بررسي مباني حجاب و عفاف در قرآن

«حجاب و عفاف»در قاموس بشري ، واژه هاي آشنايي هستند که در گذر زمان از
سنت به سوي مدرنيته ، فراز و نشيب هاي زيادي را طي کرده است . در اين ميان
مردان و زنان (به خصوص زنان) در مسير تند باد حرکت به سوي مدرنيسم ، در
معرض برهنگي فرهنگي و فرهنگ برهنگي قرار گرفتند تا در توسعه سرمايه داري
نقش خويش را ايفا کنند .
اما با گذر زمان از هويت و
شخصيت و ماهيت خود بيشتر دور شدند ، و در يک حرکت جديد با بازگشت دوباره به
سوي منيت خويش و توجه به سرشت و طبيعت و احتياجات حقيقي خودرا ، در ميان
معنويت ، هويت خويش را در «عفاف و حجاب» جستجو کردند .
نگاهي به مباني «حجاب و عفاف» که برخاسته از حقايق دين و در افق بالاتر از
عالم ماده تدوين و تبيين شده است ، در عصر برهنگي ، تنها پاسخ مثبت و حقيقي
به نيازهاي دروني و بازگشت به گرايش هاي فطري جامعه انساني است که سلامت
،امنيت ، معنويت و کمال را در خانواده و اجتماع ميسور مي سازد ؛ و اين
انتخاب تنها راه رسيدن به کمال و سعادت الهي است ، مباني و ريشه و راه هاي
اين حقيقت را مي توان از بطن قرآن و روايت هاي اصيل اسلامي به دست آورد .
از اين روي در اين مقاله «مباني عفاف و حجاب» از قرآن مورد نقد و بررسي
قرار گرفته است . روش تحقيق به صورت تحليل محتواي است که به شيوه کتابخانه
اي جمع آوري شده است . اميد است اين تحقيق در توسعه فرهنگ حجاب و عفاف در
جامعه تأثيرگذار باشد .
حجاب را از دو بعد لغوي و اصطلاحي مي توان تعريف کرد که در بعد لغوي در
ساده ترين تعريف حجاب به معني پوشش و فاصله ميان دو چيز معنا شده است ؛
چنان که ابن منظور مي نويسد : «الحجاب :الستر ... و الحجاب اسم ما احتجب به
وکل ما حال بين شيئين : حجاب ... و کل شي ءٍٍ منع شيئاً فقد حجبه ...»1 ؛
(ابن منظور ، 2000 م ، ج 4 : 36) «حجاب به معناي پوشانيدن است و اسم چيزي
است که پوشانيدن با آن انجام مي گيرد و هرچيزي که ميان دو چيز ، جدايي مي
اندازد، حجاب گويند و هر چيزي که مانع از چيز ديگر شود او را حجب نموده است
.»
و در کلامي ديگر خداوند منّان مي فرمايد : «و من بنينا و بينک
حجاب.»2 (سوره فصلت : آيه 5)؛ «ميان ما و شما حاجز و فاصله اي در نحله و
دين وجود دارد ، نيز بدين معنا به کار رفته است .»
فهرست منابع و مآخذ
قرآن کريم ، ترجمه مهدي الهي قمشه اي ، تهران:گلبان ، 1380 .
منابع عربي
1 - ابن منظور ، ابي الفضل جمال الدين . لسان العرب . بيروت : دارصادر . 2000 م ، چ 4 .
2 - زمخشري ، ابوالقاسم محمد بن عمر . تفسير کشاف . قم: دارالکتب الاسلاميه ، 1352 ، ج 3 .
3 - راغب اصفهاني ، ابوالقاسم حسين بن محمد بن مفضل .مفردات الفاظ القرآن . بيروت : دارالشاميه . 1992 م .
4 - طباطبايي ، محمد حسين . الميزان في تفسير القرآن . تهران : دارالکتب الاسلاميه . 1398 ق ، ج 16 .
5 - طباطبايي يزدي ، محمد کاظم . عروة الوثقي . قم . کراوري . 1373 .
6 - طبرسي ، ابو علي الفضل بن الحسن . مجمع البيان . تهران : سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامي . 1380 ، ج 7 .
7 - فيض کاشاني ، محمد حسن . تفسير الصافي . مشهد : دارالمرتضي . بي تا ، ج 4 .
8 - قمي ، ا بي الحسن علي بن ابراهيم . تفسير القمي . نجف . بي تا . 1378 هـ . ق ، ج 2 .
9 - کليني ، محمد بن يعقوب اسحاق . اصول کافي . بيروت . دارالاضواء . 1413 هـ . ق ، ج 5 .
منابع فارسي
1 - الحراني ، حسين بن شعبه ، تحف العقول ، تصحيح علي اکبر غفاري ، قم : جامعه مدرسين 1363 .
2- بابايي ، احمد علي . برگزيده تفسير نمونه . تهران: دارالکتب الاسلاميه ، چ 9 ، 1380 ، ج 3 .
3 - بيرقي اکبري ، محمد رضا . تحليلي نو و عملي از حجاب در عصر حاضر . اصفهان : پيام عزت ، 1377 .
4 - شجاعي ، محمد . درو صدف . قم : محيي ، چ 5 ، 1385 .
5 - عميد ، حسن . فرهنگ عميد . تهران : امير کبير ، 1367 .
6 - قريشي ، علي اکبر . قاموس قرآن . تهران : د ارالکتب الاسلاميه ، 1378 ، ج 5 ، ج 1 .
7- محمدي آشناني ، علي . حجاب در اديان الهي . قم : اشراق ، 1373 .
8 - محمدي ري شهري ، محمد . ميزان الحکمه .ترجمه حميد رضا شيخي . قم : دارالحديث ، 1377 ، ج 13 .
9 - محمدي نيا ، اسداله . بهشت جوانان . قم : سبط اکبر عليه السلام ، چ 19 ، 1383 .
10- مصطفوي ، حسين . التحقيق في کلمات القرآن . تهران : بنگاه ترجمه و نشر کتاب ،1360 ، ج 3 .
11 - مطهري ، مرتضي . مسئله حجاب . تهران : نشريه انجمن اسلامي . 1353 .
12 - معين ، محمد . فرهنگ فارسي . تهران : امير کبير ، 1379 ، ج 1 .
13- مکارم شيرازي ، ناصر . برگزيده تفسير نمونه . تصحيح احمد علي بابايي . قم : دارالکتب الاسلاميه ، چ دوم ، 1376 ، ج 3 .
14 - هدايت ، مهدي قلي . خاطرات و خطرات . تهران : زوار ، چ 4 ،1363 .
15 - هدايت خواه ، ستار . زيور عفاف . مشهد : معاونت پرورشي سازمان آموزش و پرورش خراسان ، 1374 .
سايت
1. www. ehga . net
2.www . yahoo . com
ادامــه مــطــلــب
+نوشته شده در شنبه بیستم آذر 1389ساعت15:39توسط منيژه اشجاري |
آیا حجاب، مانع پییشرفت است؟!
برای اینکه جواب این سوال را در یافته باشیم که آیا حجاب مانع پیشرفت یک کشور است یا خیز، اول تر از همه باید دید که حجاب چیست؟
زیرا
بدون دانستن این امر که حجاب چیست، نمی توانیم اهداف، منافع و اضرار آن را
بفهمیم، بعد از فهمیدن آن، باید تصمیم بگیریم، که کدامین ترقی را ما می
خواهیم به دست بیاوریم، چون بدون معلوم کردن این نکته، نمی توانیم که آیا
حجاب مانعی در راه ترقی و پیشرفت است یا خیر؟
حجاب در اصل، کلمهء عربی
است، که ما در لسان دری می توانیم آن را پرده هم بگوییم، کلمهء حجاب در
قرآن عظیم الشان در محلی ذکر شده است که طی آن خداوند(ج) مردم را از رفتن
بدون تکلف به خانهء پیامبر خدا اصلی الله علیه وسلم منع فرموده است.
وحکم فرموده اگر از خانم های خانه تقاضای چیزی را دارند، آن را از عقب حجاب و پرده تقاضا نمایند.
احکام حجاب سر از همین حکم آغاز گردید و هر آنچه از احکام حجاب بعد از آن نازل شد، مجموع آن را "احکام حجاب" خواندند.
احکام حجاب در سوره های بیست و چهارمین (النور) و سی وسوم (الاحزاب) قرآن مجید، با همه تفصیلات موجود است.
طی
احکام حجاب به زنان امر شده است که در خانه های خویش با وقار بیاسایند، آن
چنان که خانم ها در زمان جاهلیت عادت داشتند، حسن و آرایش خود را به نمایش
نگذارند اگر بیرون برآمدن از خانه برای شان ضرور باشد، با چادری بزرگی خود
را بپوشانند، و زیوری را که از آن آواز آید، نباید در هنگام خروج از منزل
بپوشند، در داخل خانه های خویش نیز بین مردان محرم و نامحرم فرق کند، به جز
از مردان محرم، خادمان خانه، و زنانی که با آنها نشت و برخاست دارند، در
مقابل سایرین، بازینت و آرایش ظاهر نشوند.
(مفهوم از زینت در اینجا آرایش یا میک اپ است که لباس، زیور خوش نما و استعمال سامان آلات آرایش هم در آن شامل است).
بعد
هم زنان را هدایت نموده تا در مقابل مردان محرم نیز چادر را بر گریبان ها
وسینه های خویش پهن نموده. و محلات ستر بدن خویش را بپوشانند مردان خانه
نیز هدایت نموده است تا ولو اگر نزد خواهران و مادران خویش می روند، اجازه
بگیرند ( دق الباب کنند). مبادا دفعتا نگاه آنها به حالتی بیفتد که قسمتی
از جسم خواهران و مادران برهنه باشد.
این احکامی است که در قرآن ذکر شده
است و نام آن را "احکام حجاب" کذاشته اند. نبی کریم صلی الله علیه و سلم
در تشریح این احکام فرموده اند که ستر خانم ها ( محلات پوشیده، جسم خانم
ها) بدون چهره. دست ها تا بند دست و پا ها الی بجلک پاها، همه جسم ایشان
است که باید حتی از پدران و برادران خویش نیز آن را بپوشانند.
همچنان
خانم ها نباید چنان لباس باریک یا چسپ بپوشند که خطوط جسم آنها را نمایان
سازد به همین گونه رسول الله صلی الله علیه وسلم به جز مردان محرم، تنها
نشتن یا تنها بودن زن را باسایر مردان منع فرموده اند، و رسول الله صلی
الله علیه وسلم زنان را از این کار منع فرمودند که در بیرون از منزل
خوشبویی یا عطر استعمال کنند.
در داخل مسجد هنگام نماز جماعت رسول الله
صلی الله علیه وسلم ، جایگاه جداگانه یی برای مردان و زنان تعیین نمود، و
اجازه نداد تا زن و مرد شانه به شانهء هم، در یک صف نماز بخوانند.
در صدر اسلام رسول الله صلی الله علیه وسلم وهمه مردان بعد از ختم نماز، تا هنگامی در مسجد می نشتندکه زنان از مسجد بیرون شدند.
این همه احکامی است که هر کسی بخواهد می تواند، آن را در سوره (النور) سوره ( الاحزاب) و کتب مستند احادیث، مشاهده کند.
آنچه
را ما امروز حجاب می نامیم، ولو اگر در شکل عملی خود شکار افراط و یا
تفریط شده باشد، ولی اصول و قواعد آن همان است که خداوند و رسول وی صلی
الله علیه وسلم در جامعهء اسلامی صدر اسلام، در مدینهء منوره نافذ نموده
بودند.
گرچه بند نمودن دهان کسی به نام خدا و رسولش درست نیست، ولی باید
به صراحت بگوییم که بلند نمودن این شعار که " حجاب مانع پیشرفت ماست"
نشانهء بارزی از ذهنیت دو جانبه و دوگانهء ماست و بهتر است بگوییم که هدف
اصلی این گونه شعار ها نشانه یی از بی اعتمادی ما برذات خداوند و رسول خدا
صلی الله علیه وسلم است و مفهوم واضح این گونه شعار ها این است که گویا
خداوند و رسولش در راستای پیشرفت و ترقی مان موانعی ایجاد نموده اند!!
و
اگر ما چنین فکر می کنیم، پس چرا جبراخود را مسلمان نشان می دهیم، و چرا
از پذیرفتن دین خدا و رسولش انکار نمی ورزیم که بر ما العیاذ بالله چنین
ظلمی را روا داشته اند؟
و از این سوال نمی توانیم با این جواب سرسری،
بگذریم که خدا و رسولش ما را به رعایت نمودن حجاب امر نه نموده اند!!
چنانچه در بالا تذکر داده شد که حجاب چیست؟ چه معنی دارد، و هر کسی بخواهد،
می تواند احکام تفصیلی حجاب را در سوره های قرآن عظیم الشان، و کتب مستند
احادیث مطالعه نمایند.
و اگر کسی از صحت احادیث منکر باشد، باز هم احکام واضح قرآن را چگونه می تواند انکار نماید؟
اگر احکام حجاب را که اسلام ما را به آن امر نموده است، اندکی با دقت مطالعه کنیم، سه هدف بزرگ آن را طور ذیل می توانیم بفهمیم:
۱-
تا از اخلاق مرد و زن مواظبت به عمل آمده، دروازهء آن همه خرابی ها مسدود
شود که در نتیجهء روابط آزادانه،مرد وزن در جوامع مختلط پدید می آید.
۲-
تا محدودهء کاری زن و مرد از هم جدا گردیده، و به این ترتیب، وظایفی را که
فطرت برای زن سپرده است باسکون و آرامش انجام دهد. و خدماتی که مرد مکلف
به انجام دادن آن است، با اطمینان بتواند به جابیاورد.
۳- تا نظام خانه و
خانواده را قوی و محفوظ سازد. که اهمیت آن به هیچ وجه کمتر از سایر نظام
های زندگی نیست، بلکه بیشتر هم است آنانی که بدون حجاب نظام زنده گی و
خانواده را محفوظ ساخته اند، در حقیقت زن را غلام ساخته و او را از همه
حقوق وی محروم نموده اند، و کسانی که با اعطای حقوق به زنان، ایشان را از
پیروی حجاب معاف ساخته اند، نظام خانواده و زند گی آنها فروپاشیده است، و
روز به روز پاشیده تر می گردد.
در حالی که اسلام از یک سو همه حقوق زن
را، برایش می دهد، و هراه با آن نظام خانواده و زندگی را نیز می خواهد
محفوظ نگه دارد، و این هدف تا هنگامی حاصل شده نمی تواند که احکام حجاب،
برای حفاظت از آن موجود نباشد.
بیایید با خون سردی تمام روی اهداف و مقاصدی فکر کنیم که اسلام می خواهد آن را از طریق رعایت حجاب، به دست بیاورد.
اگر
اخلاق نزد کسی ارزش داشته باشد، پس باید دقت نماید که در جامعهء مختلط،
وقتی زنان بعد از آن که خود را می آرایند و آزادنه گشت و گذار می کنند، و
در هر بخش کاری در زندگی در کنار مردان اجرای وظیفه می نمایند، در آنجا
چگونه می توان از فاسد شدن اخلاق جلوگیری کرد؟ و تا چه وقت اخلاق جامعه از
فاسد شدن،نگهداری خواهد شد؟
چنانچه ما در کشور های خود مشاهده می کنیم
که به هر اندازه سیستم اداری مختلط افزایش می یابد، به همان اندازه به
جرایم جنسی افزوده می شود، و این گفته که سبب اصلی این خرابی ها و مفاسد
پرده و حجاب است، و وقتی پرده نباشد، دل های مردم از زنان سیر خواهد شد، به
کلی غلط است.
چنانچه در کشور هایی که بی حجابی و آزادی کامل حکم
فرماست، نیز دل مردم سیر نشده است، و خواسته های هوس آلود آنها کار را به
سر منزل عریانی کامل رسانید! وتا حال از اجازه نامهء برهنگی کامل دل آنها
سیر نمی گردد همان گونه که مشاهد می کنیم فعلا هم جرایم جنسی بیشتر در آن
دیار اتفاق می افتد، و آن گونه که گزارش ها این گونه جرایم زنیت صفحات
جراید امریکا، انگلستان، و سایر کشور ها می گردد.
آیا این گونه حالت، حالت قابل اطمینان است؟
این
موضوع تنها موضوع اخلاق نیست، بلکه موضوع فرهنگ و عنعنهءماست! به هر
اندازه ای که جوامع مختلط افزایش می یابد، مصارف آرایش و لباس خانم ها هم
به همان اندازه افزایش پیدا می کند.
و آنگاه عایدات جایز خانواده ها، برای این مصارف ناکافی گردیده، در نتیجه هر سو رشوت، اختلاس، و سایر حرام خوری ها، افزایش می یابد.
چانکه
همین حرام خوری ها باعث شده، تا هیچ قانونی در کشور ها و جوامع ما به طور
درست آن نافذ و تطبیق نگردد، و همچنان این نکته هم قابل غور است که کسی در
مورد خواسته های خود به نظم و دسپلین عادت نداشته باشد، چگوننه می تواند در
سایر معاملات پابند نظم باشد.
در زندگی خانوادگی خود، وفادار نباشد، چگونه می توان از وی توقع داشت که در مسایل ملی و کشوری، وفادار خواهد بود؟
جدا
نمودن دایره های کاری مرد و زن به ذات خود، از تقاضای فطرت است، وقتی فطرت
وظیفهء مادری و مادر شدن را به زن سپرده است، به خوبی واضح ساخته است که
محل اصلی وظیفهء خانم در کجاست؟ هنگامی که وظیفهء پدری و پدر بودن را به
مرد سپرده است، خود واضح است که برای اجرای چه اموری، اورا بارسنگین مادر
بودن، فارغ ساخته است؟
خداوند برای اجرای هر دو قسم خدمات و امور برای
زنان و مردان اجسام جداگانه و متفاوت از هدیگر اعطا نموده است، و برای هردو
نیز درهای جداگانه اعطا نموده است، صفات جداگانه داده است، و حتی حالت
روانی هر دو را متفاوت خلق نموده است.
کسی را که فطرت برای مادر شدن
پیدا نموده است، برایش صبر و تحمل بخشیده است،در خوی و عادتش نرمی آفریده
در وجودش مهر مادر را جایگزین ساخته است، و اگر این چیز ها نزد زن نمی بود
امروز ما و شما در این حالت کنونی قرار نمی داشتیم.
کسی را که برای این
کار گماشته شده، برای کار هایی که در آن به سخت خویی و سختی ضرورت است،
موزون نیست و این گونه کار ها که در آن به سختی و سخت مزاجی ضرورت است برای
کسی موزون شمرده می شودکه برای مادر شدن،آفردیده نشده است و اورا از
مسوولیت های بزرگی آزاد نگه داشته اند که برای مادر شدن لازم است و اگر کسی
می خواهد این تقسیم فطرت را از بین برد. پس باید فیصله کند که دیگر در روی
جهان ضرورتی برای مادر وجود ندارد، و پس از گذشت یک مدتی نسل انسان بدون
استعمال بم اتم و بم هادروجنی، خود به خود منقرض خواهد شد.
ولی اگر
تصمیم ندارید که مادر شدن را در روی جهان خاتمه بخشید، و تقسیم فطرت را هم
در مورد وظایف و وجایب زن و مرد نمی پذیرید، پس این بی انصافی بزرگ با زن
است، که هم بار بزرگی را که فطرت بشری بر دوش وی گذاشته بردارد، باری را که
مرد به اندازهء یک انگشت هم نمی تواند در برداشتن آن با وی همکاری کند،و
همگام با آن زن باید در کار های سیاست، تجارت، صنعت و پیشه وری،و جنگ و
جدل، شانه به شانه مردان سهم بگیرد.
حال بیایید اندکی با ذهن آرام
بیندیشم، نیم قسمت از خدمت به انسانیت آن است که همه را به طور کامل زن
انجام می دهد، هیچ مردی به اندازهء یک ذره هم نمی تواند در برداشتن آن بار
باوی کمک نماید،نیم حصهء آن را زن بر دوش گیرد؟ به این ترتیب سه بر چهار
حصه مسوولیت ها یا سه برچهار حصهء این بار بردوش زن ها گذاشته شد، و یک
برچهار آن بر دوش مرد ها،آیا انصاف همین است؟
و خانم ها هم به خاطری این
ظلم را با خوشی قبول نموده اند، بلکه با اصرار و پافشاری این بار مسوولیت
را به دوش می گیرند که جامعهء از اعطای حیثیت و عزت برای آنها به حیث زن،
انکار نموده است. جامعهء امروزی زن صاحب اولاد را مورد تمسخر قرار داده و
زن خانه دار را بی حیثیت می خواند.
همه خدماتی را که زن در خانواده
انجام می دهد، و خدماتی که به هیچ وجه انجام دادن آن از کار های مردان
نبودند،جامعه آن خدمات و کار ها بی ارزش جلوه داد. و زن مجبورا در تلاش
عزت، قدر و منزلت، برای اجرای کار های آماده گردید که در حقیقت باید آن را
مرد انجام می داد، زیرا اگر خود را مرد نمی ساخت، کار های مردانه را انجام
نمی داد، جامعه حاضر نبود تا برایش عزت و حیثیتی قایل شود.
اسلام زن را
آن قدر مورد عطوفت و مهربانی قرار داده است که باوحود زن بودن و همراه
باانجام خدمات زنانه، براش حیثیت و مقامی مساوی با مرد اعطا نموده است و
حتی در مقام مادر مقام والاتر از مرد را برایش داده است.
حال که جامعهء
امروزی ادعا دارد که حجاب مانع پیشرفت جامعه است، به این معنی است که از زن
تقاضا دارد تا هم مادر باشد، هم قاضی در محکمه و هم از طربق رقص و سرود
برای تفریح مرد ها وقت بدهد، و به این گونه جامعهء امروزی ان قدر بار
برشانه های زن می گذاردکه بالاخر توانایی انجام دادن هیچ گونه خدمتی را
نداشته باشد.
جامعهء امروزی تقاضای انحام کار را از زن دارد که او برای
آن آفریده نشده است. و زن را به میدانی می کشاند که نمی تواند در آنجا با
مرد مقابله کند جایی که مرد از او پیش قدم خواهد بود.
در جایی که اگر زن
بتواند حق خود را به دست بیاورد، تنها در حال ترحم بر زن بودن او خواهد
بود، یا به عبات دیگر زن از دیگاه زن حق خود را تنها از راه " جمال" و
زیبایی به دست آرده می تواند نه از طریق کمال، چون از دیدگاه جامعهء
امروزین، اجرای اینکار ها برای پیشرفت کشور ضروری شمرده می شود.
خانه و
خانواده که جامعهء امروزی، در خوشحالی ترقی و پیشرفت اهمیت آن را فراموش
نموده است، در حقیقت فابریکه یی است که انسان در آن ساخته می شود، که به
یقین اهمین و ضرورت آن از فابریکه های تولید کننده توپ و تفنگچه کمتر نیست
مواصفات، حالت روانی، و استعدادی که برای پیشبرد امور چنین فابریکهء (
فابریکه انسان سازی) ضرورت است، فطرت همه آن را در وجود زن آفریده است،
تلاش،زحمت کشی و سخت کاری که برای پیشبرد این فابریکه ضرورت است، فطرت بیش
از همه آن را بر شانه های زن بار نموده است.
کار برای انجام دادن در این
نوع فابریکه ها خیلی زیاد است، و اگر کسی با احساس مسوولیت، و آن گونه که
حق آن است این کار ها را بخواهد انجام دهد، شاید وقت سر خاریدن هم نیابد، و
اگر در پیشبرد امور این گونه فابریکه های انسان سازی، هر قدر از استعداد،
سلیقه و دانشمندی کار گرفته شود، به همان اندازه انسانی دارندهء صفات بلند
در آن ساخته می شود و برای این کار ضرورت است تا زن را از تعلیم و تربیهء
خوب هرچه بیشتر مستفید سازیم، و برای این که امور این گونه فابریکه های
انسان سازی، با سکون اطمینان و اعتماد به پیش برده شود، اسلام نظم و دسپلین
حجاب را نافذ ساخت، تا زن بتواند با اطمینان خاطر کار خود را انجام دهد، و
توجه وی به سمت های نادرست معطوف نگردد و مرد هم با اطمینان کامل، این بخش
زندگی را به زنان رها سازد.
ولی حال جامعه می خواهد، این نظم و دسپلین را به خاطر پیشرفت و ترقی کشور، از بین ببرد.
اما
بعد از خاتمه این نظم و دسپلین، یکی از این دو صورت طبعا حاکم خواهد شد،
یا باید زن را با پیروی از تمدن های هندی، و تمدن های پیشن عیسویت و یهودیت
به شکل غلام نگه داریم تا نظام زندگی خانوادگی از هم نپاشد یا باید برای
این امر آمادگی بگیریم که فابریکه های انسان سازی، از بین رفته، فابریکه
های تولید تفنگچه توپ، رشد و انکشاف نماید به صراحت باید گفت که امکان
ندارد، که همراه با بر قرار نگه داشتن حقوق کامل قانونی و اقتصادی که اسلام
به زنان داده است، کسی دسپلین و نظام نافذهء اسلام را بشکند، و با وجود آن
نظام خانوادگی وی از تباهی و بربادی نجات یابد.
پس بهتر است هر معیار
از "ترقی" و پیشرقت" را که شما در ذهن خویش دارید، با در نظر داشت آن،
بیندیشید که شما چه چیزی را می خواهید به دست بیاورید. و آمادگی از دست
دادن چه چیزی را دارید.
ترقی و پیشرفت یک کلمهء بسیار وسع و با مفهوم بزرگ است و نمی توان به یک مفهوم واحد و یگانه برای آن اکتفا کرد.
مسلمانان
یک زمانی بر ساحهء وسعی از زمین از خلیج بنگال گرفته تا بحر اتلانتیک
حکمرانی داشتند، همچنان در رشته های ساینس و فلسفه استاد همه جهان بودند،
در راستای تهذیب و تمدن هیچ قومی در جهان نمی توانست با ایشان همسری کند،
ولی معلوم نیست که از دیدگاه کدام قاموس می توان این همه پیشرفت را " ترقی"
نامید یا خیر؟ ولی اگر این را می توانیم ترقی بگوییم، پس این پیشرفت و
ترقی مربوط به جامعه ایی است که حجاب و پرده به سختی در آن رایج بود. تاریخ
اسلام مملو از نام های اولیا، مدبرین، علما، حکما، مصنفین و فاتحین بزرگ
است، و حتمی است که این گونه افراد عظیم الشان در آغوش مادران جاهل بزرگ
نشده اند، همچنان در تاریخ اسلام نام های زنان بسیار بزرگوار را در می
یابیم، این عده، خانم هایی بودند که در علم، فن و ادب به درجه کمال رسیده
بودند، ولی حجاب هیچ گاهی مانع چنین پیشرفت مسلمانان نگردیده بود، و نخواهد
گردید.
امروز هم اگر ما با همان گونه ترقی و پیشرفت دلچسپی داشته
باشیم" حجاب" مانع ما نمی گردد، ولی اگر مفهوم از ترقی و پیشرفت در نزد
مردم تنها آن نوعی از ترقی باشد که اهل غرب به آن رسیده اند، یقینا که در
موجودیت حجاب، نمی توانیم به آن گونه ترقی دست یابیم ولی نباید فراموش کرد
که جهان غرب با به خطر انداختن نظام اخلاقی و خانوادگی خویش توانسته اند،
این پیشرفت و ترقی را به دست بیاورند.
ترقی و پیشرفت غرب زن را از محدودهء کاری خودش به حیث زن، خارج نموده و او را داخل محدودهء کاری مرد نموده است.
به
این گونه جامعهء غربی اگر از یک سو توانست برای پیشبرد امور دفاتر و
کارخانه های خود دست دوم (توانایی زن) را دریابد، و به ظاهر به پیشرفت و
ترقی هم نایل آمده، ولی سکون و راحت خانوادگی خود ار از دست داده.
اگر امروز هم کدام منزلی در جامعهء غربی آباد است تنها از برکت خانم های خانه است.
خانم
هایی که شانه به شانه با مردان کار می کنند و پول به دست می آروند، در هیچ
نقطه یی از دنیا نظام خانواده گی را به پیش نمی برد، و نه هم می توانند آن
را به پیش ببرند.
ازدواج های این طبقه با یک طلاق خاتمه می یابد. اولاد
شان تباه می شوند، این طبقه اگر جایی برای بود و باش دارند، یا کلپ است،
یا هوتل، خانه و منزل دیگر برای ایشان جای سکون و آرامش نیست، و کار ساختار
انسان خوب برای جایگزینی خود را این طبقه، ترک نموده اند.
حال اگر به این نوع ترقی کس دل می بازد، می تواند، دل ببازد
+نوشته شده در پنجشنبه هجدهم آذر 1389ساعت22:23توسط منيژه اشجاري |
معیارهای حجاب
پوشش
برای انسانها مسئله فطری است و هر انسانی که معیارهای انسانیت خود را از
دست نداده باشد عریان بودن را دوست ندارد زیرا حیا مانع می شود از اینکه جز
درموارد خاص که شرع مقدس اسلام به آن اجازه داده در انظار دیگران خود را
برهنه کند .
این موضوع به اندازه ای بدیهی است که
حتی فرهنگ منحط و صهیونیستی غرب با ده ها سال کار فرهنگی غیر اخلاقی و سکس
محور خود باز هم نتوانسته است زنان غربی را به برهنگی کامل بکشاند و خود
آنها تا حدودی در برابر این ناهنجاری مقاومت کرده اند .
هر چند درغرب
زنان ودختران پوشش مناسبی ندارند ولی حجاب زنان راهبه در کلیساها مورد
احترام بوده و ملاک درستی مسئله حجاب درغرب تلقی می گردد دراین باره باید
گفت درجامعه ای که معیارهای اخلاقی و انسانی و آموزه های دینی و ملی آن
دستخوش تغییر و تحول شده و سکولارهای غرب باور مفسر و مبین آموزه های دینی و
اخلاقی شوند از جمله اتفاقهایی که مردان و زنان آن جامعه را درگیر خواهد
کرد موضوع برهنگی فرهنگی و بعد از چند سال بوجود آمدن فرهنگ برهنگی درآن
جامعه خواهد بود یعنی سکولارها، ابتداء جامعه را با تئوریهای سکس محور ضد
اخلاقی خود از هنجارها و آموزه های دینی برهنه و تهی ساخته و آنگاه فرهنگ
برهنگی را جایگزین آن می کنند و درجامعه ما هم در سالهایی نه چندان دور
همین اتفاق افتاد و تعدادی سکولارهای غرب گرا با شعار آزادی و جامعه مدنی
چنان به حریم حجاب و عفاف تاختند و چنان مسئله حجاب را مورد سرزنش و تحقیر و
توهین قرار دادند که عده ای باور کردند حجاب و عفاف مسئله ای زائد و
متعصبانه است و مع الاسف تعدادی هم با این هوسرانان غرب گرا که فرهنگ سراسر
ابتذال غرب پشتیبانشان بود همراه شدند و به جرأت می توان گفت وضعیت امروز
جامعه نتیجه کوتاهی وزارتخانه های متولی امور فرهنگی و تا حدودی مردم بوده
است لیکن الان که دیر نشده و می توان با تدبیری شایسته زنان جامعه را به
صلاح و فلاح رهنمون شد.
چرا که مردم ایران مردمی فهیمند و اگر درستی
کاری با صداقت به آنان گفته شود می پذیرند و عمل می کنند دراین میان یکی از
موارد مغغول درمسئله حجاب عدم تعیین معیارهای اسلامی که طی سالهای اخیر
بوده زیرا هر کس به زعم خود مسئله پوشش را تبیین و تفسیر کرده غافل از
اینکه اسلام به عنوان مترقی ترین دین جهانی درمسئله حجاب حدود مشخصی دارد و
نیازی به تبیین و تفسیرهای گوناگون از آن نیست.
اسلام پوشش زنان را دارای چهارشرط اساسی می داند که عبارتند از :
1-پوشش باید به گونه ای باشد که غیر از قرص صورت به اندازه ای که در وضو
شسته می شود آنهم به شرط نداشتن آرایش غلیظ و دستها از مچ تا سر انگلشتان
بقیه بدن و موها را کامل بپوشاند درپوشیده داشتن سر زنان و اینکه حتی
تارهای موی زن نباید در معرض دید نامحرمان قرارگیرد در بین مراجع عظام
کوچکترین اختلافی وجود ندارد. و لذا زنان و دخترانی که با انداختن یک شال
به سر خود به گونه ای حجاب می گیرند که موهای آنان از پشت سر و روبرو
کاملاً معلوم است در واقع اصلاً حجاب نگرفته اند و این کار آنها توهین به
مسئله حجاب است و دردناکتر اینکه بعضی از خانواده های مذهبی هم بدون توجه
به این مهم درحالی که زنان و دختران آنها چادر و مقنعه پوشیده اند ولی قسمت
زیادی از موهای سرشان بیرون است که باید گفت جرم آنها بیشتر از بقیه
بدحجاب ها است چرا که آبروی زنان چادری و با حجاب را هم می برند و موجبات
نیش و کنایه افراد مغرض و دشمنان را به قشر محجبه جامعه فراهم می سازند.
2-
پوشش باید به اندازه ای نازک نباشد که بدن یا رنگ لباس یا زیور آلات زن از
پشت آن معلوم شود و لذا زنان و دخترانی که با لباسهای نازک و توری شکل سرو
موها یا بدن خود را به خیال خود می پوشانند درواقع حجاب درستی نگرفته اند
بلکه با این عمل خود حساسیت مردان هوسران را بیشتر کرده و زمینه های گناه و
فساد را فراهم نموده اند. زیرا به تجربه ثابت شده مردان و پسران به زنانی
که لباس توری شکل و نازک پوشیده اند بیشتر از زنان آسیب رسانده اند.
3- پوشش باید به اندازه ای آزاد باشد که برجستگی بدن زنان و دختران برای
نامحرمان معلوم نشود. پس اگر زنان و دختران جامعه از مانتوهای کوتاهی
استفاده کردند که دکمه آن به زور بسته می شود و کاملاً چسبیده به بدن است
در واقع حجاب را رعایت نکرده اند. زیرا دراین صورت اندام زنان و دختران به
گونه ای برای مردم نامحرم جلوه می کند که گویا اصلاً پوششی ندارند با این
تفاوت که فقط رنگ بدنشان فرق دارد و چنین حالتی برای مردان و پسران بسیار
وسوسه انگیز و از زمینه های اصلی فساد و گناه و تباهی درکشور و موجب اختلاف
بین خانواده ها و در مواردی قتل و خودکشی بوده است.
4- لباس شهرت
نباشد. یعنی پوشش نباید از نظر رنگ یا مدل به گونه ای باشد که مردم به صورت
غیر متعارف به او توجه کرده و با انگشت او را به همدیگر نشان دهند که این
کار هم خلاف عفاف و حجاب زن است و هم زمینه های جلب نظر نامحرمان و مردان و
پسران هوسران را فراهم و موجب گناه و آلودگی خواهد بود.
امید است
اقشار متدین جامعه خصوصاً والدین گرامی نسبت به رعایت حدود اسلامی در مسئله
حجاب اهتمام لازم را مبذول و فرزندان جوان خود را از فتنه آخرالزمان در
امان نگهدارند تا حاصل عمرشان که فرزندانشان هستند خدای ناکرده با افتادن
در دام هوسرانان و شیادان اخلاقی و با طلاق و آوارگی و اعتیاد به خاکستر
تبدیل نشود.
+نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آذر 1389ساعت10:24توسط منيژه اشجاري |
راهكارهاي گسترش فرهنگ عفاف وحجاب ومبارزه با بدحجابي توسط نظام اسلامي
بازنگري شخصيتي و هويت بخشي به زنان وسوق دادن آنها به سمت ابعادمعنوي وروحي
به
اعتراف همه صاحب نظران، جدي ترين بحران در طول زندگي انسانها درخلال شکل
گيري هويت او رخ مي دهد. زيرا شخصي که هويت متشکل قابل قبولي ندارد، در طول
زندگي با مشکلات بسيار زيادي روبه رو خواهد شد. چنين شخصي در درجه اول از
حقيقت وجودي خود و استعداد و توان منديهايي که دارد، آگاهي لازم را
نخواهديافت ودردرجه دوم، از هدف خلقت و نقشي که درنظام هستي بر عهده اش هست
بي خبرخواهد ماند ودر نتيجه، از تشخيص شيوه درست ارتباط با ديگران
وبرخوردبا پيش آمدها و نيز پاسخ گويي به اصلي ترين پرسشهاي زندگي ناتوان
خواهدماند. برخورداري از هويت انساني کامل، نشانه هاي مشخصي چون خود باوري،
احساس ارزش مندي و توانايي حل مشکلات، موضع گيري مناسب دربرخورد با پيش
آمدها و برخورداري از اراده و استقلال لازم رابراي فرد بهمراه دارد. براين
اساس دروجودزن بعنوان ريحانه خلقت با ظرافتهاوپيچيدگي هايي كه دارد
بايدچنين باور استوار، ايمان عميق ايجاد شود.زني که دل به حق داده و انديشه
به خدا سپرده و فرجام زندگي دنيوي اش را پذيرفته چطور حاضر نمي شود
باخودآرايي و خود نمايي خودرادر معرض نگاه هاي آلوده قرار دهد و زمينه هاي
تلذذ ديگران رافراهم سازد از شاخص ترين اين خصوصيت ها، کمال جويي معنوي زن
است.
از آن جا که زن از احساس و تخيل بالائي برخوردار است؛
ميتوانددرمسيرکمالات معنوي بهترو سريع ترگام بردارداگردرست به همين ساحت
واستعدادخويش پي ببردديگرلحظه اي پابه نقش هاي منفيِ نميگذارد. اين
حقيقتها را بايد از طريق برنامه هاي رسانه به ويژه به جامعه زنان تفهيم
کردکه زن بعنوان موجودي خلاق، برخوردار از ظرافت هاي شخصيتي و وظرافتهاي
زيباي مادرانه ودارنده کمالات و استعدادها ي بسيارست . نه آنكه باپرداختن
به جنبه هاي ابزاري و شخصيت پردازي هاي ناصحيح از زن مثل ظلم پذير و يا
ضعيفه بودن كه متاسفانه اخيرابه تقليدازفيلمهاي هاليوودي واردسينماوحتي
صداوسيماو خانواده هاي ما شده وجودارزشمندش راازهويت وماهيت شخصيتيش
دورساخته وبه اسارت نفسهادرآوريم.چه آنكه زن اگربه هويت شخصيتي اش پي ببرد
بسمت بيان واقعيتها و ظرفيتهاي وجودي خويش هدايت ميشودودرنتيجه مي
تواندازارزشهاوحقوق و جايگاه شخصيتي خويش درجامعه دفاع کند. امااگراورا
«ضعيفه»خوانديم ديگر نمي توان از «ضعيفه» انتظار داشت که ارزش والايي چون
حجاب را در خود دروني وباورکندووجودحقيقي خودرابيابدودريابد ويادرراه كشف
حقائق وجودي خويش شائق گردد. اگرچه خوشبختانه به يمن انقلاب اسلامي رسانه
هاي جمعي ازاسارت ويوغ نفس پرستان وميراث داران ابتذال فرهنگي وكشف حجاب
طاغوتي نجات پيداكردوباخدمات گسترده ديني وفرهنگي اين نظام مقدس زن ايراني
خودراازلابلاي ناباوريهاوتحقيرهاي زمان رژيم سابق جستجو و پيدا كرد و نيز
ظرفيت هاي وجودي خويش راشناخت و صاحب «هويت فردي موفق» شدو با اعتماد به
نفس به ميدان آمد وهمه آن استعدادهارادر عرصه هاي درعلمي وعملي وتدين
وتعليم وتربيت وفن آوري وسياست و... به مرحله ايجادواثبات رسانيدوبالاخره
از سرور زنان عالم حضرت زهرا(س)وديگرزنان آزاده تاريخ آموخت که چگونه باعزت
و سربلندي زندگي کند بقول مولوي:
هركسي كودروماندازاصل خويش بازجويدروزگاروصل خويش
نهادينه سازي فرهنگ حجاب وعفاف به كمك نهادهاي همسو وتقويت آموزش عمومي ازسنين كودكي
شناخت
ابزارهاي مناسب و شيوه ها و قالب هاي مؤثر و کارآمد، از گام هاي نخست براي
نهادينه سازي و گسترش باورهاي ديني است. دولت در اين مرحله ميتتواند فرهنگ
حجاب راتقويت وگسترش بخشدودر مقابل باكمك نهاد هايي چون نيروي انتظامي،
ستاد امر به معروف و نهي از منکرومؤسسه هاي ويژه مربوط به پاسداري از اين
شاخص برجسته فرهنگي يك نظام وجامعه بزرگ اسلامي بدفاع برخيزد. بهترين روش
در مرحله نهادينه سازي فرهنگ عفاف و حجاب، برنامه ريزي براي خانواده ها و
اطلاع رساني در زمينه شناخت کودک، نيازها و ويژگي هاي اونسبت به مسئله است
تا بدينوسيله ازهمان سال هاي اول زندگي به فرهنگ سازي جهت افرادو خانواده
هاپرداخته گردد.پس ازخانواده،مدرسه،عهده دار نهادينه سازي چنين فرهنگ و
باورهاي ديني ميتواند باشد.دراين راستا تهيه ابزارهاي آموزشي مؤثر و مورد
علاقه دانش آموز و قرار دادن متني جذاب و شيرين به تناسب نيازهاي کودک، در
کتاب هاي درسي و چاپ ونظارت برکتاب هايي که درحوزه ادبيات کودک نوشته
ميشوندازناحيه نهاد هاي آموزشي وپرورشي لازم وضرورذي به نظرمي رسد.
لزوم تخلق فرهنگ سازان و ادارات و دستگاه هاي اجرايي وفرهنگي ازجمله صداو سيما و... نسبت به آن
ميدانيم
كه رسانه هاي جمعي هر کشوري نگهبان هويت ديني و ملي آن کشور محسوب ميشوند
ولذا اگر رسانه هاي جمعي، بدون در نظر گرفتن باورهاي ديني و ملي نقش آفريني
کند، ديگر رسانه آن قوم و تمدن خوانده نمي شود.بنابراين تبليغ و ترويج و
نيز دفاع از هويت ديني و ملي مردم كشوري متمدن وريشه دارواسلامي جزووظائف و
رسالت اصلي رسانه هاي جمعي محسوب مي شود. رسانه هاي جمعي بايد از اين
هويت اصيل مانگهباني کرده و در تثبيت هويت شخصي مردم بکوشند و بافرهنگ
بيگانه به مبارزه برخيزند.وبعنوان يکي از ابزارهاي تاثيرگذاردر عرصه فرهنگ
وآموزش جامعه وخانواده ها بخوبي دراين عرصه واردعمل شوند. صداوسيمايي كه
بايدمظهر تمام نماي الگوي عملي ونظري زن ومردوجامعه اسلامي باشد متاسفانه
شايدبدلائلي قابل توجيه دركناربرنامه هاي خوبي هم كه داردبسياري از برنامه
هاي تبليغياتي وفيلمهاي پرجنجا ل خانوادگي كه برخي بازيگران ومجريان
وهنرمندان كم توجه باآن پوششهاي نامناسب ظاهرميشونددرست راهي
راولوناخواستهه وازسرغفلت ميروند كه دشمنان عفاف وحياء مي خواهد و
ميروند. ازطرفي وقتي فرهنگ سازان جامعه خود ازاخلاق و معنويت فاصله بگيرندو
نسبت به مفاسداخلاقي وبي بندوباري درپوشش وحياء مردان وزنان بي تفاوت
شوند،طبيعيست كه پيامد هايي چون بي توجهي مخاطبان نسبت به اين مسئله و
بيگانه شدن نسل جوان نسبت به ارزشهاواعتقادات و فرهنگ غني اسلام حاصل
شود.بنابراين نوع برخورددستگاه هاي اجرايي ورسانه اي کشور با بانوان
کارمندو هنرپيشه وحتي مراجعين زن به ادارات وفضاهاي فرهنگي وعمومي
واجرائي دولتي و...بسيارمهم وتاثير گذار خواهدبود.. ولاجرم دراين راستا
يعني گسترش زمينه فرهنگ حجاب و عفاف بايستي ميان نهادهاي ارشادي و اجرايي و
فرهنگي وابسته به دولت يك نظم و مديريت وهم سويي خاصي همرا ه بانظارت
مستقيم و قاطع وجود داشته باشد. وتمامي متوليان ودست اندرکاران كشوري
ولشكري بايدازآگاهي وحساسيت کافي نسبت به اين موضوع برخوردار
باشند.بنابراين بامروري بر رويکردها وعملکرد مراکز حساس وتعيين کننده
درزمينه هاي فرهنگي مثل آموزش و پرورش و صدا و سيما به سادگي ميتوان
دريافت که بحث حجاب و عفاف جزو بحثهاي فرهنگي و مذهبي امروزمان به شمار
ميرودکه حتي بيش از امور نظامي، سياسي و اجتماعي موردتوجه قرار گرفته وجاي
آنرا داردكه بيش ازپيش به آن پرداخته گردد. اين مسئله مهم وپيچيده
-بامشخصاتي كه در فصول قبلي بيان شد-به برنامه ريزي تدريجي وريشه اي نياز
داردوتمامي نهادها وسازمان ها اعم از خصوصي و دولتي و همه شهروندان درآن
بايدايفاءنقش كنند.وباريشه يابي صحيح وشناسايي وروديهاي فرهنگي و عوامل
ويران گر وآسيبهاي مسير به برنامه اي صحيح وکارآمددست بيابند
تنظيم وكنترل وحمايت از عرضه مبادلات فرهنگي وهنري درراستاي فرهنگ سازي حجاب وعفاف اسلامي
ازآنجاكه
دادو ستد فرهنگي از براي هر جامعه اي ضروري واز عوامل بالندگي و پويايي
جوامع محسوب مي شود وهر جامعه اي در پي آنست که به ارزش هاي خود پاب بسته و
جامعه خود را از فرهنگ هاي بيگانه مصون نگه دارد تا افراد از سلامت و ثبات
لازم برخوردار باشند براين اساس دولت اسلامي بايد با ابزارهاي فرهنگي قوي
و گسترده ومبادلات درخوروايجادجايگزين برتردرعرصه هاي فرهنگي بويژه مسئله
حجاب وعفاف درمقابل تهاجمات فرهنگي غرب بايستد. و فرهنگ حجاب رابااين همه
دشمنان سر سختي كه دارد نبايدموردغفلت و بي توجهي وغفلت قراردهد.يكي
ازكارهاواقدامات دولت دراين راستامي تواندحمايت از برنامه سازان ومتوليان
امور فرهنگ ديني در زمينه نهادينه سازي و گسترش فرهنگ حجاب و عفاف هم از
جنبه مادي بادرنظرگرفتن بودجه موردنيازومتناسب بانوع خدمات و هم ازجنبه
معنوي بانظارت دقيق علمي وكاربردي برمحصولات باشد بديهي است اگر امکانات
هردواين حمايت هاازطرف دولت عملياتي شود و اهل انديشه، قلم و هنر به
حمايت دولت اطمينان داشته باشند، جهت گيري پژوهش ها و نمايشگاه
هاوفعاليتهاي فرهنگي مخصوصادرحوزه عفاف وحجاب مثبت ترومفيدترخواهدشد. نقش
نظارتي دولت دراين حوزه هم بايدبر ورودي هاي فرهنگي و هنري و انديشه هاي
حاكم وهم برمحصولات داخلي بعنوان خروجيهاي فرهنگي اعمال گردد.دراين راستا
نهادهاي فرهنگي بايد به تربيت هنرمندان و هنرپيشگان متعهد به مباني
اعتقادي بپردازند تا حفظ ارزش هاي ديني نه بعنوان تحميل قانوني بلکه بعنوان
باورهاي قلبي همه آنها دنبال گردد.
الگوپردازي صحيح
انسان
فطرتاً الگوپذير وپيوسته در اين انديشه است كه ارزش هايي را که باور دارد
در چهره اي مجسم بنگرد و خود را همانند آن الگو بسازد.مسأله الگو در اخلاق
اسلامي و روان شناسي نيز جايگاه مهمي دارد. از اين روقرآن کريم در شرايطي
که زن درجامعه ازجايگاه ارزش خويش برخوردارنبود زناني شايسته چون آسيه همسر
فرعون و حضرت مريم(س)و حضرت زهرا (س) را بعنوان کوثرو الگو معرفي و از
آنان تجليل نمود. وبدينوسيله، لياقت و شايستگي زنان صالحه را درراه رسيدن
به کمالات معنوي به اثبات رسانيدو الگو بودن آنهارا براي همگان اعم از زن
ومردتبيين نمود. درباره اهميت الگو و نقش آن در شکل گيري اخلاق و رفتار
آيات وروايات ومطالب وحكمت هاي فراواني وجود داردكه بويژه در دوران کودکي
ونقش خانواده دردرجه اول و سپس همزمان با دگرگوني رشدش درمحيطهاي آموزشي
بسيارقابل توجه ميباشد. بديهي است دستگاه هاي فرهنگي
کشور، براي هر يک از اين گروه ها، به نحوي خاص بايد سياست گذاري و برنامه
ريزي کنند.و لازم است كه محور سياست گذاري ها و برنامه ريزي ها ي خودرا با
هدف فرهنگ سازي دركشوربه معرفي شخصيت زنان بزرگ وموفق عالم وبانوان محجبه
موفق در عرصه هاي مختلف علم آموزي و نوآوري و... قراردهند تابدينوسيله
فرزندان جامعه رابه تاسي والگوگيري ازآنهاآشنا ودعوت نمايند.
گسترش واحياءامربه معروف ونهي ازمنكرعلمي وعملي در جامعه واجراي حكم قانوني و برخورد با متخلفين
قال
الله تعالي:«والمؤمنون والمؤمنات بعضهم اولياءبعض يأمرون بالمعروف وينهون
عن المنكرويقيمون الصلاةه ويؤتون الزکاة ويطيعون اللّه ورسوله،اولئک
سيرحمهم اللّه ان اللّه عزيز حکيم.» 4 ترجمه: اسلام با سازو کاري به نام
امر به معروف و نهي از منکر، نظارت و کنترل اجتماعي را بر رفتارهاي مردم
اعمال مي کند که برآيند آن، اجتماعي شدن هنجارهاي سازنده و طرد اجتماعي
رفتارهاي ويران گر است. جابر ازامام محمد باقر(ع)روايت ميکندکه فرمود:"ان
الامر بالمعروف والنهي عن المنکرسبيل الانبياء ومنهاج الصالحين فريضة عظيمة
بها تقام الفرائض و تأمن المذاهب و تحل المکاسب وتردالمظالم وتعمرالارض و
ينتصف من الاعداء و يستقيم الامر فانکروا بقلوبکم و الفظوا بالسنتکم وصکوا
بها جباههم و لاتخافوا في الله لومة لائم...." 5 در اين روايت، به روشني
نشان داده شده است که امر به معروف و نهي از منکر دو کارکرد دارد ـ هم پاره
اي از هنجارها و رفتارها را در جامعه به صورت اجتماعي، نهادينه مي سازد.
وهم پاره اي ديگر از رفتارها را طرد و از عموميت يافتن آن ها جلوگيري مي
کند. به هر ترتيب، اسلام، اين اصل را بجهت حياتي بودنش امري واجب و ضروري
دانسته است. هرچند در کفايي يا عيني بودن ازمنظرفقهي نظراتي وجوددارد.
ترديدي نيست که بي حيايي و بدحجابي خلاف شرع ويك جرم اخلاقي واجتماعيست.
وهر جرمي هم طبق قانون وشرع الهي وقانون مدني نظام اسلامي حد و تعزير
داردو مخالفت عملي باهر دستورديني ازجمله مسئله حجاب وعفاف كه هم واجبي
فردي وهم اجتماعي ازابعادشرعي وعرفي است از مصاديق خلاف شرع وجرم وتخلف
محسوب ميشود و حاکم اسلامي حق دارددرآن دخالت كرده ومتخلفان را
کيفرنمايددهد.چراكه رفتارهايي كه درعرصه هاي عمومي رخ مي دهد
ازهنجارهاياناهنجاريهاباتوجه به عوارض وفراخورهاي اجتماعي آن درحوزه
اختيارات و مسئوليتهاي دولت اسلامي قرار دارد.دربيان علت اين موضوع به
روايتي ازپيامبر(ص)توجه ميكنيم كه فرمودند: «ان المعصيه اذا عمل بها العبد
سرا لم تضر الا عاملها و اذا عمل بها علانية و لم يغير عليه اضرت بالعام"6
ترجمه:همانا هنگامي که گناهي پنهاني باشد،جزگناهکارآسيب نمي بيند و
هنگامي که آشکاراباشد و اعتراض و تغييري بر ضد آن نشود، به همه مردم آسيب
مي رسد. ناگفته پيداست کساني که به حريم عفت عمومي تجاوز مي کنند و امنيت
رواني جامعه را به خطر مي اندازند، بايد مجازات شوند. به يقين، اگر دولت
اسلامي در اين مرحله، جدي تر و هدف مندتر از گذشته کار کند، بناي فرهنگي
كشوربيش ازپيش موردحراست قرار ميگيرد در غير اين صورت رو به ويراني شتافت.
شد مي شود.
ديگرراهكارها
1-هدايت نيروهاي دولتي براي گسترش فرهنگ حجاب درسه حوزه فرد،خانواده و جامعه
2- ايجاد بستري مناسب وفراگيربراي ازدواج جوانان
3- ايجادتفريحگاه هاو فضاهاي سالم رقابتي در زمينه ورزش، دانش و هنر که زمينه رشد فرهنگي در آنها فراهم شده باشد
4- رفع مشکلات اقتصادي مردم و حل مشکل معيشتي آنان
5 -نظارت برارتباطات بين المللي
6 - اجراي سياستهاي بازدارنده بوسيله نيروهاي انتظامي همراه بادانش
7- اجراي سياست هاي اصلاح گرايانه ومتمركزسازي ونظارت برامور تربيتي وروانشناختي
8- راه اندازي انجمن هاي محلي و ايجادخرده سازمان هاي محلي
9- معرفي الگوي جامع و مناسب حجاب و پوشش اسلامي
10-حذف ضدارزشهاومظاهر خلاف اخلاق درجامعه
11- تشويق واحياء وتقويت معنوي وفرهنگي گروههاي مختلف عفيف جامعه
12-ارائه تسهيلاتي درجهت اشتغال وکارآفريني درامورفرهنگي براي جوانان ونظارت برکالاهاي فرهنگي
منابع ومآخذ:
1- سوره حج آيه41
2 - عيون اخبارالرضا شيخ صدوق چاپ منشورات اعلمي
3-اصول كافي شيخ كليني دارالكتب الاسلاميه
4- سوره توبه آيه74
5-بحارالانوار
6- علل الشرايع، محمد بن علي بن الحسين (شيخ صدوق)، مکتبة الداوري
+نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم آبان 1389ساعت15:40توسط منيژه اشجاري |
دیدگاه اسلام در مورد حجاب
|
|
|
|
|
حجاب در اسلام از یک مسأله کلیتر و اساسیتری ریشه میگیرد و آن اینست که اسلام میخواهد انواع التذاذهای جنس، چه بصری و لمس و چه نوع دیگر، به محیط خانوادگی و در کادر ازدواج قانونی اختصاص یابد، اجتماع منحصراً برای کار و فعالیت باشد. |
|
|
|
|
| |
|
| |
|
|
|
|
|
آئین ما به کتب آسمانی استوار است: حجاب و پوشش، و ملزوم در خانه بودن برای زن یک امر دینی به شمار میرود که توسط قرآن و روش گذشتگان تعیین شده هیچ گونه خلاف و کشمکش بین مسلمانان و اندیشمندان اجتماع در این مسأله نیست. زیرا پایه آئین ما به کتب آسمانی استوار است نه بر سلیقه مردمان و گفتار این و آن. (۱)
● حجاب نه حبس، نه اختلاط
اسلام در عین اینکه به زنان، اجازه شرکت در اجتماع را میدهد، از زندگی مختلط، نهی فرموده است. «پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم در زمان حیات خویش دستور دارد که برای زنان، درِ ورودی جداگانهای به مسجدالنبی بسازند (سنن ابوداود ج ۱) این درِ هنوز هم به نام «بابالنساء» وجود دارد. پیغمبر صلی الله علیه و اله و سلم دستور داد که: شب هنگام پس از اتمام نماز، ابتدا زنها و سپس مردها از مسجد خارج شوند و در مسیر کوچه و خیابان، زنان از کنار و مردان از وسط حرکت کنند. «روزی رسول خدا دید مردان و زنان با هم از مسجد بیرون آمدند خطاب به زنها فرمود: بهتر است که شما صبر کنید تا مردها بروند، سپس شما بروید.» فقهاء به همین منظور فتوا به کراهت اختلاط مردان و زنان میدهند؛ البته این در صورتی است که پوشش کافی باشد وگرنه حرام است.
● اختلاط زن و مرد
بیشک یکی از عوامل شیوع فساد که در قرنهای اخیر دامنگیر جوامع، به خصوص کشورهای غربی شده، برداشتن حایل میان مردان و زنان در ادارات، کارخانهها ودیگر اماکن عمومی و محافل گروهی است. در این برخوردها معمولاً بذر فساد افشانده میشود و روز به روز ریشه میدواند اسلام که به خطرات ناشی از اختلاط زن و مرد و روابط آزاد و عواقب آن کاملاً آگاه است، در این باره توصیههای اکید دارد. قرآن درباره زنان پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم میفرماید: «هر گاه از زنان پیامبر متاعی میطلبید از پس پرده بطلبید که حجاب، برای آنکه دلهای شما و آنها پاکیزه بماند بهتر است.» (احزاب / ۵۳)
از این آیه شریفه استنباط میشود که برای حفظ عفاف و پاکی روح مرد و زن، وجود حریم و حایل، یک اصل است و در نظام اخلاقی جامعه نقش مؤثّری دارد؛ زیرا هر اندازه، روابط بیشتر و تماسها نزدیکتر باشد زمینهی تحریکات، تمایلات، هیجانها و وسوسهها مساعدتر میشود و خطرات احتمالی دیگری را در پی میآورد. (۲) رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم فرمود: «میان مردان و زنان نامحرم فاصله قرار دهید زیرا بر اثر ملاقات و اختلاط، گرفتار درد و بلایی میشوید که دوا ندارد. بر شما باد که از اختلاط با زنان اجتناب نمائید. (مرأت النساء)
● فرمایشات مقام معظم رهبری
▪ حجاب به معنی منزوی کردن زن نیست
وقتی که به صحنهی تفکرات عالم نگاه میکنیم و بینش اسلام را مشاهده مینماییم، به روشنی در مییابیم که جامعهی بشری هنگامی خواهد توانست نسبت به مسأله زن و روابط زن و مرد، سلامت و کمال مطلوب خود را پیدا بکند که دیدگاههای اسلام را بدون کم و زیاد و بدون افراط و تفریط درک کند و کوشش نماید آنها را ارائه کند. این، ادّعای ما نسبت به مسألهی زن در عالم است. ما آن چیزی را که در تمدنهای مادّی امروز نسبت به زن عمل میشود و وجود دارد، به هیچ وجه قبول نداریم و آن را به صرفه و صلاح زن و کل جامعه نمیشماریم. اسلام میخواهد که رشد فکری و عملی و اجتماعی و سیاسی و بالاتر از همه فضیلتی و معنوی زنان، به حدّ اعلی برسد و وجودشان برای جامعه و خانوادهی بشری بعنوان یک عضو حد اعلای فایده و ثمره را داشته باشد. همهی تعالیم اسلام از جمله مسالهی حجاب، بر این اساس است. مسالهی حجاب، به معنای منزول کردن زن نیست. اگر کسی چنین برداشتی از حجاب داشته باشد، برداشتش کاملاً غلط و انحرافی است. مسأله حجاب، به معنای جلوگیری از اختلاط و آمیزش بیقید و شرط زن و مرد در جامعه است. این اختلاط، به ضرر جامعه و به ضرر زن و مرد – بخصوص به ضرر زن – است. حجاب، به هیچ وجه مزاحم و مانع فعالیتهای سیاسی و اجتماعی و علمی نیست.
▪ حجاب زن در اسلام یکی از وسایل امنیت است
برای اینکه آن اختلاطی که قبلاً گفتیم، پیش نیاید و حدود اخلاقی حفظ بشود، اسلام برای زن حجاب را معین کرده است. خود این حجاب، یکی از وسایل امنیت است. با حجاب زنِ مسلمان، هم خود زنِ مسلمان امنیت پیدا میکند و هم مردان مسلمان امنیت پیدا میکند. آن جایی که حجاب را از زنان دور میکنند، آن جایی که زن را به عریانی و برهنگی نزدیک میکنند، در درجهی اوّل، امنیت از خود زن و درجهی بعد، از مردان و جوانان گرفته خواهد شد، برای اینکه محیط سالم و دارای امنیت باشد، زن بتواند کار خود را در جامعه انجام بدهد، مرد هم بتواند مسؤولیتهای خود را انجام بدهد، اسلام حجاب را معین کرده است که این حجاب، یکی از آن احکام برجستهی اسلام است و یکی از فوایدش همین است که گفتم. (۳)
حجاب در اسلام از یک مسأله کلیتر و اساسیتری ریشه میگیرد و آن اینست که اسلام میخواهد انواع التذاذهای جنس، چه بصری و لمس و چه نوع دیگر، به محیط خانوادگی و در کادر ازدواج قانونی اختصاص یابد، اجتماع منحصراً برای کار و فعالیت باشد. برخلاف سیستم غربی عصر حاضر که کار و فعالیت را با مسائل جنسی به هم میآمیزد، اسلام میخواهد این دو محیط را کاملاً از یکدیگر تفکیک کند. (۴) | |
|
| |
| |
|
|
|
|
|
پینوشتها: ۱ – حجاب در اسلام مؤلّف حاج شیخ قوام وشنوی ترجمه: احمد محسن گرگانی ۲ – مروارید عفاف – محمود اکبری ۳ – زن از دیدگاه مقام معظم رهبری ۴ – مجموعه آثار استاد شهید مطهری ج ۱۹ سایت نورانیت www.nooraniat.com۲۷ |
| |
+نوشته شده در جمعه شانزدهم مهر 1389ساعت19:11توسط منيژه اشجاري |
حجاب در اسلام
بسم الله الرحمن الرحيم
واژه ي حجاب
كلمه ي حجاب هم به معني پوشيدن است و هم به معني پرده و حجاب يا حاجب . بيشتر استعمال آن به معني پرده است . ان كلمه از آن جهت به اين مفهوم مي باشد كه پرده وسيله ي پوشش است و شايد بتوان گفت كه به حسب اصل لغت ، هر پوششي حجاب نيست ، آن پوششي حجاب ناميده مي شود كه از طريق پشت پرده واقع شدن صورت مي گيرد . استعمال كلمه ي حجاب در مورد پوشش زن يك اصطلاح نسبتاً جديد است . در قديم و مخصوصاً در اصطلاح فقها چه در كتاب الصلوه و چه در كتاب النكاح كه معترض اين مطلب شده اند ، كلمه " ستر " را به كار برده اند نه كلمه حجاب را .
وظيفه پوشش كه اسلام براي زنان مقرر كرده است بدين معني نيست كه از خانه بيرون نروند . پوشش زن در اسلام اين است كه زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه گري و خودنمايي نپردازد . آياتي كه در اين باره هست ، چه در سوره مباركه نور و چه در سوره مباركه احزاب ، حدود پوشش و تماس هاي زن و مرد را ذكر كرده است بدون آنكه كلمه حجاب را به كار برده باشد . تنها آيه اي كه كلمه ي حجاب در آن به كار رفته مربوط به زنان پيغمبر اسلام (ص) است . مي دانيم كه در قرآن كريم درباره ي زنان پيغمبر (ص) دستورهايي وارد شده است . اسلام عنايتي داشته كه زنان پيامبر (ص) چه در زمان حيات آن حضرت و چه بعد از وفات ايشان در خانه هاي خود بمانند . و دليل آن بيشتر در جهت منظورهاي اجتماعي و سياسي بوده است .
اسلام مي خواسته كه " امهات المؤمنين" كه خواه ناخواه احترام زيادي در ميان مسلمانان داشتند ، از احترام خود سوء استفاده نكنند و احياناً ابزار عناصر خودخواه و ماجراجو در مسايل سياسي و اجتماعي واقع نشوند .
www.hde.parsiblog.com
+نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم مهر 1389ساعت19:55توسط منيژه اشجاري |
فلسفه حجاب در اسلام از دیدگاه استاد مطهری
|
نقش خانواده در توسعه فرهنگ حجاب
در گفتگو با يك كارشناس مطرح شد |
لزوم پوشيدگي زن در برابر نامحرم يكي از مسايل مهم اسلامي است و در قرآن كريم در اين خصوص تصريح شده است. به همين دليل در اصل مطلب از جنبه اسلامي نمي توان ترديد كرد. ولي اين كه بعضي از دختران جوان پوشش خود را به طور كامل رعايت نمي كنند، بيشتر به علت ناآگاهي آنان نسبت به فلسفه حجاب برمي گردد. اين گروه غالباً گمان مي كنند حجاب موجب سلب آزادي زنان مي شود و مي پرسند با توجه به اينكه خداوند زن و مرد را آزاد آفريده است، چرا بايد فقط زنان حجاب داشته باشند؟ شهيد مطهري در پاسخ به اين سؤال در كتاب «مسأله حجاب» آورده است: «فرق است بين زنداني كردن زن در خانه و موظف داشتن به اين كه وقتي مي خواهد با مرد نامحرم روبه رو شود پوشيده باشد. در اسلام محبوس ساختن و اسير كردن وجود ندارد. حجاب در اسلام وظيفه اي است كه بر عهده زن نهاده شده تا در معاشرت و برخورد با مرد كيفيت خاصي را در لباس پوشيدن مراعات كند. اين وظيفه نه از ناحيه مرد بر زن تحميل شده و نه چيزي است كه با حيثيت و كرامت او منافات داشته باشد و يا تجاوز به حقوق طبيعي او كه خداوند برايش تعيين فرموده، محسوب شود. همچنين گفته است: «شرافت زن اقتضا مي كند هنگامي كه از خانه بيرون مي رود سنگين، متين و باوقار باشد و در طرز لباس پوشيدنش هيچ گونه عمدي كه باعث تحريك و تهييج شود به كار نبرد.»
توسعه فرهنگ حجاب در جامعه زهرا سيدزاده، كارشناس ارشد روانشناسي باليني، مسأله حجاب را از ديدگاه روان شناختي مورد بررسي قرار داده، در اين مورد مي گويد: «براي دستيابي به اهداف تربيت ديني، توسعه فرهنگ تعالي بخش حجاب و عفاف اهميت ويژه اي دارد. در حقيقت پويايي تربيت ديني در شرايط كنوني به پويايي روشها، نگرشها و برنامه هايي وابسته است كه در سطح خانواده، نظامهاي آموزشي و سياستهاي حاكم بر جامعه مطرح مي شود و بايد از حالت كليشه اي و تحميلي خارج شده و با روشهاي علمي و صحيح ارايه شود.» وي با بيان اين كه يكي از جلوه هاي رفتاري زن يا مرد مسلمان كه نشانه دينداري و عامل صيانت جامعه از فساد و آسيبهاي رواني- اجتماعي است، حجاب است، تأكيد مي كند؛ داشتن پوشش مناسب نه تنها سبب امنيت خود فرد از آسيبهاي مختلف است، بلكه سبب تحكيم خانواده، آرامش رواني افراد جامعه و افزايش امنيت در جامعه است. وي مي افزايد: «براي توسعه فرهنگ حجاب در جامعه و اثربخشي شيوه هاي تربيتي مربوط به حجاب در دل و جان افراد، از يك سو بايد رغبت و نياز دروني نسبت به اين مسأله در آنان ايجاد شود تا انگيزه كافي براي بروز رفتار سالم را داشته باشند و از سوي ديگر بايد روشها و شيوه هاي تربيتي فعال و مناسب جانشين شيوه هاي غلط و منفعل تربيتي گردد.» اين روان شناس در ادامه مي گويد: «در حال حاضر بعضي از خانواده ها از وضع پوشش ظاهري نوجوانان و جوانان خود رضايت ندارند و ظهور پديده ها و رفتارهاي نامناسبي در جامعه مانند بدحجابي و نداشتن پوشش مناسب زنان و مردان و يا رفتارهايي كه به دور از حيا و وقار هستند سبب آزردگي خاطر بسياري از افراد جامعه شده و به ثبات و استحكام خانواده ها لطمه وارد كرده است، بنابراين لازم است براي رفع اين معضل تمهيداتي انديشيده شود و از ديدگاههاي گوناگون و توسط نهادهاي مختلف جامعه كه عهده دار اين امر هستند برنامه ها و طرحهاي مؤثري اجرا شود.» سيدزاده يادآور مي شود: « از ديدگاه روان شناختي شكل گيري هويت جنسي در كودكان از همان سالهاي اوليه كودكي آغاز مي شود. به همين دليل كودك حتي از دو سالگي بايد لباسهاي مناسب جنس خودش را بپوشد. اگر دختر است لباس و ظاهر دخترانه او حفظ شود و اگر پسر است پوشش و ظاهر پسرانه داشته باشد تا دچار اختلال در هويت جنسي نشود. در مورد مسأله حجاب و ايجاد روحيه عفت و حيا نيز از همان سالهاي اوليه كودكي بايد اين رفتارها با شيوه هاي مناسب آموزش داده شود تا در شخصيت كودك نهادينه شود و عادتهاي مناسب نسبت به حجاب بتدريج در شخصيت او شكل گيرد، در اين صورت در نوجواني و جواني تابع همان ارزشها عمل مي كند و از هنجارها و ارزشهاي سالم جامعه منحرف نخواهد شد.»
نقش الگوي خانواده همين مشاور خانواده با اشاره به اين كه در شكل گيري هر عادت و رفتار مناسب نقش الگوي خانوادگي را نبايد از نظر دور داشت، مي افزايد: «كودكان آينه وار رفتارهاي والدين را تقليد مي كنند و الگوي عملي كه خانواده ارائه مي دهد مانند نحوه پوشش و حجاب مادر يا پدر، تأثير عميقي بر رفتار كودك دارد و در واقع پدر و مادر با ارائه اعمال و رفتار مناسب و به شكل غيركلامي ارزشها و هنجارهاي سالم را از همان ابتدا در شخصيت كودك ايجاد مي كنند.» به عنوان نمونه فريده مصطفوي فرزند حضرت امام خميني(ره) در خاطرات خود مي گويد: «امام(ره) ما را مقيد مي كردند معصيت نكنيم و مؤدب به آداب اسلامي باشيم. بخصوص مقيد بودند ما حجاب شرعي را حفظ كنيم و در منزل حق هيچ گونه گناهي از جمله غيبت، دروغ، بي احترامي به بزرگترها و توهين به مسلمانان را نداشتيم. ما عملاً اين درسها را از امام(ره) آموخته بوديم با اين شيوه و روش بود كه ما ارزشهاي اسلامي را فرا گرفتيم و از نظر تربيتي خود ايشان براي ما الگو بودند، چون وقتي كاري را به ما مي گفتند انجام ندهيد و ما مي ديديم كه خودشان آن كار را انجام نمي دهند، براي خانواده الگوي بسيار خوبي بودند.» سيدزاده در پايان خاطرنشان مي كند: «از اصول مهمي كه در تربيت ديني كودكان و نوجوانان بايد مد نظر قرار گيرد، استفاده از شيوه هاي مناسب تغيير رفتار است كه در تشويق يا تنبيه فرزندان بخصوص در مورد حجاب افراط نشود. زيرا گاهي با يك نگاه يا كاهش مقداري از محبت و امتيازاتي كه قبلاً به آنان داده بودند، مي توان رفتار نوجوان را اصلاح كرد و به تذكرات و اصرارهاي مداوم نيازي نيست، زيرا ممكن است ملامت و سرزنش و تذكرات افراطي، لجبازي فرزندان را تحريك كند و در نتيجه رفتارهاي مناسب در آنان شكل نگيرد. |
|
خجسته ناطق/ قدس شماره 5507 |
ما براى پوشش زن از نظر اسلام فلسفه خاصى قائل هستيم كه نظر عقلى آن راموجه مىسازد و از نظر تحليل مىتوان آن را مبناى حجاب در اسلام دانست.
واژه«حجاب»
پيش از اينكه استنباط خود را در اين باره ذكر كنيم لازم استيك نكته رايادآورى كنيم.آن نكته اين است كه معناى لغوى«حجاب»كه در عصر ما اين كلمهبراى پوشش زن معروف شده است چيست؟كلمه«حجاب»هم به معنى پوشيدن استو هم به معنى پرده و حاجب.بيشتر، استعمالش به معنى پرده است.اين كلمه از آنجهت مفهوم پوشش مىدهد كه پرده وسيله پوشش است،و شايد بتوان گفت كه به حسب اصل لغت هر پوششى حجاب نيست،آن پوشش«حجاب»ناميده مىشود كه ازطريق پشت پرده واقع شدن صورت گيرد.در قرآن كريم در داستان سليمان غروبخورشيد را اين طور توصيف مىكند: حتى توارت بالحجاب (1) يعنى تا آن وقتى كهخورشيد در پشت پرده مخفى شد.پرده حاجز ميان قلب و شكم را«حجاب» مىنامند.
در دستورى كه امير المؤمنين عليه السلام به مالك اشتر نوشته است مىفرمايد: «فلا تطولن احتجابك عن رعيتك» (2) يعنى در ميان مردم باش،كمتر خود را در اندرونخانه خود از مردم پنهان كن;حاجب و دربان تو را از مردم جدا نكند،بلكه خودت رادر معرض ملاقات و تماس مردم قرار بده تا ضعيفان و بيچارگان بتوانند نيازمنديها وشكايات خود را به گوش تو برسانند و تو نيز از جريان امور بى اطلاع نمانى.
ابن خلدون در مقدمه خويش فصلى دارد تحت عنوان«فصل في الحجاب كيف يقع فىالدول و انه يعظم عند الهرم».در اين فصل بيان مىكند كه حكومتها در بدو تشكيل ميانخود و مردم حائل و فاصلهاى قرار نمىدهند ولى تدريجا حائل و پرده ميان حاكم ومردم ضخيمتر مىشود تا بالاخره عواقب ناگوارى به وجود مىآورد.ابن خلدون كلمه«حجاب»را به معنى پرده و حائل(نه پوشش)به كار برده است.
استعمال كلمه«حجاب»در مورد پوشش زن يك اصطلاح نسبتا جديد است.درقديم و مخصوصا در اصطلاح فقها كلمه«ستر»كه به معنى پوشش استبه كار رفتهاست.فقها چه در كتاب الصلوة و چه در كتاب النكاح كه متعرض اين مطلب شدهاندكلمه«ستر»را به كار بردهاند نه كلمه«حجاب»را.
بهتر اين بود كه اين كلمه عوض نمىشد و ما هميشه همان كلمه«پوشش»را بهكار مىبرديم، زيرا چنانكه گفتيم معنى شايع لغت«حجاب»پرده است و اگر در موردپوشش به كار برده مىشود به اعتبار پشت پرده واقع شدن زن است و همين امر موجبشده كه عده زيادى گمان كنند كه اسلام خواسته است زن هميشه پشت پرده و در خانهمحبوس باشد و بيرون نرود.
وظيفه پوشش كه اسلام براى زنان مقرر كرده استبدين معنى نيست كه از خانه بيرون نروند.زندانى كردن و حبس زن در اسلام مطرح نيست.در برخى از كشورهاىقديم مثل ايران قديم و هند چنين چيزهايى وجود داشته است ولى در اسلام وجودندارد.
پوشش زن در اسلام اين است كه زن در معاشرت خود با مردان بدن خود رابپوشاند و به جلوهگرى و خودنمايى نپردازد.آيات مربوطه همين معنى را ذكر مىكند وفتواى فقها هم مؤيد همين مطلب است و ما حدود اين پوشش را با استفاده از قرآن ومنابع سنت ذكر خواهيم كرد.در آيات مربوطه لغت«حجاب»به كار نرفته است.آياتىكه در اين باره هست،چه در سوره مباركه نور و چه در سوره مباركه احزاب،حدودپوشش و تماسهاى زن و مرد را ذكر كرده استبدون آنكه كلمه«حجاب»را به كاربرده باشد.آيهاى كه در آن كلمه«حجاب»به كار رفته است مربوط استبه زنانپيغمبر اسلام.
مىدانيم كه در قرآن كريم درباره زنان پيغمبر دستورهاى خاصى وارد شده است. اولين آيه خطاب به زنان پيغمبر با اين جمله آغاز مىشود: يا نساء النبى لستن كاحد منالنساء يعنى شما با ساير زنان فرق داريد.اسلام عنايتخاصى داشته است كه زنانپيغمبر،چه در زمان حيات آن حضرت و چه بعد از وفات ايشان،در خانههاى خودبمانند،و در اين جهتبيشتر منظورهاى اجتماعى و سياسى در كار بوده است.قرآنكريم صريحا به زنان پيغمبر مىگويد: و قرن فى بيوتكن يعنى در خانههاى خودبمانيد.اسلام مىخواسته است«امهات المؤمنين»كه خواه ناخواه احترام زيادى در ميانمسلمانان داشتند از احترام خود سوء استفاده نكنند و احيانا ابزار عناصر خودخواه وماجراجو در مسائل سياسى و اجتماعى واقع نشوند.و چنانكه مىدانيم يكى از امهاتالمؤمنين(عايشه)كه از اين دستور تخلف كرد ماجراهاى سياسى ناگوارى براى جهاناسلام به وجود آورد.خود او هميشه اظهار تاسف مىكرد و مىگفت دوست داشتمفرزندان زيادى از پيغمبر مىداشتم و مىمردند اما به چنين ماجرايى دست نمىزدم.
سر اينكه زنان پيغمبر ممنوع شدند از اينكه بعد از آن حضرت با شخص ديگرىازدواج كنند به نظر من همين است;يعنى شوهر بعدى از شهرت و احترام زنشسوء استفاده مىكرد و ماجراها مىآفريد.بنابر اين اگر درباره زنان پيغمبر دستور اكيدترو شديدترى وجود داشته باشد بدين جهت است.
به هر حال آيهاى كه در آن آيه كلمه«حجاب»به كار رفته آيه53 از سوره احزاب است كه مىفرمايد: و اذا سالتموهن متاعا فاسالوهن من وراء حجاب يعنى اگر از آنهامتاع و كالاى مورد نيازى مطالبه مىكنيد از پشت پرده از آنها بخواهيد.در اصطلاحتاريخ و حديث اسلامى هر جا نام«آيه حجاب»آمده است مثلا گفته شده قبل از نزولآيه حجاب چنان بود و بعد از نزول آيه حجاب چنين شد،مقصود اين آيه است كهمربوط به زنان پيغمبر است (3) ،نه آيات سوره نور كه مىفرمايد:
قل للمؤمنين يغضوا من ابصارهم-الى آخر-قل للمؤمنات يغضضن منابصارهن .
يا آيه سوره احزاب كه مىفرمايد:
يدنين عليهن من جلابيبهن الى آخر.
اما اينكه چطور در عصر اخير به جاى اصطلاح رايج فقها يعنى ستر و پوششكلمه حجاب و پرده و پردگى شايع شده استبراى من مجهول است،و شايد از ناحيهاشتباه كردن حجاب اسلامى به حجابهايى كه در ساير ملل مرسوم بوده استباشد.مادر اين باره بعدا توضيح بيشترى خواهيم داد.
سيماى حقيقى مساله حجاب
حقيقت امر اين است كه در مساله پوشش-و به اصطلاح عصر اخير حجابسخن در اين نيست كه آيا زن خوب است پوشيده در اجتماع ظاهر شود يا عريان؟ روح سخن اين است كه آيا زن و تمتعات مرد از زن بايد رايگان باشد؟آيا مرد بايد حقداشته باشد كه از هر زنى در هر محفلى حداكثر تمتعات را به استثناى زنا ببرد يا نه؟
اسلام كه به روح مسائل مىنگرد جواب مىدهد:خير،مردان فقط در محيطخانوادگى و در كادر قانون ازدواج و همراه با يك سلسله تعهدات سنگين مىتوانند اززنان به عنوان همسران قانونى كامجويى كنند،اما در محيط اجتماع استفاده از زنان بيگانه ممنوع است.و زنان نيز از اينكه مردان را در خارج از كانون خانوادگى كاميابسازند به هر صورت و به هر شكل ممنوع مىباشند.
درست است كه صورت ظاهر مساله اين است كه زن چه بكند؟پوشيده بيرونبيايد يا عريان؟ يعنى آن كس كه مساله به نام او عنوان مىشود زن است و احيانا مسالهبا لحن دلسوزانهاى طرح مىشود كه آيا بهتر است زن آزاد باشد يا محكوم و اسير و درحجاب؟اما روح مساله و باطن مطلب چيز ديگر است و آن اينكه آيا مرد بايد دربهرهكشى جنسى از زن،جز از جهت زنا، آزادى مطلق داشته باشد يا نه؟يعنى آن كه دراين مساله ذى نفع است مرد است نه زن،و لااقل مرد از زن در اين مساله ذىنفعتراست.به قول ويل دورانت:
«دامنهاى كوتاه براى همه جهانيان بجز خياطان نعمتى است.»
پس روح مساله،محدوديت كاميابيها به محيط خانوادگى و همسران مشروع،ياآزاد بودن كاميابيها و كشيده شدن آنها به محيط اجتماع است.اسلام طرفدار فرضيهاول است.
از نظر اسلام محدوديت كاميابيهاى جنسى به محيط خانوادگى و همسرانمشروع،از جنبه روانى به بهداشت روانى اجتماع كمك مىكند،و از جنبه خانوادگىسبب تحكيم روابط افراد خانواده و برقرارى صميميت كامل بين زوجين مىگردد،و ازجنبه اجتماعى موجب حفظ و استيفاى نيروى كار و فعاليت اجتماع مىگردد،و از نظروضع زن در برابر مرد،سبب مىگردد كه ارزش زن در برابر مرد بالا رود.
فلسفه پوشش اسلامى به نظر ما چند چيز است.بعضى از آنها جنبه روانى دارد وبعضى جنبه خانه و خانوادگى،و بعضى ديگر جنبه اجتماعى،و بعضى مربوط استبهبالا بردن احترام زن و جلوگيرى از ابتذال او.
حجاب در اسلام از يك مساله كلىتر و اساسىترى ريشه مىگيرد و آن اين استكه اسلام مىخواهد انواع التذاذهاى جنسى،چه بصرى و لمسى و چه نوع ديگر،بهمحيط خانوادگى و در كادر ازدواج قانونى اختصاص يابد،اجتماع منحصرا براى كارو فعاليتباشد.بر خلاف سيستم غربى عصر حاضر كه كار و فعاليت را با لذتجوييهاىجنسى به هم مىآميزد اسلام مىخواهد اين دو محيط را كاملا از يكديگر تفكيك كند.
+نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم مهر 1389ساعت19:44توسط منيژه اشجاري |
حجاب در دورانهای مختلف تاریخی ایران 2
مادها
برپایه پذیرفتهشدهترین نظریه کنونی، آریاییهایی که به فلات ایران آمدند، به سه دسته اصلی تقسیم شدند: مادها، پارسها و پارتها.
مادها نخستین دودمان ایرانی را در ایران تشکیل دادند. دولت ماد را میتوان پیشاهنگ دولت آریایی و دولت بزرگ هخامنشی دانست چه «هووخشتر» دولتهای نیرومند آن زمان یعنی آشور و بابل را ضعیف ساخت و بر ارمنستان و آسیای صغیر تا رود هالیس دست یافت.
عیلام، پارس، هیرکانی، طبرستان و باکتری از دولت ماد اطاعت میکردند. این دولت اصول کشورداری قبایل متحد و فنون نوین جنگ را بوجود آورد.
چنانکه کوروش بزرگ پس از فتح ماد همدان را که پایتخت دولت ماد بود، مرکز پادشاهی خود قرار داد و پارسیان از آداب و رسوم و حتی طرز پوشاک مادها بهره مند شدند.
کتاب «پوشاک باستانی ایرانیان» درباره پوشش زنان در دوران مادها با تکیه بر نقوش برجسته برجا مانده میگوید که پوشاک زنان آن دوران از دید شکل با پوشاک مردان یکسان است.
در ادامه درباره آن نقوش چنین مینویسد: «مرد و زن به واسطه اختلافی که میان پوشش سرشان وجود دارد، از هم تمیز داده میشوند. به نظر میرسد که زنان پوششی نیز روی سر خود گذاردهاند و از زیر آن گیسوهای بلندشان نمایان است.»
پارسها (هخامنشیان)
به نظر میرسد که پوشش زنان در دوران هخامنشیان با دوران مادها چندان تفاوتی نکرده باشد. پیرامون پوشاک زنان در این دوره چنین نوشته شدهاند: «از روی برخی نقوش مانده ازآن زمان، به زنان بومی بر میخوریم که پوششی جالب دارند. پیراهن آنان پوششی ساده و بلند یا دارای راسته چین و آستین کوتاه است. به زنان دیگر آن دوره نیز برمی خوریم که از پهلو به اسب سوارند. اینان چادری مستطیل برروی همه لباس خود افکنده و در زیر آن، یک پیراهن با دامن بلند و در زیر آن نیز، پیراهن بلند دیگری تا به مچ پا نمایان است.»
اشکانیان
پس از هخامنشیان و تاخت و تاز اسکندر مقدونی به ایران، هنگامی که وضعیت سلوکیان آشفته بود، اشکانیان ایرانی که از پارتها بودند، به حکومت رسیدند
لباس زنان اشکانی پیراهنی بلند تا روی زمین، گشاد، پرچین، آستیندار و یقه راست بودهاست. پیراهن دیگری داشتهاند که روی اولی میپوشیدند و قد این یکی نسبت به اولی کوتاه و ضمنا یقه باز بودهاست. روی این دو پیراهن چادری سرمی کردند.
در جای دیگر آمده است: «چادر زنان اشکانی به رنگهای شاد و ارغوانی و یا سفید بوده است. گوشه چادر در زیر یک تخته فلزی بیضی منقوش یا دکمه که به وسیله زنجیری به گردن افکنده شده، بند است. این چادر به نحوی روی سر میافتاده که كلاه زنانه را در قسمت عقب و پهلوها میپوشانیده است.
درکتاب «پارتیان» نیز آمده است: «زنان عهد اشکانی قبایی تا زانو برتن میکردند، با شنلی که برافکنده میشد و نیز نقابی داشتند که معمولا به پس سر میآویختند.
در دوره اشکانیان پوشش زنان شامل پیراهن شلوار و در مراسمهای رسمی و مذهبی همراه با شال بلندی بوده است که نمونههای آن در مجسمههای دوره اشکانیان نمایان است.
ساسانیان
در زمان ساسانیان همچون دوران پیش از آن، زنان از چادربه عنوان پوشاک رو استفاده میکردند، و در زیر آن پیراهنی میپوشیدهاند.
حجاب ایرانی اسلامی
پس از ورود اسلام به ایران حجاب بانوان نجیب ایرانی ادامه یافت، البته اسلام دیدگاهی نو در خصوص حجاب داشت که نه تنها ایرانیان، بلکه جهانیان نیز تا زمان ظهور این دین بزرگ آسمانی تجربه نکرده بودند.
اسلام، حجاب و نگاهی نو
از دیدگاه اسلام حجاب بانوان، دارای دو بُعد ایجابی و سلبی است. بُعد ایجابی آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبی آن، حرام بودن خودنمایی به نامحرم است؛ و این دو بُعد باید در کنار یکدیگر باشد تا حجاب اسلامی محقق شود؛ گاهی ممکن است بُعد اول باشد، ولی بُعد دوم نباشد، در این صورت نمیتوان گفت که حجاب اسلامی محقق شده است.
+نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم مهر 1389ساعت19:37توسط منيژه اشجاري |
ایرانیان بنیانگذار فرهنگ حجاب در تاریخ + عكس1
ایرانی از دوران باستان پوشش و حجاب را نه تنها مختص زنان بلکه آن را از ویژگیهای اهورایی مردان نیز میپنداشته و در مقابل، برهنگی و بی بند و باری را اهریمنی میدانسته است.
به گزارش شبکه خبر، نقشها و كتیبههای بر جای مانده از داخل و خارج از مرزهای ایران كهن، از هزاران سال پیش، گواهی میدهند كه نیاکان پارسای مردمان سرزمین پارس، نسبت به بسیاری از مردمان هم عصر خویش معتقدتر و پایبندتر به حفظ این ارزش آسمانی بودهاند.
پوشش زنان در ایران باستان همواره سبك و اسلوب خاصی داشته و بررسیها نشان میدهد كه پوشش تمام بدن در دورههای مختلف تاریخی چه نزد زنان و چه نزد مردان در ایران یك حقیقت بوده است و در طول تاریخ به هیچ وجه ایرانیان در برهنگی به سر نمیبردهاند.
البته این موضوع را باید در نظر داشت كه پوشش كامل و آراسته همراه با تزیینات زنان در ایران، با پوشش چادر تفاوت داشته است.
برخی معتقدند: پوشش كامل و آراسته ایرانی به نوعی ریشه به وجود آمدن حجاب در دنیا است
ویل دورانت معتقد است نقش پوشش و حجاب زنان در ایران باستان چنان برجستهاست كه میتوان ایران را منشأ اصلی پراكندن حجاب در جهان دانست.
دایرهالمعارف لاروس نیز پیدایی حجاب زنان را به ایران باستان نسبت میدهد. در تفسیر اثنی عشری چنین آمدهاست: تاریخ نشان میدهد كه حجاب در فرس (فارس) قدیم وجود داشته است.
آیین زرتشتی و پوشش
زرتشت در حدود بیش از هزار سال (و به روایاتی بیش از هزاران سال) پیش از میلاد مسیح، در کتاب «یسنا» بر عفت سرشتین در کنار پوشش ظاهری پافشاری کرده است.
بر پایه آنچه از این دین باستانی ایرانیان برمی آید و موبدان هم اکنون نیز بر آن پافشاری میکنند ؛ پوشش زن باید به گونهای باشد که حتا یک تار موی او نیز آشکار نگردد.
در خرده اوستا نیز چنین آمده است: «همگان نامی ز تو بر گوییم و همگان سر خود را میپوشیم و آن گاه به درگاه دادار اهورامزدا نماز میکنیم».
در کتاب پوشاک باستانی ایرانیان در ذیل عنوان «پوشاک اقلیتهای میهن ما» در مورد حجاب زنان زرتشتی چنین میخوانیم: «این پوشاک که بانوان زرتشتی از آن استفاده میکنند، شباهتی بسیار نزدیک به پوشاک بانوان نقاط دیگر کشور ما دارد.
چنان که روسری آنان از نظر شکل و طرز استفاده، نظیر روسری بانوان بختیاری است و پیراهن، شبیه پیراهن بانوان لُر در گذشته نزدیک است و شلوار، از لحاظ شکل و بُرش، همان شلوار بانوان کُرد آذربایجان غربی است و کلاهک، همان کلاهک بانوان بندری است».
+نوشته شده در دوشنبه دوازدهم مهر 1389ساعت19:35توسط منيژه اشجاري |
تعاريف واصطلاحات:
حجاب :حجاب در لغت به معناي حايل شدن ، پوشاندن ، مانع شدن است.الحجاب مفرد كلمة حجب به معناي :پرده ،پوشش ، لباس ، پارچه ، و هر چيزي كه چيز ديگري را بپوشاند يا هر مانع و حايل و فاصله ميان دو يا چند چيز.
اجتماع :گروهي وسيع شامل سازمانهاي متعدد و مركب از كثيري زن ومردوكودك كه طي زمان درازي از اتكاي متقابل و نظم گروهي بهره مند باشند، جامعه (سوسايتي)خوانده ميشودوجامعه اي كه وابسته محلي معين و از جامعه هاي ديگر كم و بيش بي نياز باشد اجتماع(كاميو نتي) ناميده ميشود.
فرهنگ:همه يافته هاي بشر را فرهنگ گويند.
نهاد:نهاد عبارت از بخش نا خود آگاه هر فرد.
هنجار:(استاندارد شرايط)همان رعايت كردن رفتارهاي مورد قبول جامعه است.
انحراف :يعني دوري جستن از هنجارها و زماني اتفاق مي افتد كه فرد يا گروهي معيارهاي جامعه را رعايت نكنند . انحراف همان رفتار منفي است.
تاريخچه حجاب :
استاد مطهري در كتاب مسئله حجاب اشاره مي كنند در ايران باستان در ميان قوم يهود و احتمالا"در هند حجاب وجود داشته و از آنچه در قانون اسلام آمده سختتر بوده است. اما در جاهليت عرب حجاب وجود نداشته و بوسيله اسلام در عرب پيدا شده است.
ويل دورانت درصفحه30جلد 12 تاريخ تمدن راجع به قوم يهود و تلمود مي نويسد: (( اگر زني به نقض قانون يهود مي پرداخت چنانكه قبلا" بي آنكه چيزي بر سر داشت به ميان مردم مي رفت يا در شارع عام نخ مي رشت يا با هر سخني از مردان درد و دل مي كرد يا صدايش آنقدر بلند بود كه چون در خانه اش تكلم مي نمود همسايگانش مي توانستند سخنان او را بشنوند در آن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهريه او را طلاق دهد))اگر عقيده بر اين باشد كه حجاب رايج ميان مسلمانان عادتي است كه از ايرانيان پس از مسلمان شدنشان به ساير مسلمانان سرايت كرده باز هم سخن نا درستي است ،زيرا قبل از اينكه ايرانيان مسلمان شوند آيات موصوف به حجاب نازل شده بود.
كنت گوببنو در كتاب سه سال در ايران معتقد است كه حجاب شديد دوره ساساني در دوره اسلام ميان ايرانيان باقي ماند ،او معتقد است كه آنچه در ايران ساساني بوده است تنها پوشيدگي زن نبوده است بلكه مخفي نگه داشتن زن بوده است . به هر حال آنچه مسلم است اين است كه قبل از اسلام حجاب در جهان وجود داشته است .
علت پيدايش حجاب:
مخالفان حجاب سعي كرده اند جريانات ظا لما نه اي را به عنوان علت پيدايش حجاب ذكر كنند ، و در اين جهت ميان حجاب اسلامي و غير اسلامي فرق نمي گذارند و نيز وانمود مي كنند كه حجاب اسلامي از همين جريانات ظالمانه سر چشمه مي گيرد.
در باب علت پيدايش حجاب نظريات گوناگوني ابراز شده است و غالبا" اين علتها براي ظالمانه يا جاهلانه جلوه دادن حجاب ذكر شده است .كه در اينجا به مجموع آنها اشاره مي شود.نظرياتي كه بدست آوردهايم بعضي فلسفي ،بعضي اجتماعي ،بعضي اخلاقي و بعضي اقتصادي وبعضي رواني است كه ذيلا" ذكر مي شود:
1-ميل به رياضت و رهبانيت(ريشه فلسفي ):
ارتباط مسئله پوشش يا فلسفه رياضت و رهبانيت از اين جهت است كه چون زن بزرگترين موضوع خوشي و كامراني بشر است ، اگر زن ومرد معاشر و محشور با يكديگر باشند ، خواه نا خواه دنبال لذت جويي و كاميابي مي روند پيروان فلسفه رهبانيت وترك لذت براي اينكه محيط را كاملا" باز دهد ورياضت سازگار كننده بينزن ومرد حريم قائل شده پوشش را وضع كرده اند.
2-عدم امنيت وعدالت اجتماعي:
ريشه ديگري كه براي بوجود آمدن پوشش ذكر كرده اند نا امني است. در زمانهاي قديم هر كسي زن زيبائي داشت ناچار بود او را از ديد زور مندان مخفي نگه دارد زيرا اگر آنها اطلاع پيدا مي كردند او ديگر مالك زن خود نبود . ايران دوره ساساني ناظر جنايتها و فجايع عجيبي دراين زمينه بوده است شاهزادگان وموبدان وكدخداها واربابها هر گاه از وجودزن زيبايي در يك خانه مطلع مي شدند به آن خانه مي ريختند و زن را از خانه شوهرش بيرون ميكشيدند در آن موقع سخن از پوشش وحجاب نبود.
3-پدر شاهي وتسلط مرد بر زن واستثمار نيروي وي در جهت منافع اقتصادي فرد
4-حسادت وخودخواهي مرد
5-عادت زنانگي زن واحساس او به اينكه در خلقت از مرد چيزي كم دارد.
آثار و فوائد حجاب :
1- حرمت بخشيدن به زن :
زن مسلمان ،تجسم حرمت و عفت در جامعه است ، حفظ پوشش به نوعي احترام گذاردن به زن و محفوظ نگه داشتن وي از نگاه هاي شهواني و حيواني است .
2- مبارزه با نفس:
ميل به خود نمايي و جلوه گري به مصالحي در سرشت زن ،نهفته است كه بايد در مسير درست و هدفي والا بكار گرفته شود . بي گمان اين گرايش در وجود زن اگر همچون ساير ميلها به درستي بكار گرفته شود ، ثمرات مطلوبي خواهد داشت و در جهت كمال او كار آمد خواهد بود و در مسير فراهم آوردن محيطي مناسب همراه با زندگيش ،سودمند خاهد شد . چراكه هيچ گرايش دروني بدون جهت درجان انسان به وديعت نهاده نشده است . اما اگر اين گرايش ،مرزي نداشته باشد وخودنمايي وجلوه گري همواره ودر همه جا نمود داشته باشد ،قطعا" فساد آخرين خواهد بود و در ايجاد زمينه هاي نا هنجاري در جامعه خواهد كرد . (پوشش را ميتوان مهمترين عامل تعديل اين ميل دانست).
3-جواز حضور در اجتماع :
بدون هيچ ترديد ،زن بخش عظيمي از نيروي انساني يك جامعه را تشكيل ميدهد و در ابعا د مختلف فرهنگي واجتماعي واقتصا دي وسياسي مي تواند نقش آفريني عظيمي داشته باشد . اسلام با طرح پوشش زن در حقيقت جواز حضور در اجتماع او را رقم زده است وا زسوي ديگر جلوي فساد گستري ونا هنجاريهاي ناشي از اختلاط زن ومرد را گرفته است . همه احاد جامعه در مقابل سلامت نفساني جامعه مسئو لند ومسئوليت مهمتر در اين با ره بر دوش خانم ها است .
4-آرامش رواني جامعه :
از جمله فلسفه هاي اصلي حجاب ايجاد آرا مش رواني وامنيت روحي در جامعه است چراكه امنيت وآرامش در ابعاد مختلف زندگي از حقوق مسلم همه شهروندان بوده و هيچ كس حق ندارد با بهانه هاي مختلف موجبات سلب آسايش ديگران رافراهم كند ودر نكوهش مردم آزاري وايجاد مزاحمت براي ديگران همه مكاتب و مذاهب اتفاق نظر دارند اما افراد مادي نگرو ودنيا زده كه آسايش وآرامش دو گيتي را فقط در امور مادي خلا صه مي كنند مزاحمت وآزار را هم فقط مزاحمتهاي بدني ومادي مي دانند در حالي كه آزارهاي روحي و معنوي و توهين به اعتقادات ومقدسات ديگران بسيار زشت تر از ساير آزار ها است . اگر چه حجاب خواهران وپوشش برادران تا حدودي يك امر شخصي وسليقه اي وانتخابي است اما اصل مسلئه پوشش داشتن با تفاوتهاي خاص مربوط به زن ومرد امري اجتماعي است وتكليف است نه حق . هر انساني كه در جامعه زندگي ميكند مكلف وموظف است به حقوق سايرين احترام بگزارد وكاري نكند كه باعث آزار وصدمه به ديگران شود وچه صدمه وآسيبي بالاتر از تحريك شهوت در نيروي جوان كشور؟كدام ظلم وگناه بالاتر از اينكه خانمي آرايشهاي آنچناني واجراي نمايشهاي زننده در كوچه وبازار در ذهن وفكر جوانان معصوم و نا پخته آشوب به پا كرده وآتش عشقهاي خياباني وهوسهاي خانمان سوز راروشن كند !كدام خيانت بالاتر از آنكه غرايز خفته نسل جوان را بيدار كنيم بدون اينكه امكان اشباع آنها وجود داشته باشد؟
5-حجاب ومعنويت :
يكي از آثار وفوائدي كه براي حجاب در قرآن ذكر شده علاوه بر حفظ آرامش رواني كل جامعه ،حفظ بانوان محترم از آزار واذيت افراد بي سرو پا است كه همه جوامع كم وبيش وجود دارند از اين نظر" حجاب نوعي هويت است نه محدوديت " وهمان گونه كه گلهاي زيبا و خوش رنگ وبو بايد حصار خارها قرار بگيرند از دستبرد كودكان بازي گوش در امان بمانند زنان نيز بايد گلبرگهاي وجود خود را در پوششهاي مناسب قرار دهند تا از نيش ونوش نگاه نامردان ونامحرمان دور بماند .
"قرآن كريم در آيه 59 سوره احزاب فلسفه حجاب را مد نظر قرار داده ومي فرمايد :
" اي پيامبر به همسران ودخترانت وبه موفقين بگو كه روسري هاي خويش را بهخود نزديك كنند وهمچون زنان عفيف بپوشانند تا به (عفت وپاكدامني )شناخته شوند ودر مورد آزار واذيت قرار نگيرند وخدا آمرزنده ومهربان است "
6-ايجاد امنيت :
جامعه موظف است امنيت را در ابعاد مختلف براي افراد فراهم سازد ،بخش عمده از اين مهمبه عهده زن است كه با حفظ پوشش به اين امر جامه عمل بپوشانند.
در سايه رعايت حجاب ،زن با شهامت هر چه تمامتر به وظيفه خود مشغول شده و خطري از ناحيه اجتماع متوجه وي نمي شود. بدين ميان معتقد هستيم كه پوشش ،امنيت رادر جامعه فراهم ميسازد ودر حريم پوشش است كه مي توان با خيالي آسوده بهجامعه آمد وبه فعاليت پرداخت ودر سنگر حجاب ،حضور عيني خود را در ابعاد مختلف اجتماع،تحقق بخشيد
7-حفظ بنياد خانواده:
از ديگر فلسفه ها وفوائد حجاب تاثير آن در استحكام وتداوم هسته اصلي جامعه يعني خانواده است.
"رابطه حجاب وتاثير آن در حفظ بنياد خانواده و يا اثري كه بد حجابي در تزلزل و نابودي ساختار خانواده دارد از دو بعد ميتوان برسي كرد"
حجاب در فرهنگ ملل جهان:
بنا به گواهيمتون تاريخي ،در اكثر قريب به اتفاق ملتها و آيينهاي جهان حجاب در بين زنان معمول بوده است هر چند حجاب در طول تاريخ ،فرازو نشيبهاي زيادي را طي كرده وگاهي با اعمال سليقه حاكمان تشديد يا تخفيف يافته است ولي هيچگاه بطور كامل از بين نرفته است.
ميتوان گفت متداول بودن حجاب در ميان ملل مختلف با آنكه داراي عقايد ،وذاهب و شرايط جغرافيائي متفاوتي بوده اند نشانگر آن است كه تمايل به پوشش و حجاب ،امري فطري است .
فريد وجدي به نقل از دايرةالمعارف لاروس مي گو يد:
((حجاب گرفتن زنان قدمتي طولاني دارد . زنان يوناني در دوره هاي گذشته صورت واندامشان راتا روي پا مي پوشاندند . زنهاي فينيقي نيز داراي حجابهاي قرمز رنگ بودند .
زنان سيبري نيز حجاب داشته اند و در اين ميان روماني از حجاب محكمتري بر خوردار بوده اند.))
بطور كلي پوشش وحجاب زن در اكثر نقاط جهان رعايت مي شده است اما در برخي از موارد از حالت تعادل خارج و به شكل افراط وتفريط نماينگر مي شده است ،اما صرف نظر از اين افراط و تفريتها رواج حجاب نزد اكثر ملل دليلي روشن بر گرايش باطني و فطري زن و جوامع بشري به سوي حجاب مي باشد .
لباس ملي كشورها دليلي آشكار بر حجاب زنان:
اگر به لباس ملي كشورهاي جهان بنگريم ،بخوبي حجاب و پوشش زن را در آن مي بينيم.
دقت در لباس ملي كشورها ما را از ورق زدن كتب تاريخي براي يافتن ملل و اقوامي كه زنان آنها داراي حجاب بوده اند ، بي نياز مي كند و به خوبي اثبات مي كند كه حجاب در ميان اكثر ملتهاي جهان معمول بوده و اختصاص به مذهب يا ملت خاصي نداشته است .
نگاهي به كتاب پوشاك اقوام مختلف تاليف براون واشنايدر ، روشنگر اين واقعيت است كه در عهد باستان ،در ميان يهوديان ،مسيحيان ، اعراب ،يونانيان ، آلمان ، خاور نزديك و... پوشش زن بطور كامل رعايت مي شده است و همه زنان سر خود را نيز مي پوشاندند. از نيمه دوم قرن هجدهم دراروپاآثاري مبني بركم شدن حجاب و پوشش به چشم مي خوردولي حتي تا اواخر قرن نوزدهم پوشاك محلي اكثر قريب به اتفاق اروپائيان همچنان با پوشيدن سر ولباس بلند همراه بوده است.
منبع:رهگذر در راهي
+نوشته شده در جمعه نهم مهر 1389ساعت15:28توسط منيژه اشجاري |
حجاب در نگاه
بُعد ديگر حجاب از ديدگاه قرآن و روايات در «نگاه» است . اين بخش از حجاب بعد از بُعد اول ، شناخته شده ترين بُعد از ابعاد حجاب است و دستور صريح قرآن کريم بر اين بُعد از حجاب دلالت دارد . که حجاب هم براي زن و هم براي مرد است ، هم چنان که خداوند در سوره ي مبارکه نور به مردان و زنان به طور جداگانه امر مي کند که چشم هاي خود را فرو افکنند : «قُل لِلمؤمِنينَ يغُضُّوا مِن اَبصارِهِم» و «قُل لِلمؤمِناتِ يغضُضنَ مِن أَبصارِهنَّ» .4 (سوره نور آ آيات 30 و 31)
اصطلاح «غضّ بصر» در لغت به معناي فرو افکندن چشم مي باشد و نه فروبستن آن . «غض» به تنهايي به معناي کاستن ، تخفيف و نگهداري است که هم براي صدا استفاده مي شود و هم براي چشم ؛ براي مثال آيه ي 19 سوره لقمان مي فرمايد : «واغضُض مِن صَوتِکَ» ؛ «صداي خود را کوتاه کن .»5 (قريشي ، 1378 ، ج 5 : 105 و 104)
شهيد مطهري با تأمل در لغت عرب مي فرمايد : «غض بصر» با «غمض عين» متفاوت است . «غمض» به معناي فروبستن است که با کلمه عين همراه مي شود نه کلمه بصر . شهيد مطهري «با مبناي فلسفي خود نگاه را به دو دسته ي «استقلالي» و «آلي» تقسيم مي کند . «در نگاه استقلالي» يعني اين که نگاه کردن به کسي يا چيزي براي خوب تماشا کردن و ورانداز کردن آن براي ارزيابي آن ؛ اما «نگاه آلي» يعني نگاه کردني که خودش هدف نيست ، بلکه به عنوان مقدمه و وسيله سخن گفتن است . بر اين اساس ، امر الهي به زنان و مردان مؤمن ، پرهيز از نگاه استقلالي است نه نگاه آلي ؛ يعني پرهيز کردن از نگاهي که هدفش صرفاً تماشا کردن و لذت بصري بردن و چشم چراني است .»1 (مطهري 1353 : 124 و 123 )
«بصر» نيز در لغت عرب به ابزار بينايي ، يعني چشم گفته مي شود و هم به حس بينايي و گاهي نيز به دلالت التزامي به معناي علم است، دلالت دارد .»2 (قريشي ، 1378 : ج 1 ، 195)
از مطالب مزبور نکات ذيل را مي توان بدست آورد :
1- امر جداگانه نه به مردان و زنان مؤمن به خاطر تأکيد اين امر .
2 - تقدم امر به مردان پيش از زنان ؛در اين دستور مشترک ابتدا مردان مورد خطاب الهي قرار گرفته اند و پس از آنان زنان ؛ و اين امر شايد دلالت بر ضرورت و اولويت اين نوع از حجاب در ميان مردان داشته است .
3 - تعلق گرفتن امر به مردان و زنان مشروط به شرط ايمان : لازمه ي ايمان مردان و زنان مؤمن پرهيز از چشم چراني است ؛ در حقيقت بخشي از ايمان افراد مؤمن در گرو پاک داشتن چشم شان از آلودگي ها ، لذت هاي حرام و آلودگي هاي بصري است .
حضرت رسول (ص)در زمينه نگاه و حرمت آن مي فرمايند : «از نگاه بعد از نگاه بپرهيز ؛ زيرا نگاه اول از آن توست و ناخواسته است ، اما نگاه دوم به زيان توست و عمدي مي باشد و نگاه سوم ويران گر است . »3 (محمدي ري شهري ، 1377 ، ج 13 : 325) و «امام صادق عليه السلام نيز مي فرمايند : نگاه بعد از نگاه ، بذر شهوت در دل مي کارد و اين خود براي به گناه کشاندن و به فتنه انداختن صاحبش کافي است .»4 (همان : همانجا)
حضرت رسول (ص) مي فرمايند : «پيرامون نگاه حرام و تبعات آن هر که چشم خود را از حرام پرکند ، خداوند در روز قيامت چشم او را از آتش پر مي کند ، مگر اين که توبه کند و از عمل خود دست بردارد .» 5 (همان : 6323) نکته ي مهم آن است که پرهيز از نگاه به نامحرم و نگاه هاي حرام اگر چه در روايات بيشتر مربوط به مردان است ولي همان گونه که آيات شريفه نيز تصريح شد ، پرهيز از نگاه خيانت کارانه و نگاه هوس آلود به نامحرم در مورد زنان نيز صدق مي کند ؛ از اين رو حضرت رسول (ص) مي فرمايند : «خشم خداوند سخت است بر زن شوهرداري که چشم خود را از غيرشوهر خود يا از کسي که محرم او نيست پرکند .»1 (همان : همانجا)
آن چه به «غض بصر» کمک مي کند ، در نظر گرفتن قدرت خداوندي است که از نهاني هاي انسان ، آگاه است و ادراک و مشاهده ي عظمت و جلال خداوند در دل ، ياور انسان در حفظ چشم از نگاه به محرمات الهي است . حضرت رسول (ص) مي فرمايند : «بسته شدن چشم ها از حرام عامل بازدارنده ي خوب و توانمندي است براي تهذيب نفس و پاک کردن دل از خواهش هاي نفساني .» 2 (همان : 6317) تأمل در اين دستور الهي سخنان معصومين :حرمت روابط اجتماعي و حفظ خانواده را تداعي مي کند که اسلام مي خواهد جامعه اي سالم و بدور از حرام داشته باشد تا همه ي اقشار بدور از جنسيت بتوانند با امنيت و مصونيت؛ در جامعه کارکردهاي خود را به نحو احسن انجام دهند
+نوشته شده در چهارشنبه هفتم مهر 1389ساعت19:45توسط منيژه اشجاري |
اسلام وحجاب در اروپا
ازچند سال بدین سو درمورد حجاب اسلامی درکشورهای اروپایی بحث های جنجالی زیادی به راه افتاده است. در کنار اینکه اسلام دومین دین بزرگ دراروپا به حساب می اید، شاید مهاجرت تعداد زیادی ازمسلمانان به اروپا دراین اواخردلیل دیگری برای این بحث ها باشد.
کشور فرانسه بعد از بحث های زیاد درمورد حجاب بلاخره قانون رفع حجاب را به زودی برای تصویب به پارلمان این کشور می فرستاد ودرصورت تصویب پارلمان به اجرا گذاشته خواهد شد. درصورت موافقت پارلمان، فرانسه دومین کشوراروپایی بعد ازبلژیک خواهد بودکه پوشیدن حجاب درانجا ممنوع می شود. درهمین حال کمپاین های درکشورهای دیگری مانند انگلیس، ایتالیا و هلند و المان و دنمارک و... تعداد زیادی از کشورهای اروپائی برای ممنوعیت حجاب در سراسر اروپا جریان دارد.
دلایلی را که این کشورها برای رفع حجاب می اورند این است که پوشیدن حجاب برخلاف ارزش ها و شرافت و برابری انسان ها بوده و موجب منزوی و محدود شدن ازادی های زنان می گردد.
اما ایا واقعا حجاب چینن قدرتی می تواند داشته باشد که با قوانین رفع حجاب شرافت، برابری و ازادی و خلاصه حقوق برابر با مرد را برای زنان مسلمان در اروپا به ارمغان بیاورد؟ از جانب دیگر طرفداران حجاب درکشورهای اسلامی که انها نیز با تصویب قانون اجباری بودن حجاب زندگی را برای خیلی ازمردم به جهنم تبدیل کرده اند دلایلی خود را دارند که درزیرچند نمونه ای ان را می اورم.
1ــ ارزش و احترام به زن: این نوع احترام و ارزش گذاشتن را با توسل با ایه های قران و احادیث مختلف استدلال می کنند. از جمله ایه های که در این مورد می اورند این است: آیه حجاب «یا ایها النبی قل لازواجک و بناتک و نساء المؤمنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک ادنی أن یعرفن فلا یؤذین» طبق این گفته، خدا، از زنان مسلمان می خواهد خود را بپوشانند تا شناخته شوند که کنیز نیستند و مورد آزار قرار نگیرند. ازانجاییکه دراسلام برده داری جایز است و برده ها نیز که از حقوق انسانی بر خوردار نیستند بنا حجاب تنها برای زنان مسلمان امده است تا از ازار و اذیت مردان درامان باشند. در حدیث دیگری از محمد نقل می کنند که: «لا حرمة لنساء اهل الذمة ان ینظر الی شعورهنّ و ایدیهنّ؛ زنان نامسلمان اهل ذمّه حرمتی ندارند که به موها و دست های آنان نگریسته شود.» در سایت انترنتی که از طرف یکی ازمدرسه های دینی ایران به نشر می رسد مطالبی در مورد حجاب نشر شده که روایتی است از امام باقر که کنیز خود را به خاطر استفاده از حجاب مجبور به ترک نماز می کند تا کنیزان از زنان ازاد شناخته شوند.
2ــ حجاب موجب استحکام خانواده می شود.
با توجه به اماری که دربسیاری ازسایت های انترنتی موجود است ، طلاق در ایران حتی بیشتر از کشورهای اروپایی است.
3ــ ارامش روحی و روانی: تعداد زیادی از علمای اسلامی به این نظر اند که حفظ حجاب موجب ارامش روحی وروانی در جوانان می شود. ازانجاییکه جوانان اینده سازان کشور استند رفع حجاب موجب می شود که انها به جای فکر کردن به درس و زندگی دنبال متلک پرانی و دوست یابی روند و در نتیجه از درس و پیشرفت می مانند.
اما متاسفانه این دلیل نیز مثل بسیاری از دلیل های دیگری که علما می اورند هیچگونه پایه علمی ندارد. چون در صورت حقیقت داشتن ان، امروزه سگ های طالبی و رژیم اخوندی ایران باید از این دو کشور گلستان می ساختند.
4ــ حجاب حق خداوند است. این یکی دیگری از دلیل های بسیاری از علمای شیعی و سنی در مورد حجاب است و ایت الله جوادی در کتاب زن در اینه جلال و جمال می گوید که : «حرمت زن نه اختصاص به خود زن دارد، نه مال شوهر و نه ویژه برادر و فرزندانش می باشد. همه اینها اگر رضایت بدهند، قرآن راضی نخواهد بود، چون حرمت زن و حیثیت زن به عنوان حق اللّه مطرح است. لذا کسی حق ندارد بگوید من به نداشتن حجاب رضایت دادم. از اینکه قرآن کریم می گوید: هر گروهی، اگر راضی هم باشند، شما حدِّ الهی را در برابر آلودگی اجرا کنید، معلوم می شود عصمتِ زن حق اللّه است.
5ــ بی حجابی موجب زلزله و اتشفشان و .... می شود .....
حجاب و قران
حجاب در لغت به معنای پرده و پوشش امده است و در قران شاید در کمتر و بیشتر از 11 ایه به ان اشاره شده است اما استفاده ازحجاب درکشورهای مختلف و فرهنگ های مختلف ازگذشته دور وجود داشته است که با امدن دین های ابراهیمی به عنوان یک نماد دینی تبدیل شده است. با در نظر داشت اینکه در بعضی از کشورها استفاده ازحجاب پیش ازانکه جنبه مذهبی داشته باشد بیشترا نوع زینت و ارایش وربطی با فرهنگ و رسم و رواج ان کشورها نیز دارد.
صریح ترین ایه ای که در قران درمورد حجاب امده است سوره نور و ایه 31 می باشد که در انجا چنین می خوانیم:
وَقُللِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَايُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّعَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْآبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءبُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِيأَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِالتَّابِعِينَ غَيْرِ أُوْلِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِالَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلَا يَضْرِبْنَبِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَىاللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْتُفْلِحُونَ.
و به زنان مومن بگو که چشمان خویش فروگیرند و شرمگاه خود نگه دارند و زینتهای خود را جز آن مقدار که پیداست آشکار نکنند و مقنعه های خود را تا گریبان فرو گذارند و زینتهای خود را آشکار نکنند، جز برای شوهر خود یا پدر خود یا پدر شوهر خود یا پسر خود یا پسر شوهر خود یا برادر خود یا پسر بردار خود یا پسر خواهر خود یا زنان همکیش خود، یا بندگان خود، یا مردان خدمتگزار خود که رغبت به زن ندارند، یا کودکانی که از شرمگاه زنان بیخبرند و نیز چنان پای بر زمین نزنند تا آن زینت که پنهان کرده اند دانسته شود. ای مومنان همگان به درگاه خدا توبه کنید، باشد که رستگار گردید.
در مورد سروده شدن این ایه نظرات مختلفی ابراز شده و تعدادی ان را به عمر نسبت می دهند و تعدادی هم می گویند چون محمد زنان زیادی داشت وبه خاطر ناسازگاری زنان اش این ایه ها را سروده است . اما دراصول کافی درمورد این ایه داستانی امده است که در اینجا نقل می کنم: "جوانی از انصار در مسیر خود با زنی روبرو شد، چهرۀ زن توجه جوان را به خود جلب کرد و چشم خود را به او دوخت، زمانی که زن گذشت جوان همچنان با چشمان خود او را بدرقه میکرد، در حالی که راه خود را ادامه میداد، تا اینکه وارد کوچۀ تنگی شد و باز همچنان به پشت سر خود نگاه میکرد.ناگهان صورتش به دیوار خورد وتیزی استخوان یا تکه شیشه ای که در دیوار فرو رفته، صورتش را شکافت. هنگامی که زن گذشت جوان به خود آمد و دید خون از صورتش جاریست و به صورت و لباسش ریخته! با خود گفت به خدا سوگند من خدمت پیامبر میروم و ماجرا را بازگو میکنم. هنگامی که چشم پیامبر خدا به او افتاد فرمود چه شده است؟ و جوان ماجرا را نقل کرد. در این هنگام جبرئیل پیک وحی خدا نازل شد و آیۀ ۳۱ سورۀ نور را نازل کرد.(نگاه کنید به تفسیر نمونه، جلد ۱۴، صفحۀ ۴۳۵)
سوره احزاب آیه ۵۹
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَوَنِسَاء الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَىأَن يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًارَّحِيمًا.
ای پیامبر،به زنان و دختران خود و زنان مومنان بگو که چادر خود را برخود فروپوشانند. این مناسب تر است، تا شناخته شوندو مورد آزار واقع نگردند و خدا آمرزنده و مهربان است.
در آيهاي ديگر از زنان محمد خواسته شده كه اگر چيزي ميخواهند از پشت پرده آن را بخواهند: «وَ إذا سألتموهنّ متاعاً فسئلوهنّ مِنْ وراء حجاب» (احزاب، 53). در اين آيه نيز كه به «آيه حجاب» معروف است (طبرسي، 1350: ج4، ص365) معناي لغوي حجاب يعني پرده مدنظر است و به هيچ وجه به حجاب شرعي زنان و حكم آنان ربطي ندارد. اما زنان را به شکلی از حضور در جمع مردان و اجتماع ممنوع می کند.
در کنار کلمه حجاب واژه های دیگری نیز استند که همزمان در کنار هم قرار می گیرند کلمه عفاف یا عفت است.
اگر چند این دو کلمه از نظر لغوی تفاوت های زیادی با هم دارند. اما متاسفانه در ذهن بسیاری از دینباوران این دو کلمه معنای مشترک یافته اند. در حالیکه عفت یک مساله اخلاقی ودرونی است و حجاب یک عمل بیرونی و می تواند کسی که حجاب نداشته باشد ادم عفیفی باشد و یا شخصی با حجاب باشد اما عفت نداشته باشد.
تعدادی از علمای قم در نشریه ای که چاپ می کنند در این رابطه گفته اند: «حجـاب ميوه عفاف است و عفاف ريشه حجاب» یعنی این دو جدا ازهمدیگر بوده نمی تواند.
حدود و پوشش حجاب در قران و حقوق زن
در مورد اینکه زنان باید سروموودیگراعضای بدن خود را بپوشاند بین علمای اسلامی هیچگونه اختلافی وجود ندارد و تنها اختلاف نظرات کوچکی که دارند درمورد پوشاندن دست وصورت است. دلیل پوشیده بودن بقیه اعضای بدن و استفاده از لباس های گشاد که برجستگی های بدن زنان از بیرون قابل دید نباشد- را – هوس انگیز بودن و جلب نگاه های مردان نامحرم ذکر می کنند.
در این زمینه روایات های مختلفی از زندگی زنان محمد و دخترش فاطمه و بقیه اعضای قبیله و ... وجود دارد. یکی ازروایات محبوب ملا ها که برگرفته از کتاب بحارالانواراست وبسیاری از مواقع ازان استفاده می کنند این است که: روزی رسول خدا از اصحاب خود پرسید:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش کدام است؟» اصحاب نتوانستند جواب بدهند. این سؤال به گوش فاطمه رسید. فاطمه فرمود:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش وقتی است که در خانه اش بنشیند (و خود را در کوچه و بازار، جلو چشم نا محرمان قرار ندهد.)» وقتی رسول خدا این سخن را شنید، گفت: فاطمه پاره تن من است.
علی می گوید: روزی رسول خدا از ما پرسید:« بهترین کار برای زنان چیست؟» فاطمه پاسخ داد:« بهترین کار برای زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینند » محمد گفت: فاطمه پاره تن من است.
این دو روایات و روایت های مشابه زیادی دیگری در بحارالانوارودیگرکتاب ها درمورد پوشش زنان وجود دارد که بی گمان همه در مساجد و ... شنیده اند.
اما در قران و بعضی از روایات گفته اند که حکم حجاب یک حکم اجباری و فراگیر نیست. مراعات نکردن حجاب توسط زنان غیرمسلمان و بادیه نشین، کنیزان و دیوانه گان وزنانی که صورت زشت دارند ازحکم شرعی بری می باشند. و دلیل ان را نیز به خاطر حرمت نداشتن ان زنان بیان کرده اند.
با نگاه با بعضی از این روایات و ایه ها که دلیل استفاده از حجاب را هوس انگیزی بدن زنان و جلب نظرمردان می دانند به مشکل می توان قانع شد که اسلام به زنان اجازه باز بودن صورت را بدهد. چون موی زنان هیچ موقع نمی تواند هوس انگیزترازصورت انها باشد. بنا حاکم اجباری و طالبانی حجاب از نظر اسلام درست است و این حکم موجب می شود که زنان از فعالیت در اموراجتماع محروم شود.
در همین لحظه ای که این سطرها را می نویسم خبری دیگری روی خط بی بی سی در مورد جریمه نمودن معادل 130 دالر، در صورت مراعات نکردن حجاب اسلامی درایران پخش می شود.
به هر حال انچه موجب منزوی و پامال شدن حقوق زنان درکشورهای اسلامی شده است نه تنها احکام ظالمانه دینی بلکه بسیاری از مواقع فرهنگ و سنت های غلط نیز بوده است.
برخورد قهر امیز انچه در ایران برای استفاده از حجاب و تصویب قانون برای عدم استفاده از حجاب انچه در فرانسه و دیگر کشورهای اروپایی جریان دارد هر دو کار درستی نیست. چون استفاده از نماد های دینی مثل صلیب در مسیحیت و حجاب و مناره در اسلام نمایانگر باورها و اعتقادات مردم به دین شان است و تصویب قانون های قهری نه تنها موجب از بین نرفتن انها می شود بلکه باعث گرایش مردم به دین در دراز مدت خواهد شد.
حجاب فعلا به نماد هویت زنان مسلمان در اروپا تبدیل شده و تصویب قانون منع استفاده از حجاب موجب اتحاد نیروهای تند رو اسلامی در اروپا خواهد شد.
مبارزه با فرهنگ حجاب دراروپا و مبارزه با فرهنگ بی حجابی در ایران راه بهتری برای رسیدن به مقصد است. چون فرهنگ حجاب بر حجاب مقدم تر است.
این کشورها به جای استفاده از زور می توانند کاری کنند که فرد در صورت استفاده از حجاب و یا عدم استفاده از حجاب خود در درون خود حس ناراحتی و حقارت کند. چون خود را با افرادی که متناسب با جامعه اش نیستند همراه کرده است و شرایطی را مناسب نمایند که هرکس بتواند ان طور که دوست دارد لباس بپوشد.
+نوشته شده در سه شنبه ششم مهر 1389ساعت15:35توسط منيژه اشجاري |
نظريه هاي مختلف در مورد حجاب :
1-نظريه زيست شنا سان:
برخي از زيست شناسان به وجود نوعي احساس حياء و خجلت در جنس ماده اشاره مي كنند و منشاء حشمت و حجاب زنان را نيز همان حياء مي دانند.
دكتر فخري فيزيولوژيست مصري چنين مي گويد :
ريشه و مبداء حجاب ،همان احساس حيا و خجلت است،زيرا انسان از آن جهت كه از چيزي احساس حيا مي كند ،از ظهور آن نزد ديگر مردمان دوري مي ورزد و از همين احساس حياء ،پوشاندن و حجاب سر چشمه مي گيرد.
2- نظريه روانشنا سان:
برخي از روانشناسان در تاييد اين مطلب كه حجاب وپوشش زن فطري است از وجود حياء در نهاد انسان نام مي برند كه به دو صورت باز دارنده و هدايت كننده ايفاي نقش مي كند ، بدينسان از نظر آنان ،حيا تعديل كننده غرايز و ضامن اجراي بسياري از قوانين اجتماعي _ اخلاقي است.
روانشناسان معتقدند كه حياء با آفرينش زن به هم آميخته است و تغييرات جسمي دوران بلوغ كه معمولا" با بروز حالات روحي و رواني مختلفي همراه است ،عامل دروني حياء را به نمايش مي گذارد.
3- نظريه جامعه شنا سان :
از آنجا كه انسان موجودي است اجتماعي و به تعبير ديگر (( مدني طبع )) جامعه شناسان حجاب و پوشش زن را مقتضاي طبيعي جامعه بشري معرفي كرده اند.
در كتاب زن از نظر حقوق اسلامي آمده است :
لزوم پوشانيدن زن در برابر مردان ، يكي از امور طبيعي است زيرا با ثابت بودن اين اصل كه هر چه زن به تقوا وعفاف و پرهيزكاري از هر گونه اعمال مخالف عفت مايلتر باشد اساس زندگي خانوادگي مستحكمتر ودر نتيجه ، سعادت و رفاه اجتماعي كاملتر خواهد بود. جاي ترديد باقي نمي ماند كه زنان موظفند به منظور جلوگيري از شيوع زنا وتحريك احساسات پست شهوي ، با لباس ساده خود را بپوشانن وهنگام معاشرت با مردان و بيرون رفتن از منزل و شركت در مجالس از پرده دري خودداري نمايند.
استاد شهيد مرتضي مطهري:
حياءو عفت و ستر و پوشش، تدبيري است كه خود زن با يك نوع الهام براي گرانبها كردن خود و حفظ موقعيت خود در برابر مرد بكار برده است . زن با هوش فطري و با يك حس مخصوص به خود در يافته است كه از لحاظ جسمي نمي تواند با مرد برابري كند و اگر بخواهد در ميدان زندگي با مرد پنجه نرم كند از عهده زور و بازوي مرد بر نمي آيد واز طرف ديگر نقطه ضعف مرد را در همان نيازي يافته است كه خلقت در وجود مرد نهاده است كه او را مظهر عشق و طلب و زن را مظهر معشوقيت و مطلوبيت قرا داده است.
پوشش و حجاب در اديان
حجاب در اسلام:
پوشش زن در اسلام اين است كه زن در معاشرت خود با مردانبدن خود را بپوشاند و به جلوه گري و خود نمايي نپردازد . حجاب در اسلام از يك مسئله كلي تر و اساسي تري ريشه مي گيرد و آن اين است كه اسلام مي خواهد انواع التذاذهاي جنسي ، چه بصري و چه سمعي و چه نوع ديگر به محيط خانوادگي و در كادر ازدواج قانوني اختصاص يابد اجتماع منحصرا" براي كار و فعاليت مي با شد بر خلاف سيستم غربي عصر حاضر كه كار و فعاليت را با لذتهاي جنسي به مي آميزد ، اسلام مي خواهد اين دو محيط را كاملا" از يكديگر تفكيك كند. علت اينكه در اسلان دستور پوشش به زنان اختصاص يافته است اين است كه ميل به خود نمائي وخود آرائي مخصوص زنان است ، از نظر تصاحب جسم وتن زن شكار است ومرد شكارچي ، از نظر تصاحب قلبها مرد شكاراست و زن شكارچي.
اسلام هرگز نمي خواهد زن بيكار بنشيند ووجودي عاطل وباطل بارآيد. پوشانيدن بدن به استثناء وجه و كفين مانع هيچگونه فعاليت فرهنگي ، اجتماعي يا اقتصادي نيست آنچه كه موجب فلج كردن نيروي اجتماع است آلوده كردن محيط كار با لذت جوئيهاي شهواني است .
حجاب در قرآن :
قران مجيد در سوره نور آيه 31 در باره حجاب بانوان مي فرمايد:
((زنان ودختران پيامبر و اهل بيت عصمت و طهارت به عنوان الگوهاي جامعه اسلامي از اين جهت موظفند مراقبتهاي بيشتري داشته باشند زيرا انان انسانهائي هستند كه علاوه بر خودشان به پيامبر خدا نسبت داده مي شوند. ))
در سوره احزاب آيه 30 مي خوانيم :
((زنان پيامبر هرگاه گرفتار خلافي شوند كيفر آنان دو برابر خواهد بود. ))
و در آيه بعدي بطور صريح مي فر مايد:
((اي زنان پيامبر شما مثل ساير زنان جامعه نيستيد هنگامي كه با مردان بر خورد مي كنيد طوري سخن بگوييد كه آنان حتي از آهنگ صدايتان سوء استفاده نكنند))
همچنين در آيه 59 سوره احزاب با داشتن زنان ودختران پيامبر بر ساير زنان مي فرمايد:
((اي پيامبرخدا به زنان و دخترانت بگو كه روسري هاي بلند بر خود فرو افكنند )) لذا در نقل وقول آمده ((آنگاه كه حضرت فاطمه (س) براي ايراد سخنراني به مسجد تشريف مي بردند چادر ايشان به زمين كشيده مي شد كه حتي حدود پائين پاها نيز ديده نشود.))
قرآن زنان ايده آلرا كه در بهشت جاي دارند به مرواريد محجوب پوشيده در صدف تشبيه نموده ومي فرمايد: ((كامثال اللؤؤالمكنون)) سوره واقعه – آيه 23
حجاب در ايران:
با ورود اسلام به ايران، تمدن ايراني شكلي ديگر به خود گرفت و رفته رفته فرهنگها، باورها،عقايد وسنتها ي محدود ودست وپاگير گذشته و بعضا" افراطي شكل نهادينه تر يافت . چنانچه مي توان گفت فرهنگ ايراني اسلامي جايگاه واقعي خود را بعد از گذشت چندين قرن باز يافت چرا كه با ورود اسلام آزاديهاي رنگارنگي كه تا آن روز جهان هم در خواب نديده بود در چارچوبي قانونمند ظاهر گرديد.
آزادي حقوق زنان ، قداست بخشيدن به شخصيت و پايگاه و منزلت اجتماعي آنان شايد تنها نمونه اي كوچك باشد كه بر آن دست نهاده ايم ، چرا كه زنان در سايه همين اسلام قديسه اي شدند آسماني كه بعد ها با بر قراري حكومت اسلامي در ايران به عنوان الگو وحتي اسطوره اي براي زنان مدرن غربي بشمار مي آيند.
فرازهايي از سخنان امام خميني (ره) در مورد حجاب :
(( زنان در انتخاب فعاليت وسر نوشت و همچنين پوشش خود ، با رعايت موازيني آزادند و تجربه كنوني فعاليتهاي ضد رژيم شاه نشان داده است كه زنان بيش از پيش آزادي خودرا در پوششي كه اسلام مي گويد يافته اند .)) 10/8/1357
((خطري كه ماحس مي كنيم اين است كه زنان دو مرتبه به آن ابتذالها كشانده شوند . اما حجاب اسلامي چه معني دارد ، حجاب اسلامي يعني حجاب وقار ، حجاب شخصيت ، ساخته من يا فقيه و ديگران نيست ، اين نص صريح قآن است ، آنقدري كه قرآن مجيد بيان كرده است ، نه ما مي توانيم از حدود خارج شويم و نه زناني كه معتقد به اين كتاب بزگ آسماني هستند . آيه حجاب براي شخصيت دادن به زنهاست ، براي شخصيت انساني اوست .)) 21/6/1358
((البته بايد توجه داشته باشيد كه حجابي كه اسلام قرار داده است ، براي حفظ آن ارزشهاي شماست . هر چه كه خدا دستور فرموده است ، چه براي زن وچه براي مرد ، براي اين است كه آن ارزشهاي واقعي كه اينها دار ند و ممكن است به واسطه وسوسه هاي شيطاني يا دستهاي فاسد استعمار پايمال مي شدنداينها ،اين ارزشها زنده
بشود. ))
منبع:وبلاگ رهگذر دو راهي
+نوشته شده در دوشنبه پنجم مهر 1389ساعت15:26توسط منيژه اشجاري |
جایگاه حضرت فاطمه زهراعلیهاالسلام در روایات
بسم الله الرحمن الرحيم
زمخشرى در كشاف هنگام ذكر ماجراى زكریا و مریم علیهماالسلام نقل كرده است كه پیامبر صلى الله علیه و آله در هنگام قحط سالى، به گرسنگى مبتلا شد. حضرت فاطمه علیهاالسلام دو قرص نان و پارهاى گوشت براى آن حضرت، تحفه برد و وى را بر خود مقدم داشت. امّا آن حضرت طبق را به خود فاطمه بازپس داد و فرمود: آن را بگیر. آنگاه روپوش روى طبق را برگرفت. طبق پر از گوشت و نان بود. فاطمه با دیدن این صحنه شگفتزده شد و پى برد كه این نان و گوشت از جانب خداوند فرستاده شده است. پیامبر به فاطمه فرمود: این نان و گوشت از كجا آمده است؟ فاطمه پاسخ داد: از سوى خدا كه او هر كه را خواهد بىحساب، روزى دهد. پیامبر فرمود: سپاس خدایى را كه تو را مانند بانوى زنان بنىاسرائیل قرار داد. سپس آن حضرت، على بنابىطالب و حسن و حسین و اهلبیتش را جمع كرد و همگى از آن غذا خوردند و سیر شدند. امّا از غذا، هیچ كاسته نشده بود و فاطمه باقیمانده غذا را به همسایگان خویش بخشید.

ترمذى در صحیح از صبیح غلام اُمّ سلمه و زید بن ارقم نقل كرده است كه گفتند: پیامبر صلى الله علیه و آله به على و فاطمه و حسن و حسین فرمود: "من با دشمن شما دشمن و با دوستان شما دوست هستم."
ابن خالویه در كتاب "آل" در حدیثى كه آن را از امام رضا و او از پدرانش از امیرمؤمنان نقل كرده، آورده است كه آن حضرت فرمود: رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: "چون روز قیامت فرا رسد، منادى از دل عرش آواز دهد كه اى خلایق! دیدگان خود را بربندید تا فاطمه دختر محمّد، عبور كند."
همچنین در روایت دیگرى آمده است كه آن منادى بانگ مىزند كه: "اى جماعت! سر به زیر افكنید و چشم فرو بندید تا فاطمه از پل صراط بگذرد. آنگاه آن حضرت در حالى كه هفتاد هزار كنیز از حورالعین بهشت او را همراهى مىكنند، از پل مىگذرد."
بخارى در صحیح به سند خود روایت كرده است كه پیامبر اكرم فرمود: "فاطمه پاره تن من است. هر كه او را خشمگین سازد به تحقیق مرا خشمگین ساخته است."

بسیارى از دانشمندان اهل حدیث، از شیعه و سنى، این مضمون را با اسناد صحیح و روایتهاى صریح نقل كردهاند. تا آنجا كه برخى بدین روایت، با اعتمادى تمام استشهاد كردهاند. یكى از اینان ابوالفرج اصفهانى است. وى روایت مىكند كه: عبدالله بن حسن مثنى فرزند امام حسن مجتبى علیه السلام بر عمر بن عبدالعزیز وارد شد. عبدالله در آن هنگام جوان، و از وقار و هیبتى خاص برخوردار بود. عمر او را در صدر مجلس نشانید، مورد احترام قرار داد و نیازش را برآورده ساخت. از علت كار عمر در این خصوص پرسش كردند. وى پاسخ داد: یكى از معتمدانم خبرى از رسول خدا برایم نقل كرد آن چنان كه گویى خود آن را از دهان آن حضرت شنیدهام. پیامبر فرمود: فاطمه پاره تن من است. آنچه او را شادمان مىكند مرا نیز خوشحال مىسازد و آنچه وى را خشمگین مىكند مرا نیز به خشم آورد. این عبدالله هم پارهاى از پاره تن رسول خداست.
ابن سعد و ابن مثنى از حضرت امیر نقل كردهاند كه گفت: رسول خدا فرمود: "اى فاطمه خداوند از خشم تو خشمگین و از خشنودى تو خشنود مىشود."
ابونعیم احمد بن عبدالله اصفهانى به سند خود از مسروق از عایشه نقل كرده است كه گفت: به هنگام بیمارى رسول خدا صلى الله علیه و آله، كه به رحلت وى منجر شد بر بالین آن حضرت بودیم كه فاطمه وارد شد. راه رفتنش بىهیچ كم و كاستى به راه رفتن پیامبر مىماند. چون پیامبر فاطمه را دید فرمود: "دخترم خوش آمدى" آنگاه وى را در سمت راست یا چپ خود نشانید. سپس رازى را با وى در میان نهاد. فاطمه گریست. در میان زنان پیامبر من به سخن درآمدم و گفتم: رسول خدا از میان ما همه تو را براى رازگویى برگزید آنگاه تو مىگریى؟!

سپس رسول خدا راز دیگرى با فاطمه در میان نهاد. این بار فاطمه خندید. عایشه در این باره از فاطمه پرسش كرد. امّا آن حضرت گفت: من راز رسول خدا را برملا نمىكنم. چون پیامبر درگذشت عایشه دوباره ازآن رازى كه پیامبر صلى الله علیه و آله با فاطمه در میان گذارده بود، از وى سؤال كرد. فاطمه پاسخ داد: امّا گریهام بدین خاطر بود كه رسول خدا به من فرمود: جبرئیل در هر سال یك بار قرآن را بر من عرضه مىداشت امّا امسال آن را دو بار عرضه كرد و علت این امر را جز نزدیك شدن مرگم نمىدانم. من از شنیدن این سخن گریستم آنگاه پیامبر به من فرمود: از خدا بترس و شكیبا باش كه من براى تو سَلَف نیكویى هستم. سپس فرمود: اى فاطمه آیا دوست ندارى كه سرور زنان جهان و بانوى این امّت باشى؟ در این هنگام بود كه خندیدم.
دانشمندان حدیث این روایت را با سندهاى بسیار و نیز مَتنى یكسان یا دست كم با اندكى تفاوت نقل كردهاند.
مؤلّف كتاب "الاستیعاب" به سند خود از ابن عبّاس نقل كرده است كه رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: "سرور زنان بهشت، مریم و پس از او فاطمه دختر محمّد و سپس خدیجه و سپس آسیه همسر فرعون مىباشند."
ابن صباغ مالكى در فصول المهمه از بخارى و مسلم و ترمذى نقل كرده است كه پیامبر اكرم فرمود: "از مردان، بسیارى به كمال رسیدهاند امّا از زنان جز مریم دختر عمران و آسیه دختر مزاحم همسر فرعون و خدیجه دختر خویلد و فاطمه دختر محمّد كس دیگرى به كمال دست نیافته است."
این دو حدیث با اسناد بسیار و مستفیض در كتب روایات نقل شده است. و البته احادیث دیگرى نیز نقل شده، مبنى بر آن كه فاطمه از برترین آن زنان سابقالذكر است. جز آن كه مریم سرور زنان دوره خودش مىباشد و فاطمه سرور زنان عالم در تمام دورانهاست. مؤید این نظر، سخنى است كه از پیامبر صلى الله علیه و آله خطاب به حضرت زهرا نقل شده كه به وى فرمود: آیا دوست ندارى سرور زنان این امّت باشى؟ از آنجا كه بىتردید این امت از دیگر امتها برتر است مىتوان نتیجه گرفت كه بانوى زنان این امت نیز از سروران دیگر امتها، برتر و بالاتر است.
حاكم در مستدرك روایت كرده است كه چون رسول خدا از جنگ یا سفرى باز مىگشت، نخست به مسجد مىرفت و دو ركعت نماز مىگزارد و آنگاه به خانه فاطمه مىرفت و بعد از آن به نزد همسرانش روانه مىشد.
امّا هرگاه پیامبر مىخواست به سفر یا جنگى رود، نخست با همسرانش خداحافظى مىكرد و آخر از همه با فاطمه وداع مىگفت. حاكم نیز همین مطلب را از ابن عمران نقل مىكند كه گفت: هرگاه پیامبراكرم عازم سفرى مىشد آخرین كسى كه با او خداحافظى مىكرد، فاطمه بود. این نكته در كتب حدیث با سندهاى مستفیض نقل شده است.
در كتاب استیعاب به نقل از عایشه آمده است كه از وى پرسیدند: محبوبترین زنان در نزد رسول خدا صلى الله علیه و آله چه كسى بود؟ عایشه گفت: فاطمه. پرسیدند: و از مردها؟ گفت: شوهرش على.
همچنین مؤلف استیعاب به سند خود از ابن برید از پدرش نقل كرده است كه گفت: محبوبترین زنان در نزد رسول خدا فاطمه و محبوبترین مردان در نزد آن حضرت، على بود.
حاكم در مستدرك از جمیع بن عمیر نقل كرده است كه عایشه پس از آن كه از وى درباره على پرسش شد، گفت: از من درباره مردى مىپرسید كه به خدا مردى را محبوبتر از على ندیدم. بخارى و مسلم در صحاح خود از قول پیامبر صلى الله علیه و آله نقل كردهاند كه فرمود: "فاطمه سرور زنان بهشتى است."
منبع:
كتاب هدایتگران راه نور - زندگانى صدّیقه كبرى حضرت فاطمه زهراعلیها السلام
نویسنده: حضرت آیة الله حاج سید محمدتقى مدرسى
مترجم: محمد صادق شریعت
+نوشته شده در یکشنبه چهارم مهر 1389ساعت15:54توسط منيژه اشجاري |
حد حجاب براي خانمها در قرآن و روايات آمده؟
حجاب و پوشش زن به حدی اهمیت دارد که خداوند متعال در قرآن مجید آن را مطرح کرده است. خداوند متعال در سورۀ نور در این باره می¬فرماید: “به زنان مؤمن بگو که چشمان خود فرو ¬گیرند و شرمگاه خود نگه دارند و زینت های خود را جز آن مقدار که پیداست، آشکار¬ نکنند و مقنعه های خود را تا گریبان فرو گذارند و زینت های خود را آشکار نکنند، جز برای شوهر خود یا پدر خود و ديگر محرمهاو نیز چنان پای بر زمین نزنند تا آن زینت که پنهان کرده¬ اند دانسته شود… “(۱) بسیاری معتقدند که صورت و دست ها از مچ به پایين (وجه و كفين) از حكم حجاب استثنا شده اند و در آيه هم قراینى بر اين استثنا وجود دارد؛ از جمله:
الف. استثنای زينت ظاهر در آيۀ فوق، خواه به معناى محل زينت باشد يا خود زينت، دليل روشنى است بر اين كه پوشاندن صورت و كفين لازم نيست.
ب. مفهوم دستور آيۀ فوق در مورد انداختن گوشۀ مقنعه [و روسری] به روى گريبان، که منظور، پوشانيدن تمام سر و گردن و سينه است و سخنى از پوشانيدن صورت در آن نيست، قرينۀ ديگرى بر اين مدعا است(۲). شواهد تاريخى نيز نشان مىدهد كه نقاب زدن بر صورت در صدر اسلام جنبۀ عمومى نداشته است.) ۳)
ائمۀ طاهرین (ع) نیز در روایات زیادی، در توضیح و تفسیر این آیۀ شریفه، مقدار لازم حجاب و پوشش واجب را بیان کرده¬اند. فضیل یسار (یکی از یاران امام صادق) می¬ گوید از آن حضرت سؤال کردم: آیا ذراعین (از مچ تا آرنج دست) زن، از زینتی که خداوند فرموده است نباید آن را برای غیر شوهران¬ خود آشکار کنند، محسوب می¬شود؟ حضرت فرمود: “بله و آنچه از بدن از خمار (روسری یا مقنعه) پایین تر است از زینت حساب می شود…”.) ۴)
همچنین مسعدة بن زیاد از امام صادق (ع) نقل می کند که وقتی از حضرت در بارۀ زینتی که زن می تواند آشکار کند سؤال شد فرمود: “صورت و دو کف دست”.(۵)
البته باید به دو نکته توجه داشت:
-۱ از نظر اسلام، پیدا بودن صورت زن در صورتی اشکال ندارد که بدون آرایش باشد و مفسده ای را هم به همراه نداشته باشد.)۶(
۲ - در مواردی که بیان می شود پوشیدن وجه و کفین لزومی ندارد، به این معنا نیست که نگاه و نظر به آن از طرف مرد اشکالی ندارد، چون ملازمه¬ای بین آن دو نیست و آنچه در این جا بدان پرداختیم مسئلۀ اوّل است.(۷(
—————————————–
۱-نور، ۳۱، ترجمۀ آیتی.
۲-توضيح: در شأن نزول این آیه گفته اند که عرب ها در آن زمان روسرى و مقنعهاى مىپوشيدند كه دنبالۀ آن را روى شانهها و پشت سر مىانداختند، به طورى كه مقنعه پشت گوش آنها قرار مىگرفت و تنها سر و پشت گردن را مىپوشاند، ولى قسمت زير گلو و كمى از سينه كه بالاى گريبان قرار داشت، نمايان بود. اسلام اين وضع را اصلاح كرد و دستور داد دنبالۀ مقنعه را از پشت گوش يا پشت سر جلو آورده و به روى گريبان و سينه بيندازند. نتيجه آن بود كه تنها گردى صورت باقى مىماند و بقيۀ بدن پوشانده مىشد.
۳ - تفسير نمونه، ج ۱۴، ص ۴۵۰ ، ۴۵۱.
۴ - عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الذِّرَاعَيْنِ مِنَ الْمَرْأَةِ أَ هُمَا مِنَ الزِّينَةِ الَّتِي قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ قَالَ: نَعَمْ وَ مَا دُونَ الْخِمَارِ مِنَ الزِّينَةِ وَ مَا دُونَ السِّوَارَيْنِ، اصول کافی، ج ۵ ، ص ۵۲۱، باب یحل النظر الیه من المرأة.
۵-عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ فِي قُرْبِ الْإِسْنَادِ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ زِيَادٍ قَالَ: سَمِعْتُ جَعْفَراً وَ سُئِلَ عَمَّا تُظْهِرُ الْمَرْأَةُ مِنْ زِينَتِهَا قَالَ: الْوَجْهَ وَ الْكَفَّيْن”، وسائل الشیعة، ج ۲۰، ح ۲۵۴۲۹، ص ۲۰۳، باب یحل النظر الیه من المرأة بغیر التلذذ.
۶-نک: استفتائات امام خمینی، ج ۳، ص ۲۵۶، سؤال ۳۳و۳۴؛ توضيح المسائل (المحشى للإمام الخميني)، ج۲، ص ۹۲۹؛ نمایه: زن و آشکار کردن آرایش، سؤال ۵۹۸ (شرح بيشتر در زمينۀ بحث فقهى و روائى اين مسئله، در مباحث نكاح در فقه آمده است).
۷- برای آگاهی بیشتر مسئلۀ حجاب،شهيد مطهری، مرتضی، ص ۱۶۴- ۲۳۵.
+نوشته شده در شنبه سوم مهر 1389ساعت15:24توسط منيژه اشجاري |
معناي حجاب
21 تیر ماه روز حجاب و عفاف مبارک
حجاب براى زن، به معناى ذلت نيست؛ بلكه به معناى عصمت و حفظ زن است و نه فقط عصمت و حفظ زن، بلكه عصمت و حفاظت زن و مرد هر دوست. حجاب به معناى چادر نيست؛ اما چادر در نزد ما ايرانیها كه زنهاى ما از قديم داشتند، بهترين نوع حجاب است؛ بدون چادر هم حجاب ممكن است. حجاب به معناى پوشيدن سالم [است]؛ نه پوشيدنى كه از نپوشيدن بدتر است. به تعبيرروايات، پوشيده عريان كه در عين پوشيدگى، مثل انسان برهنه و عريان است. آن پوشيدن، به درد نمىخورد؛ حجاب نيست؛ پوشيدن سالم كه سر و مو و گردن و بدن و تمام سر تا پاى بدن زن را پوشانده باشد؛ البته صورت و دو دست را بسيارى فقها مستثنا مىدانند؛ البته در مواردى كه صورت بدون آرايش و ساده باشد؛ اين هم معناى حجاب.
البته زنهاى ايرانى، روش چادر را پيدا كردهاند كه بسيار هم روش خوبى است و هم زيباست و منافى با زيبايى زن نيست و هم حجاب حافظ كامل است. به هر حال، حجاب را چه به شكل ايرانى، چه به شكل عربى، چه به شكل كشورهاى ديگر كه در هر يك از كشورهاى اسلامى زنها يك جور حجاب خود را حفظ مىكنند، هر جورى كه حجاب حفظ بشود، اين نظر اسلام، تأمين شده است، اين، يكى از پيشگيرىهاى اسلام است. (از سخنان رهبر معظم انقلاب در يكى از خطبههاى نماز جمعه، 17.5.65.)
اسلام در باب حجاب، پوشش را معين نكرده است؛ مقصود را معين كرده است. مقصود اين است كه ديدار زن و مرد و ملاقات طبيعى آنها، به صورت روزمره، تبديل به يك عامل تحريك نشود و اين، هدف اسلام است.
در كشورهاى اسلامى، خانمهايى هستند كه مقيدند حجاب شرعى را كه آيات قرآن به آن ناطق است، رعايت كنند؛ ولى شما ببينيد همه آنها يك نوع رعايت مىكنند؛ متدينها و مقيدهايشان را مىگويم؟ در كشورهاى شمال آفريقا حجابى دارند كه شما اصلاً با آن آشنا نيستيد؛ در كشورهاى شرقى، يعنى هند و پاكستان، حجابى دارند كه باز هم شما با آن آشنا نيستيد. اينها هم ناشى از همان شرايط فرهنگى و اجتماعى است.(بيانات رهبر معظم انقلاب در مصاحبه با مجله شاهد بانوان، 28.2.67.)
+نوشته شده در پنجشنبه یکم مهر 1389ساعت19:46توسط منيژه اشجاري |
حجاب در قرآن
مسئله حجاب در دو سوره از سوره هاي قرآن مطرح شده است. ابتدا اين نكته به طور اجمال در سوره احزاب آيه 59 مطرح شده20، و سپس با تفصيل بيشتر در سوره نور آمده است:
و َقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَي جُيوبِهِنَّ وَلَا يبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيرِ أُوْلِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يظْهَرُوا عَلَي عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلَا يضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيعْلَمَ مَا يخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَي اللَّهِ جَمِيعًا أَيهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ; و به زنان با ايمان بگو ديدگان خود را [از هر نامحرمي] فرو بندند و پاكدامني ورزند و زيورهاي خود را آشكار نگردانند مگر آن چه طبعاً از آن پيداست، و بايد روسري خود را بر گردن خويش [فرو] اندازند و زيورهايشان را جز براي شوهرانشان يا پدرانشان يا پدران شوهرانشان يا پسرانشان يا پسران شوهرانشان يا برادرانشان يا پسران برادرانشان يا پسران خواهرانشان يا زنان [همكيش] خود يا كنيزانشان يا خدمت كاران مرد كه [از زن ]بي نيازند يا كودكاني كه بر عورت هاي زنان وقوف حاصل نكرده اند آشكار نكنند و پاهاي خود را [به گونه اي به زمين ]نكوبند تا آنچه از زينت شان نهفته مي دارند معلوم گردد. اي مؤمنان!همگي [از مرد و زن ]به درگاه خدا توبه كنيد اميد كه رستگار شويد. وَ الْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاء اللَّاتِي لَا يرْجُونَ نِكَاحًا فَلَيسَ عَلَيهِنَّ جُنَاحٌ أَن يضَعْنَ ثِيابَهُنَّ غَيرَ مُتَبَرِّجَات بِزِينَة وَ أَن يسْتَعْفِفْنَ خَيرٌ لَّهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ; و بر زنان از كار افتاده اي كه [ديگر ]اميد زناشويي ندارند گناهي نيست كه پوشش خود را كنار نهند [به شرطي كه] زينتي را آشكار نكنند، و عفت ورزيدن براي آن ها بهتر است و خدا شنواي داناست.
منبع: باشگاه انديشه
ادامــه مــطــلــب
+نوشته شده در پنجشنبه یکم مهر 1389ساعت15:22توسط منيژه اشجاري |
حجاب و اصل آزادی
بسم الله الرحمن الرحیم
حجاب و اصل آزادی
آزادى به معنى رها بودن از هر قيد و بند و عدم پايبندى به هيچ قاعده و قانون و ضابطهاى نيست. ممكن است در بينش غربى و غربگرايانه چنين مفهومى از آزادى ارائه شود، اما در بينش الهى اينگونه «آزادى» عين «اسارت» است. اسارت در بند هوا و هوسها و شهوات حيوانى، گرفتارى و محبوس ماندن در زندان نفس اماره و وسوسهگر است . آدمى كه تنها براى خوردن و خواب و شهوت خلق نشده تا آزادى او را در رابطه با اين گونه امور تفسير و توجيه كنيم، بلكه براى هدف و مقصدى بس عظيمتر از اينها كه همان «رسيدن به كمال مطلوب» است، پا به عرصه وجود نهاده است. در بينش اسلامى، آزادى در رابطه با «قرب حق» كه همان كمال حقيقى آدمى است، معنا و مفهوم مىيابد و آزادى حقيقى به معناى رها بودن از هر قيد و بندى است كه مانع پرواز آدمى در فضاى لايتناهى قرب حق است. حجاب از جمله آن قيود است.
در انديشه اسلامى، آزادى از هوا و هوسها و نفسپرورى براى رسيدن به رضوان خداست؛ ولى در نگرش غربى ، آزادى از همه قيود و تعهدات، براى اشباع خواستههاى نفسانى و شهوات است.(41)
گفتهاند ، حجاب موجب سلب آزادى كه يك حق طبيعى بشر است، مىگردد. «نوعى توهين به حيثيت انسانى زن به شمار مىرود... مجبور ساختن زن به اين كه حجاب داشته باشد، بىاعتنايى به حق آزادى او واهانت و حيثيت انسانى اوست و به عبارت ديگر، ظلم فاحش است به زن، عزت و كرامت انسانى و حق آزادى زن؛(42)
آيا واقعا حجاب مانع آزادى زنان است؟ آيا حجاب، آزادى زنان را محدود مىسازد؟ «آنچه باعث اين تصورات شده، تفسير غلط آزادى و كلمه حجاب است. بايد ديد كه منظور از آزادى براى آنها چيست و معناى كلمه حجاب از ديدگاه اسلام چه مىباشد تا بتوان درباره ممانعت حجاب و آزادى زن بحث كرد.
تفسير غلط از آزادى باعث چنين تصوراتى شده است. امروز از سوى محافل غربى و غربگرا، اينگونه به مردم القا مىشود كه آزادى به معناى ارضاى تمايلات، يا عدم التزام به قيود اخلاقى و اجتماعى است و آزادى زن در بينش و نگرش آنان، يعنى اين كه به هر شكل بتوان لباس پوشيد، يا با هركس بتوان رابطه برقرار كرد، تا مناسبات خانوادگى و اجتماعى را به هر صورت كه مورد علاقه است، ترتيب داد. ولى بايد گفت كه آزادى را نمىتوان به صورت «ارضاء تمايلات» تعبير نمود، زيرا همه تمايلات انسان، اساسى و ضرورى نيستند. تمايلات انسانى نيز در حد اعتدال قابل ارضا هستند. ارضاى تمايلات نه موجب سعادت فرد است و نه خوشبختى انسان را در حيات جمعى تأمين مىكند. آرى اگر ما آزادى را عبارت از ارضاء تمايلات بدانيم، در اين صورت بايد قبول كنيم، حجاب با آزادى به اين معنا ناسازگار است، ولى اين معنا از آزادى نه با شأن انسان سازگار است و نه قابل تحقق مىباشد. و چنان كه پيشتر گفته شد، مفهوم صحيح آزادى در ارتباط با «قرب حق» معنا مىشود. چه آزادى را، صرفا به معناى پيروى از عقل بدانيم و چه آن را در رابطه با تقوا، مورد توجه قرار دهيم. در هر دو صورت، حجاب نه تنها آزادى زن را محدود نمىسازد بلكه براى زن شرايطى فراهم مىكند كه مورد تأييد عقل و با تقوا سازگارتر است.(43)
در اين قسمت به معناى كلمه حجاب مىپردازيم . اين كلمه موجب انحراف اذهان عده زيادى از افراد گشته است؛ معناى لغوى حجاب كه در عصر ما اين كلمه براى پوشش زن معروف شده، چيست؟
«كلمه حجاب هم به معنى پوشيدن است و هم به معنى پرده و حاجب. بيشتر استعمالش به معنى پرده است. اين كلمه از آن جهت مفهومش پوشش مىدهد كه پرده، وسيله پوشش است، و شايد بتوان گفت كه به حسب اصل لغت، هر پوشش حجاب نيست؛ آن پوشش ، حجاب ناميده مىشود كه از طريق پشت پرده صورت گيرد. در قرآن كريم، در داستان سليمان، غروب خورشيد را اينطور توصيف مىكند: «حتى توارت بالحجاب»(44) يعنى تا آنوقتى كه خورشيد در پشت پرده مخفى شد. استعمال كلمه حجاب در مورد پوشش زن يك اصطلاح نسبتا جديد است. در قديم، مخصوصا در اصطلاح فقها، كلمه «ستر» كه به معناى پوشش است، به كار رفته است. فقها، چه در كتاب الصلوه و چه در كتاب النكاح كه متعرض اين مطلب شدهاند كلمه ستر را به كار بردهاند. بهتر اين بود كه اين كلمه عوض نمىشد و هميشه همان كلمه «پوشش» به كار برده مىشد. و همين امر موجب مىشود كه عده زيادى گمان كنند كه اسلام خواسته است زن هميشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بيرون نرود. زندانى كردن و حبس زن در اسلام مطرح نيست. در برخى از كشورهاى قديم مثل ايران قديم و هند چنين چيزى وجود داشته است، ولى در اسلام وجود ندارد. پوشش زن در اسلام اين است كه زن در معاشرت خود با مردان، بدن خود را بپوشاند و به جلوهگرى و خودنمايى نپردازد. آيات مربوط همين معنى را ذكر مىكند و فتواى فقها هم مؤيد همين مطلب است.»(45)
«فرق است بين زندانى كردن زن در خانه و بين موظف دانستن او به اين كه وقتى مىخواهد با مرد بيگانه مواجه شود، پوشيده باشد. در اسلام، محبوس ساختن و اسير كردن زن وجود ندارد. حجاب در اسلام يك وظيفه است؛ بر عهده زن نهاده شده كه در معاشرت و برخورد با مرد، بايد كيفيت خاصى در لباس پوشيدن مراعات كند. اين وظيفه نه از ناحيه مرد بر او تحميل شده است و نه چيزى است كه با حيثيت و كرامت او منافات داشته باشد و يا تجاوز به حقوق طبيعى او كه خداوند برايش خلق كرده است، محسوب مىشود. اگر رعايت پارهاى مصالح اجتماعى، زن يا مرد را مقيد سازد كه در معاشرت روش خاصى را اتخاذ كنند و طورى راه بروند كه آرامش ديگران را بر هم نزنند و تعادل اخلاقى را از بين نبرند، چنين مطلبى «زندانى كردن» يا «بردگى» نمىتوان ناميد، و آن را منافى حيثيت انسانى اصل «آزادى» فرد نمىتوان دانست. و نيز حجاب برخى دشوارىها را به دنبال دارد كه اگر اصل آن براى سلامت و رشد انسانى مفيد انگاشته شود، بايد آن را متحمل شد.»(46)
كه البته در اين صورت نيز باحجاب در فعاليتها و رفت و آمدهاى خود، آزادترند، زيرا مردان بولهوس، اطمينان دارند كه اينها، طعمه و ملعبه نمىشوند. و بنابراين، كمتر مزاحمتى براى آنها ايجاد مىكنند، اما زنان بىحجاب، آزادى كمترى دارند. زيرا در معرض ديد هستند و چشمهاى هرزه را به سوى فرد مىكشانند و هوسها را تحريك مىكنند و در نتيجه، مورد طمع گرگان شهوت مىشوند. زنان باحجاب، مظهر عفاف شناخته شدهاند و لذا در خانه و خارج خانه، مزاحمتى ندارند و آزادند، دنبال كارها ومسئوليتهاى خويش هستند.
قرآن مجيد مىفرمايد:
«يَا أَيُّهَا الْنَّبِيُّ قُلْ لاِءَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلاَبِيبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنَى أَن يُعْرَفْنَ فَلاَ يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُوراً رَّحِيماً»(47)
«اى پيغمبر (گرامى) با زنان و دختران و زنان مؤمنان بگو كه خويشتن را به چادر بپوشانند كه اين كار براى اين كه آنها(به عفت و حريت) شناخته شوند تا از تعرض و جسارت(هوسرانان) آزار نكشند بسيار بهتر و خدا (در حق خلق) آمرزنده و مهربان است.»
گفتهاند سبب نزول آيه فوق اين بوده است : زنها به مسجد مىرفتند و پشت سر پيامبر نماز مىخوانند. شبها كه از نماز مغرب و عشاء باز مىگشتند، جوانها سر راه آنها مىنشستند و مزاحم آنها مىشدند. از اين رو، آيه فوق نازل گرديد.(48)
41. زيور عفاف، ستار هدايتخواه، ص 29.
42. مسئله حجاب، مرتضى مطهرى، ص 100.
43. زيور عفاف، ستار هدايتخواه، ص 216.
44. سوره ص، آيه 32 .
45. مسئله حجاب،مرتضى مطهرى، ص 79-78.
46. آسيبشناسى حجاب، مهدى مهريزى، ص 71.
سوره احزاب، آيه 59. 47
48. حجاب و آزادى، (مجموعه سخنرانىهاى كنفرانس زن،) ص 58-57.
+نوشته شده در دوشنبه پانزدهم شهریور 1389ساعت15:56توسط منيژه اشجاري |
حجاب غیر منطقی است .
۱-از جمله ایرادات نسبت به حفظ حجاب آن است كه برخی پوشیدگی و حجاب زن را كاری غیرمنطقی و فاقد دلیلی قابل دفاع می دانند كه در پاسخی كوتاه از زبان شهید مطهری (ره) می توان بیان كرد: «حجاب در مفهوم اسلامی آن از جنبه های مختلف روانی و خانوادگی و حتی از جنبه بالارفتن ارزش زن، موضعی منطقی و معقول دارد.»
2- حجاب با آزادی منافات دارد .
برخی می گویند حجاب سلب كننده ی حق آزادی زن می باشد كه از حقوق طبیعی هر انسانی است و این پوشیدگی به نوعی او را محبوس و زندانی می كند و به حیثیت انسانی و عزت او لطمه وارد می سازد كه بر اساس عقل و منطق هم هیچ كس حق اسیر كردن و به بردگی درآوردن دیگری را ندارد.
منبع : كانون اندیشه جوان – با تغییر و تلخیص
ادامــه مــطــلــب
+نوشته شده در شنبه سیزدهم شهریور 1389ساعت19:48توسط منيژه اشجاري |
تاريخچه حجاب در اسلام2
مفهوم اصطلاحي حجاب
حجاب در علومي چون عرفان و طب و شايد ديگر علوم، اصطلاح خاصي دارد9اما در مسئله مورد بحث اين نوشتار كه مسئله اي فقهي است داراي معناي خاصي نيست. اين واژه در فقه در معناي لغوي خود كه همان پرده حائل ميان دو چيز باشد به كار رفته و معناي جديدي براي آن ايجاد نشده بود. در دوران متأخر اين واژه معناي اصطلاحي خاصي پيدا كرده و به پوشش خاص زنان اطلاق شده است. شهيد مطهري در اين باره مي فرمايد:
استعمال كلمه حجاب در مورد پوشش زن اصطلاح نسبتاً جديدي است. در قديم و مخصوصاً در اصطلاح فقها كلمه ستر كه به معني پوشش است به كار مي رفته است. فقها چه در كتاب الصلوة10 و چه در كتاب النكاح11 كه متعرض اين مطلب شده اند كلمه ستر را به كار برده اند نه كلمه حجاب را. بهتر اين بود كه اين كلمه عوض نمي شد و ما هميشه همان كلمه پوشش را به كار مي برديم، زيرا چنان كه گفتيم معني شايع لغت حجاب، پرده است و اگر در مورد پوشش به كار برده مي شود به اعتبار پشت پرده واقع شدن زن است و همين امر موجب شده كه عده زيادي گمان كنند كه اسلام خواسته است زن هميشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بيرون نرود. پوشش زن در اسلام اين است كه زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه گري و خود نمايي نپردازد. آيات مربوطه همين معني را ذكر مي كند و فتواي فقها هم مؤيد همين مطلب است... در آيات مربوطه، لغت حجاب به كار نرفته است. آياتي كه در اين باره هست چه در سوره مباركه نور و چه در سوره مباركه احزاب حدود پوشش و تماس هاي زن و مرد را ذكر كرده است بدون آن كه كلمه حجاب را به كار برده باشد. آيه اي كه در آن كلمه حجاب به كار رفته است مربوط است به زنان پيغمبر اسلام.12
معناي اصطلاحي جديد اين واژه، عبارت است از پوششي كه زن در برابر نامحرمان بايد استفاده كند و از جلوه گري و خود نمايي بپرهيزد. در اين نوشتار نيز همين معناي اصطلاحي مورد نظر است، نه پرده نشيني زنان. ترديدي نيست كه حجاب در اين اندازه يكي از احكام مشترك اديان ابراهيمي13 و از احكام ضروري اسلام بوده و همه طوايف اسلامي بر آن اتفاق نظر دارند.
حجاب در ايران و روم باستان
در كتاب تاريخ تمدن مي خوانيم:
پس از داريوش مقام زن خصوصاً در طبقه ثروتمندان تنزل پيدا كرد. زنان فقير چون براي كار كردن ناچار از آمد و شد در ميان مردم بودند آزادي خود را حفظ كردند، ولي در مورد زنان ديگر گوشه نشيني زمان حيض كه بر ايشان واجب بود رفته رفته امتداد پيدا كرد و سراسر زندگي اجتماعي شان را فرا گرفت... . زنان طبقات بالاي اجتماع جرأت آن را نداشتند كه جز در تخت روان روپوش دار از خانه بيرون بيايند و هرگز به آنان اجازه داده نمي شد كه آشكارا با مردان آميزش كنند. زنان شوهر دار حق نداشتند هيچ مردي را و لو پدر يا برادرشان باشد ببينند در نقشهايي كه از ايران باستان بر جاي مانده هيچ صورت زن ديده نمي شود و نامي از ايشان به نظر نمي رسد.14
شهيد مطهري از سخنان جواهر لعل نهرو چنين استنباط مي كند كه او معتقد است كه «روميان نيز (شايد تحت تأثير قوم يهود) حجاب داشته اند و رسم حرم سراداري نيز از روم و ايران به دربار خلفاي اسلامي راه يافت».15
پوشش زنان عرب قبل از اسلام
شواهد متعددي از قرآن حاكي از اين نكته است كه در جامعه عرب قبل از اسلام زنان براي حضور در اجتماع از پوشش مناسب و مطلوبي برخوردار نبودند. به همين دليل همسران پيامبر ـ صلوات اللّه و سلامه عليه و آله ـ از متابعت آن الگو منع مي شوند:
يا نِسَاء النَّبِي لَسْتُنَّ كَأَحَد مِّنَ النِّسَاء إِنِ اتَّقَيتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا* وَقَرْنَ فِي بُيوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيةِ الْأُولَي; اي همسران پيامبر شما مانند هيچ يك از زنان [ديگر ]نيستيد اگر سر پروا داريد پس به ناز سخن مگوييد تا آن كه در دلش بيماري است طمع ورزد و گفتاري شايسته گوييد. و در خانه هايتان قرار گيريد و مانند روزگار جاهليت قديم زينت هاي خود را آشكار مكنيد.16
دستورهاي اصلاحي اسلام نسبت به پوشش زنان نيز حاكي از برخي نقص ها و كاستي ها در پوشش زنان آن دوره و فاصله آن با پوشش مورد سفارش اسلام است:
يا أَيهَا النَّبِي قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِينَ يدْنِينَ عَلَيهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَي أَن يعْرَفْنَ فَلَا يؤْذَينَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا;17 اي پيامبر به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو پوشش هاي خود را بر خود فروتر گيرند اين براي آن كه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند [به احتياط] نزديك تر است و خدا آمرزنده مهربان است.18 همين نكته، از آيات سوره نور نيز كه درباره آن ها بحث خواهد شد، فهميده مي شود. شأن نزول آيه 30 سوره نور اشاره اي به كيفيت پوشش قبل از دستور حجاب دارد. در اين شأن نزول آمده است «كان النسا يتقنعن خلف آذانهن; زنان دنباله مقنعه خود را به پشت گوش هاي خود مي انداختند» بنا بر اين، گلو و بنا گوش آن ها هويدا بود. تاريخ پژوهان نيز اين نكته را كه زنان جزيرة العرب از حجاب مناسبي برخوردار نبودند، تأييد مي كنند.19
اكنون سخن در اين است كه اين وضعيت به دنبال وضع قانون اسلامي مبني بر ضرورت حجاب بر هم خورد.
+نوشته شده در جمعه دوازدهم شهریور 1389ساعت15:19توسط منيژه اشجاري |
تاريخچه حجاب در اسلام1
مقدمه
صرف نظر از مباحثي چون ادله حجاب، محدوده حجاب اسلامي، فلسفه آن و مباحث ديگر، يكي از مباحث لازم در اين باره، بررسي پيشينه اين حكم است; به اين معنا كه آيا اسلام خود قانون و دستور خاصي براي پوشش زنان در برابر مردان نامحرم ارائه داده است يا نه، رسم موجود بين بانوان مسلمان ريشه اي ديرينه دارد؟ ضرورت طرح اين بحث از آن جا ناشي مي شود كه برخي مدعي شده اند: «ارتباط عرب با ايران از موجبات رواج حجاب در قلمرو اسلام شد»2 و معتقدند كه «حجاب رايج ميان مسلمانان عادتي است كه از ايرانيان، پس از مسلمان شدنشان به ساير مسلمانان سرايت كرد». برخي ديگر نيز گفته اند: «حجاب از ملل غير مسلمان روم و ايران به جهان اسلام وارد شده است».3 اين مقاله در صدد كشف اثبات اين مسئله است.
مفهوم شناسي
قبل از ورود به بحث لازم است معناي واژه حجاب و مقصود از حجاب بيان شود.
مفهوم لغوي حجاب
به گفته اهل لغت اين واژه به صورت متعدي و به معناي در پرده قرار دادن به كار مي رود. ابن دريد مي گويد: «حجبت الشيء. .. اذا سترته، و الحجاب: السِّتر...، احتجبت الشمس في السحاب اذا تستترت فيه.4 حجاب، پوششي است كه روي شيء را فرا مي گيرد و حجاب يعني پرده...، زماني كه خورشيد در ابر فرو مي رود عرب مي گويد: احتجبت الشمس في السحاب». فيومي اين واژه را چنين توضيح مي دهد:
حجب فعلي متعدي است و به معناي مانع شدن به كار مي رود. به پرده، حجاب مي گويند، زيرا مانع از ديدن است، و به دربان، حاجب گفته مي شود، زيرا وي مانع از ورود افراد است. اين واژه در اصل بر موانع جسماني اطلاق مي گردد، ولي برخي مواقع به موانع معنوي نيز حجاب گفته مي شود.5
از گفتار اهل لغت مي توان نتيجه گرفت كه در زبان عرب، حجاب به پوششي گفته مي شود كه مانع از ديدن شيئي پوشانده شده مي شود. شهيد مطهري نتيجه تحقيقات لغوي خود را درباره اين واژه، چنين بيان مي كند:
كلمه حجاب هم به معني پوشيدن است و هم به معني پرده و حاجب، بيشتر استعمالش به معني پرده است. اين كلمه از آن جهت مفهوم پوشش مي دهد كه پرده وسيله پوشش است و شايد بتوان گفت كه به حسب اصل لغت هر پوشش حجاب نيست; آن پوشش حجاب ناميده مي شود كه از طريق پشت پرده واقع شدن صورت گيرد.6
اين واژه در قرآن و حديث نيز با عنايت به همين معناي لغوي به كار رفته و معناي خاصي پيدا نكرده است.7 شهيد مطهري مي فرمايد:
در قرآن كريم در داستان سليمان غروب خورشيد را اين طور توصيف مي كند: «حتي توارت بالحجاب» يعني تا آن وقتي كه خورشيد در پشت پرده مخفي شد. تعبير حجاب با همين معنا در آيه 51 سوره شوري و نيز در آيه 53 سوره احزاب به كار برده شده است... . در دستوري كه امير المومنين(عليه السلام) به مالك اشتر نوشته است مي فرمايد: «فلا تطولن احتجابك عن رعيتك» يعني در ميان مردم باش كمتر خود را در اندرون خانه از مردم پنهان كن. حاجب و دربان تو را از مردم جدا نكند بلكه خودت را در معرض ملاقات و تماس مردم قرار ده
+نوشته شده در پنجشنبه یازدهم شهریور 1389ساعت15:17توسط منيژه اشجاري |