه های تولید کننده توپ و تفنگچه کمتر نیست مواصفات، حالت روانی، و استعدادی که برای پیشبرد امور چنین فابریکهء ( فابریکه انسان سازی) ضرورت است، فطرت همه آن را در وجود زن آفریده است، تلاش،زحمت کشی و سخت کاری که برای پیشبرد این فابریکه ضرورت است، فطرت بیش از همه آن را بر شانه های زن بار نموده است.
کار برای انجام دادن در این نوع فابریکه ها خیلی زیاد است، و اگر کسی با احساس مسوولیت، و آن گونه که حق آن است این کار ها را بخواهد انجام دهد، شاید وقت سر خاریدن هم نیابد، و اگر در پیشبرد امور این گونه فابریکه های انسان سازی، هر قدر از استعداد، سلیقه و دانشمندی کار گرفته شود، به همان اندازه انسانی دارندهء صفات بلند در آن ساخته می شود و برای این کار ضرورت است تا زن را از تعلیم و تربیهء خوب هرچه بیشتر مستفید سازیم، و برای این که امور این گونه فابریکه های انسان سازی، با سکون اطمینان و اعتماد به پیش برده شود، اسلام نظم و دسپلین حجاب را نافذ ساخت، تا زن بتواند با اطمینان خاطر کار خود را انجام دهد، و توجه وی به سمت های نادرست معطوف نگردد و مرد هم با اطمینان کامل، این بخش زندگی را به زنان رها سازد.
ولی حال جامعه می خواهد، این نظم و دسپلین را به خاطر پیشرفت و ترقی کشور، از بین ببرد.
اما بعد از خاتمه این نظم و دسپلین، یکی از این دو صورت طبعا حاکم خواهد شد، یا باید زن را با پیروی از تمدن های هندی، و تمدن های پیشن عیسویت و یهودیت به شکل غلام نگه داریم تا نظام زندگی خانوادگی از هم نپاشد یا باید برای این امر آمادگی بگیریم که فابریکه های انسان سازی، از بین رفته، فابریکه های تولید تفنگچه توپ، رشد و انکشاف نماید به صراحت باید گفت که امکان ندارد، که همراه با بر قرار نگه داشتن حقوق کامل قانونی و اقتصادی که اسلام به زنان داده است، کسی دسپلین و نظام نافذهء اسلام را بشکند، و با وجود آن نظام خانوادگی وی از تباهی و بربادی نجات یابد.
پس بهتر است هر معیار از "ترقی" و پیشرقت" را که شما در ذهن خویش دارید، با در نظر داشت آن، بیندیشید که شما چه چیزی را می خواهید به دست بیاورید. و آمادگی از دست دادن چه چیزی را دارید.
ترقی و پیشرفت یک کلمهء بسیار وسع و با مفهوم بزرگ است و نمی توان به یک مفهوم واحد و یگانه برای آن اکتفا کرد.
مسلمانان یک زمانی بر ساحهء وسعی از زمین از خلیج بنگال گرفته تا بحر اتلانتیک حکمرانی داشتند، همچنان در رشته های ساینس و فلسفه استاد همه جهان بودند، در راستای تهذیب و تمدن هیچ قومی در جهان نمی توانست با ایشان همسری کند، ولی معلوم نیست که از دیدگاه کدام قاموس می توان این همه پیشرفت را " ترقی" نامید یا خیر؟ ولی اگر این را می توانیم ترقی بگوییم، پس این پیشرفت و ترقی مربوط به جامعه ایی است که حجاب و پرده به سختی در آن رایج بود. تاریخ اسلام مملو از نام های اولیا، مدبرین، علما، حکما، مصنفین و فاتحین بزرگ است، و حتمی است که این گونه افراد عظیم الشان در آغوش مادران جاهل بزرگ نشده اند، همچنان در تاریخ اسلام نام های زنان بسیار بزرگوار را در می یابیم، این عده، خانم هایی بودند که در علم، فن و ادب به درجه کمال رسیده بودند، ولی حجاب هیچ گاهی مانع چنین پیشرفت مسلمانان نگردیده بود، و نخواهد گردید.
امروز هم اگر ما با همان گونه ترقی و پیشرفت دلچسپی داشته باشیم" حجاب" مانع ما نمی گردد، ولی اگر مفهوم از ترقی و پیشرفت در نزد مردم تنها آن نوعی از ترقی باشد که اهل غرب به آن رسیده اند، یقینا که در موجودیت حجاب، نمی توانیم به آن گونه ترقی دست یابیم ولی نباید فراموش کرد که جهان غرب با به خطر انداختن نظام اخلاقی و خانوادگی خویش توانسته اند، این پیشرفت و ترقی را به دست بیاورند.
ترقی و پیشرفت غرب زن را از محدودهء کاری خودش به حیث زن، خارج نموده و او را داخل محدودهء کاری مرد نموده است.
به این گونه جامعهء غربی اگر از یک سو توانست برای پیشبرد امور دفاتر و کارخانه های خود دست دوم (توانایی زن) را دریابد، و به ظاهر به پیشرفت و ترقی هم نایل آمده، ولی سکون و راحت خانوادگی خود ار از دست داده.
اگر امروز هم کدام منزلی در جامعهء غربی آباد است تنها از برکت خانم های خانه است.
خانم هایی که شانه به شانه با مردان کار می کنند و پول به دست می آروند، در هیچ نقطه یی از دنیا نظام خانواده گی را به پیش نمی برد، و نه هم می توانند آن را به پیش ببرند.
ازدواج های این طبقه با یک طلاق خاتمه می یابد. اولاد شان تباه می شوند، این طبقه اگر جایی برای بود و باش دارند، یا کلپ است، یا هوتل، خانه و منزل دیگر برای ایشان جای سکون و آرامش نیست، و کار ساختار انسان خوب برای جایگزینی خود را این طبقه، ترک نموده اند.
حال اگر به این نوع ترقی کس دل می بازد، می تواند، دل ببازد

ممنوعیت روبنده درفرانسه تصویب شد

این ممنوعیت که اکنون به یک چالش قانونی تبدیل شده قرار است از بهار سال آینده در فرانسه اجرایی شود و فرانسه را به نخستین کشوری تبدیل کند که این قانون را تصویب کرده است.

روبنده + نقاب + دختران با حجاب + چادر سیاه

ممنوعیت پوشش کامل صورت به صورت روبنده و برقع در فرانسه به اتفاق اکثریت آرا در پارلمان فرانسه مورد موافقت قرار گرفت.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از یورو نیوز، حمایت سنا از ممنوعیت روبنده به دنبال موافقت مجلس عوام این کشور در ماه ژوئیه صورت گرفت.

این ممنوعیت که اکنون به یک چالش قانونی تبدیل شده قرار است از بهار سال آینده در فرانسه اجرایی شود و فرانسه را به نخستین کشوری تبدیل کند که این قانون را تصویب کرده است.

این رأی گیری شب گذشته از سوی مجلس لردان فرانسه با حمایت 246 نفر و مخالفت یک نفر انجام شد. به موجب این قانون زنانی که صورت خود را در تمام اماکن عمومی بپوشانند با جریمه نقدی معادل 150 یورو، یا زندان رو به رو می شوند.

اجرای این قانون در فصل بهار با هدف درنظر گرفتن فرصت 6 ماه برای زنانی که از این پوشش استفاده می کنند به منظور انطباق با قانون جدید درنظر گرفته شده است، این درحالی است که برخی زنان اظهار داشتند از قانونهایی که به آنها بگوید چه لباسی نپوشند اطاعت نخواهند کرد.

درحالی که افزایش نژادپرستی و تعصب در اروپا و واکنشهای منفی بسیاری از شخصیتهای سیاسی اروپا نسبت به پوشش مسلمانان به وضوح قابل مشاهده است، بیشتر مخالفان با روبنده و حامیان قانون جدید مدعی شده اند این مسئله ارتباطی با دین ندارد.

بلژیک در ماه آوریل تمام انواع پوشش را که صورت را می پوشاند ممنوع کرد اما پارلمان این کشور هنوز درباره قانونی شدن این امر رأی گیری نکرده است.

فراخوان برای ممنوع کردن پوشش صورت در اروپا گسترش یافته است و کشورهای ایتالیا، اسپانیا، آلمان و بریتانیا نیز در این رابطه بحثها و بررسی هایی را آغاز کرده اند

دختر شجاع

بسم الله الرحمن الرحیم

 تركيه كشورى است كه بر اساس سيستم لائيك (منهاى مذهب ) اداره مى شود، از اين رو از مظاهر مذهب جلوگيرى مى نمايد.
يكى از دختران شجاع مسلمان (19 ساله ) به نام نور جان كوجامان دانشجو بود و در شهر آنكارا، با حجاب اسلامى به دانشگاه مى رفت و در آنجا از رئيس جهمور وقت تركيه كنهان اوژن به خاطر آنكه طرفدار حكومت لامذهبى است انتقاد مى كرد، او را دستگير كردند و به يك سال زندان محكوم نمودند.
او در دادگاه فرمايشى آنكارا پس از شنيدن محكوميّتش به يك سال زندان ، فرياد زد:
امام خمينى رهبر دنياى اسلام است و من از طرفداران او هستم ! اين دختر شيردل ، آن چنان در آن كشور ضدّ خدا، پايبند به احكام اسلام بود، كه حجاب خود را كاملاً رعايت مى كرد و با قرآن مأ نوس بود ودر هر فرصتى آيات قرآن را تلاوت مى نمود و با صراحت مى گفت :
من امام خمينى را به عنوان رهبر اسلامى مى شناسم و از او پيروى مى كنم