X
تبلیغات
حجاب

حجاب

ای زن به تو از فاطمه اینگونه خطاب است ارزنده ترين زينت زن حفظ حجاب است
بررسي مباني حجاب و عفاف در قرآن


 

چکيده

            «حجاب و عفاف»در قاموس بشري ، واژه هاي آشنايي هستند که در گذر زمان از سنت به سوي  مدرنيته ، فراز و نشيب هاي زيادي را طي کرده است . در اين ميان مردان و زنان (به خصوص زنان) در مسير تند باد حرکت به سوي مدرنيسم ، در معرض برهنگي فرهنگي و فرهنگ برهنگي قرار گرفتند تا در توسعه سرمايه داري نقش خويش را ايفا کنند .

            اما با گذر زمان از هويت و شخصيت و ماهيت خود بيشتر دور شدند ، و در يک حرکت جديد با بازگشت دوباره به سوي منيت خويش و توجه به سرشت و طبيعت و احتياجات حقيقي خودرا ، در ميان معنويت ، هويت خويش را در «عفاف و حجاب» جستجو کردند .

            نگاهي به مباني «حجاب و عفاف» که برخاسته از حقايق دين و در افق بالاتر از عالم ماده تدوين و تبيين شده است ، در عصر برهنگي ، تنها پاسخ مثبت و حقيقي به نيازهاي دروني و بازگشت به گرايش هاي فطري جامعه انساني است که سلامت ،امنيت ، معنويت و کمال را در خانواده و اجتماع ميسور مي سازد ؛ و اين انتخاب  تنها راه رسيدن به کمال و سعادت الهي است ، مباني و ريشه و راه هاي اين حقيقت را مي توان از بطن قرآن و روايت هاي اصيل اسلامي به دست آورد .

            از اين روي در اين مقاله «مباني عفاف و حجاب» از قرآن مورد نقد و بررسي قرار گرفته است . روش تحقيق به صورت تحليل محتواي است که به شيوه کتابخانه اي جمع آوري شده است . اميد است اين تحقيق در توسعه فرهنگ حجاب و عفاف در جامعه تأثيرگذار باشد .

مفهوم حجاب

            حجاب را از دو بعد لغوي و اصطلاحي مي توان تعريف کرد که در بعد لغوي در ساده ترين تعريف حجاب به معني پوشش و فاصله ميان دو چيز معنا شده است ؛ چنان که ابن منظور مي نويسد : «الحجاب :الستر ... و الحجاب اسم ما احتجب به وکل ما حال بين شيئين : حجاب ... و کل شي ءٍٍ منع شيئاً فقد حجبه ...»1 ؛ (ابن منظور ، 2000 م ، ج 4 : 36) «حجاب به معناي پوشانيدن است و اسم چيزي است که پوشانيدن با آن انجام مي گيرد و هرچيزي که ميان دو چيز ، جدايي مي اندازد، حجاب گويند و هر چيزي که مانع از چيز ديگر شود او را حجب نموده است .»

و در کلامي ديگر خداوند منّان مي فرمايد : «و من بنينا و بينک حجاب.»2 (سوره فصلت : آيه 5)؛  «ميان ما و شما حاجز و فاصله اي در نحله و دين وجود دارد ، نيز بدين معنا به کار رفته است .»

   


 فهرست منابع و مآخذ

قرآن کريم ، ترجمه مهدي الهي قمشه اي ، تهران:گلبان ، 1380 .

منابع عربي

1 - ابن منظور ، ابي الفضل جمال الدين . لسان العرب . بيروت : دارصادر . 2000 م ، چ 4 .

2 -  زمخشري ، ابوالقاسم محمد بن عمر . تفسير کشاف . قم: دارالکتب الاسلاميه ، 1352 ، ج 3 .

3 -  راغب اصفهاني ، ابوالقاسم حسين بن محمد بن مفضل .مفردات الفاظ القرآن . بيروت : دارالشاميه . 1992 م .

4 -  طباطبايي ، محمد حسين . الميزان في تفسير القرآن . تهران : دارالکتب الاسلاميه . 1398 ق ، ج 16 .

5 -  طباطبايي يزدي ، محمد کاظم . عروة الوثقي . قم . کراوري . 1373 .

6 -  طبرسي ، ابو علي الفضل بن الحسن . مجمع البيان . تهران : سازمان چاپ و انتشارات وزارت  ارشاد اسلامي  . 1380 ، ج 7 .

7 -  فيض کاشاني ، محمد حسن . تفسير الصافي . مشهد : دارالمرتضي . بي تا ، ج 4 .

8 -  قمي ، ا بي الحسن علي بن ابراهيم . تفسير القمي . نجف . بي تا . 1378 هـ . ق ، ج 2 .

9 -  کليني ، محمد بن يعقوب اسحاق . اصول کافي . بيروت . دارالاضواء . 1413 هـ . ق ، ج 5 .

منابع فارسي

1 -  الحراني ، حسين بن شعبه ، تحف العقول ، تصحيح علي اکبر غفاري ، قم : جامعه مدرسين 1363 .

 2- بابايي ، احمد علي . برگزيده تفسير نمونه . تهران: دارالکتب الاسلاميه ، چ 9 ، 1380 ، ج 3 .

3 -  بيرقي اکبري ، محمد رضا . تحليلي نو و عملي از حجاب در عصر حاضر . اصفهان : پيام عزت ، 1377 .

4 -  شجاعي ، محمد . درو صدف . قم : محيي ، چ 5 ، 1385 .

5 -  عميد ، حسن . فرهنگ عميد . تهران : امير کبير ، 1367 .

6 -  قريشي ، علي اکبر . قاموس قرآن . تهران : د ارالکتب الاسلاميه ، 1378 ، ج 5 ، ج 1 .

7-  محمدي آشناني ، علي . حجاب در اديان الهي . قم : اشراق ، 1373 .

8 -  محمدي ري شهري ، محمد . ميزان الحکمه .ترجمه حميد رضا شيخي . قم : دارالحديث ، 1377 ، ج 13 .

9 -  محمدي نيا ، اسداله . بهشت جوانان . قم : سبط اکبر عليه السلام ، چ 19 ، 1383 .

10-  مصطفوي ، حسين . التحقيق في کلمات القرآن . تهران : بنگاه ترجمه و نشر کتاب ،1360 ، ج 3 .

11 -  مطهري ، مرتضي . مسئله حجاب . تهران : نشريه انجمن اسلامي . 1353 .

12 -  معين ، محمد . فرهنگ فارسي . تهران : امير کبير ، 1379 ، ج 1 .

13- مکارم شيرازي ، ناصر . برگزيده تفسير نمونه . تصحيح احمد علي بابايي . قم : دارالکتب الاسلاميه ، چ دوم ، 1376 ، ج 3 .

14 -  هدايت ، مهدي قلي . خاطرات و خطرات . تهران : زوار ، چ 4  ،1363 .

15 -  هدايت خواه ، ستار . زيور عفاف . مشهد : معاونت پرورشي سازمان آموزش و پرورش خراسان ،  1374 .

سايت

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                          1. www. ehga . net

 2.www . yahoo . com

 

ادامــه مــطــلــب
+نوشته شده در شنبه بیستم آذر 1389ساعت15:39توسط منيژه اشجاري |
خطبه‌ سيّد الشّهداء راجع‌ به‌ اصلاح مردم و بيان علت قيام خود


«بار پروردگارا! حقّاً تو مي‌داني‌ كه‌ آنچه‌ از ما تحقّق‌ يافته‌ (از ميل‌ به‌ قيام‌ و اقدام‌ و امر به‌ معروف‌ و نهي‌ از منكر و نصرت‌ مظلومان‌ و سركوبي‌ ظالمان‌) بجهت‌ ميل‌ و رغبت‌ رسيدن‌ به‌ سلطنت‌ و قدرت‌ مفاخرت‌انگيز و مبارات‌ آميز نبوده‌ است‌؛ و نه‌ از جهت‌ درخواست‌ زياديهاي‌ اموال‌ و حُطام‌ دنيا!

بلكه‌ به‌ علّت‌ آنست‌ كه‌ نشانه‌ها و علامت‌هاي‌ دين‌ تو را ببينيم‌، و در بلاد و شهرهاي‌ تو صَلاح‌ و اصلاح‌ ظاهر سازيم‌؛ و تا اينكه‌ ستمديدگان‌ از بندگانت‌ در امن‌ و امان‌ بسر برند، و به‌ واجباتِ تو و سنّت‌هاي‌ تو و احكام‌ تو رفتار گردد.

پس‌‌هان‌ اي‌ مردم‌! اگر شما ما را ياري‌ ندهيد و از درِ انصاف‌ با ما در نيائيد؛ اين‌ حاكمان‌ جائر و ستمكار بر شما چيره‌ مي‌گردند، و قواي‌ خود را عليه‌ شما بكار مي‌بندند، و در خاموش‌ نمودن‌ نور پيغمبرتان‌ مي‌كوشند.

و خدا براي‌ ما كافي‌ است‌، و بر او توكّل‌ مي‌نمائيم‌، و به‌ سوي‌ او باز مي‌گرديم‌، و به‌ سوي‌ اوست‌ همه‌ بازگشت‌ها.»

از كتاب لمعات الحسين (ع)

+نوشته شده در شنبه بیستم آذر 1389ساعت15:28توسط منيژه اشجاري |
حجاب در کلام شهیدان

«و تو ای خواهر دینی ام: چادر سیاهی که تو را احاطه کرده است ازخون سرخ من کوبنده تر است.» (شهید عبدالله محمودی)

«خواهرم: محجوب باش و باتقوا، که شمایید که دشمن را با چادرسیاهتان و تقوایتان می کشید.» «حجاب تو سنگر تو است، تو از داخل حجاب دشمن را می بینی و دشمن تو را نمی بیند.» (سردار شهید رحیم آنجفی)

«حفظ حجاب هم چون جهاد در راه خداست.» (شهید محمد کریم غفرانی)

«خواهرم: از بی حجابی است اگر عمر گل کم است نهفته باش و همیشه گل باش.»

(شهید حمید رضا نظام)

«از تمامی خواهرانم می خواهم که حجاب این لباس رزم را حافظ باشند.»

(شهید سید محمد تقی میرغفوریان )

«خواهرم: هم چون زینب باش و در سنگر حجابت به اسلام خدمت کن.»

(طلبه شهید محمد جواد نوبختی )

«یک دختر نجیب باید باحجاب باشد.» (شهید صادق مهدی پور)

«خواهرم: حجاب تو مشت محکمی بر دهان منافقین و دشمنان اسلام می زند.»

(شهید بهرام یادگاری)

«تو ای خواهرم... حجاب تو کوبنده تر از خون سرخ من است.»

(شهیدابوالفضل سنگ تراشان)

«به پهلوی شکسته فاطمه زهرا(س) قسمتان می دهم که، حجاب را حجاب را، حجاب را، رعایت کنید.» (شهید حمید رستمی)

«خواهر مسلمان: حجاب شما موجب حفظ نگاه برادران خواهد شد. برادرمسلمان: بی اعتنایی شما و حفظ نگاه شما موجب حجاب خواهران خواهدشد.» (شهید علی اصغر پور فرح آبادی)

«شما خواهرانم و مادرانم: حجاب شما جامعه را از فساد به سوی معنویت و صفا می کشاند.» (شهید علی رضائیان)

«از خواهران گرامی خواهشمندم که حجاب خود را حفظ کنند، زیرا که حجاب خون بهای شهیدان است.» (شهید علی روحی نجفی)

«مادرم... من با حجاب و عزت نفس و فداکاری شما رشد پیدا کردم.»

(شهید غلامرضا عسگری)

«ای خواهرم: قبل از هر چیز استعمار از سیاهی چادر تو می ترسد تاسرخی خون من.»

(شهید محمد حسن جعفرزاده)

«خواهرم: زینب گونه حجابت را که کوبنده تر از خون من است حفظ کن.»

(شهید محمد علی فرزانه)

« خواهران ما در حالی که چادر خود را محکم برگرفته اند و خود راهم چون فاطمه و زینب حفظ می کنند... هدف دار در جامعه حاضرشده اند.» (رییس جمهور شهید محمد علی رجایی)

منبع: وبلاگ عفت عفاف حجاب

+نوشته شده در جمعه نوزدهم آذر 1389ساعت17:2توسط منيژه اشجاري |
آیا حجاب، مانع پییشرفت است؟!

برای اینکه جواب این سوال را در یافته باشیم که آیا حجاب مانع پیشرفت یک کشور است یا خیز، اول تر از همه باید دید که حجاب چیست؟
زیرا بدون دانستن این امر که حجاب چیست، نمی توانیم اهداف، منافع و اضرار آن را بفهمیم، بعد از فهمیدن آن، باید تصمیم بگیریم، که کدامین ترقی را ما می خواهیم به دست بیاوریم، چون بدون معلوم کردن این نکته، نمی توانیم که آیا حجاب مانعی در راه ترقی و پیشرفت است یا خیر؟
حجاب در اصل، کلمهء عربی است، که ما در لسان دری می توانیم آن را پرده هم بگوییم، کلمهء حجاب در قرآن عظیم الشان در محلی ذکر شده است که طی آن خداوند(ج) مردم را از رفتن بدون تکلف به خانهء پیامبر خدا اصلی الله علیه وسلم منع فرموده است.
وحکم فرموده اگر از خانم های خانه تقاضای چیزی را دارند، آن را از عقب حجاب و پرده تقاضا نمایند.
احکام حجاب سر از همین حکم آغاز گردید و هر آنچه از احکام حجاب بعد از آن نازل شد، مجموع آن را "احکام حجاب" خواندند.
احکام حجاب در سوره های بیست و چهارمین (النور) و سی وسوم (الاحزاب) قرآن مجید، با همه تفصیلات موجود است.
طی احکام حجاب به زنان امر شده است که در خانه های خویش با وقار بیاسایند، آن چنان که خانم ها در زمان جاهلیت عادت داشتند، حسن و آرایش خود را به نمایش نگذارند اگر بیرون برآمدن از خانه برای شان ضرور باشد، با چادری بزرگی خود را بپوشانند، و زیوری را که از آن آواز آید، نباید در هنگام خروج از منزل بپوشند، در داخل خانه های خویش نیز بین مردان محرم و نامحرم فرق کند، به جز از مردان محرم، خادمان خانه، و زنانی که با آنها نشت و برخاست دارند، در مقابل سایرین، بازینت و آرایش ظاهر نشوند.
(مفهوم از زینت در اینجا آرایش یا میک اپ است که لباس، زیور خوش نما و استعمال سامان آلات آرایش هم در آن شامل است).
بعد هم زنان را هدایت نموده تا در مقابل مردان محرم نیز چادر را بر گریبان ها وسینه های خویش پهن نموده. و محلات ستر بدن خویش را بپوشانند مردان خانه نیز هدایت نموده است تا ولو اگر نزد خواهران و مادران خویش می روند، اجازه بگیرند ( دق الباب کنند). مبادا دفعتا نگاه آنها به حالتی بیفتد که قسمتی از جسم خواهران و مادران برهنه باشد.
این احکامی است که در قرآن ذکر شده است و نام آن را "احکام حجاب" کذاشته اند. نبی کریم صلی الله علیه و سلم در تشریح این احکام فرموده اند که ستر خانم ها ( محلات پوشیده، جسم خانم ها) بدون چهره. دست ها تا بند دست و پا ها الی بجلک پاها، همه جسم ایشان است که باید حتی از پدران و برادران خویش نیز آن را بپوشانند.
همچنان خانم ها نباید چنان لباس باریک یا چسپ بپوشند که خطوط جسم آنها را نمایان سازد به همین گونه رسول الله صلی الله علیه وسلم به جز مردان محرم، تنها نشتن یا تنها بودن زن را باسایر مردان منع فرموده اند، و رسول الله صلی الله علیه وسلم زنان را از این کار منع فرمودند که در بیرون از منزل خوشبویی یا عطر استعمال کنند.
در داخل مسجد هنگام نماز جماعت رسول الله صلی الله علیه وسلم ، جایگاه جداگانه یی برای مردان و زنان تعیین نمود، و اجازه نداد تا زن و مرد شانه به شانهء هم، در یک صف نماز بخوانند.
در صدر اسلام رسول الله صلی الله علیه وسلم وهمه مردان بعد از ختم نماز، تا هنگامی در مسجد می نشتندکه زنان از مسجد بیرون شدند.
این همه احکامی است که هر کسی بخواهد می تواند، آن را در سوره (النور) سوره ( الاحزاب) و کتب مستند احادیث، مشاهده کند.
آنچه را ما امروز حجاب می نامیم، ولو اگر در شکل عملی خود شکار افراط و یا تفریط شده باشد، ولی اصول و قواعد آن همان است که خداوند و رسول وی صلی الله علیه وسلم در جامعهء اسلامی صدر اسلام، در مدینهء منوره نافذ نموده بودند.
گرچه بند نمودن دهان کسی به نام خدا و رسولش درست نیست، ولی باید به صراحت بگوییم که بلند نمودن این شعار که " حجاب مانع پیشرفت ماست" نشانهء بارزی از ذهنیت دو جانبه و دوگانهء ماست و بهتر است بگوییم که هدف اصلی این گونه شعار ها نشانه یی از بی اعتمادی ما برذات خداوند و رسول خدا صلی الله علیه وسلم است و مفهوم واضح این گونه شعار ها این است که گویا خداوند و رسولش در راستای پیشرفت و ترقی مان موانعی ایجاد نموده اند!!
و اگر ما چنین فکر می کنیم، پس چرا جبراخود را مسلمان نشان می دهیم، و چرا از پذیرفتن دین خدا و رسولش انکار نمی ورزیم که بر ما العیاذ بالله چنین ظلمی را روا داشته اند؟
و از این سوال نمی توانیم با این جواب سرسری، بگذریم که خدا و رسولش ما را به رعایت نمودن حجاب امر نه نموده اند!! چنانچه در بالا تذکر داده شد که حجاب چیست؟ چه معنی دارد، و هر کسی بخواهد، می تواند احکام تفصیلی حجاب را در سوره های قرآن عظیم الشان، و کتب مستند احادیث مطالعه نمایند.
و اگر کسی از صحت احادیث منکر باشد، باز هم احکام واضح قرآن را چگونه می تواند انکار نماید؟
اگر احکام حجاب را که اسلام ما را به آن امر نموده است، اندکی با دقت مطالعه کنیم، سه هدف بزرگ آن را طور ذیل می توانیم بفهمیم:
۱- تا از اخلاق مرد و زن مواظبت به عمل آمده، دروازهء آن همه خرابی ها مسدود شود که در نتیجهء روابط آزادانه،مرد وزن در جوامع مختلط پدید می آید.
۲- تا محدودهء کاری زن و مرد از هم جدا گردیده، و به این ترتیب، وظایفی را که فطرت برای زن سپرده است باسکون و آرامش انجام دهد. و خدماتی که مرد مکلف به انجام دادن آن است، با اطمینان بتواند به جابیاورد.
۳- تا نظام خانه و خانواده را قوی و محفوظ سازد. که اهمیت آن به هیچ وجه کمتر از سایر نظام های زندگی نیست، بلکه بیشتر هم است آنانی که بدون حجاب نظام زنده گی و خانواده را محفوظ ساخته اند، در حقیقت زن را غلام ساخته و او را از همه حقوق وی محروم نموده اند، و کسانی که با اعطای حقوق به زنان، ایشان را از پیروی حجاب معاف ساخته اند، نظام خانواده و زند گی آنها فروپاشیده است، و روز به روز پاشیده تر می گردد.
در حالی که اسلام از یک سو همه حقوق زن را، برایش می دهد، و هراه با آن نظام خانواده و زندگی را نیز می خواهد محفوظ نگه دارد، و این هدف تا هنگامی حاصل شده نمی تواند که احکام حجاب، برای حفاظت از آن موجود نباشد.
بیایید با خون سردی تمام روی اهداف و مقاصدی فکر کنیم که اسلام می خواهد آن را از طریق رعایت حجاب، به دست بیاورد.
اگر اخلاق نزد کسی ارزش داشته باشد، پس باید دقت نماید که در جامعهء مختلط، وقتی زنان بعد از آن که خود را می آرایند و آزادنه گشت و گذار می کنند، و در هر بخش کاری در زندگی در کنار مردان اجرای وظیفه می نمایند، در آنجا چگونه می توان از فاسد شدن اخلاق جلوگیری کرد؟ و تا چه وقت اخلاق جامعه از فاسد شدن،نگهداری خواهد شد؟
چنانچه ما در کشور های خود مشاهده می کنیم که به هر اندازه سیستم اداری مختلط افزایش می یابد، به همان اندازه به جرایم جنسی افزوده می شود، و این گفته که سبب اصلی این خرابی ها و مفاسد پرده و حجاب است، و وقتی پرده نباشد، دل های مردم از زنان سیر خواهد شد، به کلی غلط است.
چنانچه در کشور هایی که بی حجابی و آزادی کامل حکم فرماست، نیز دل مردم سیر نشده است، و خواسته های هوس آلود آنها کار را به سر منزل عریانی کامل رسانید! وتا حال از اجازه نامهء برهنگی کامل دل آنها سیر نمی گردد همان گونه که مشاهد می کنیم فعلا هم جرایم جنسی بیشتر در آن دیار اتفاق می افتد، و آن گونه که گزارش ها این گونه جرایم زنیت صفحات جراید امریکا، انگلستان، و سایر کشور ها می گردد.
آیا این گونه حالت، حالت قابل اطمینان است؟
این موضوع تنها موضوع اخلاق نیست، بلکه موضوع فرهنگ و عنعنهءماست! به هر اندازه ای که جوامع مختلط افزایش می یابد، مصارف آرایش و لباس خانم ها هم به همان اندازه افزایش پیدا می کند.
و آنگاه عایدات جایز خانواده ها، برای این مصارف ناکافی گردیده، در نتیجه هر سو رشوت، اختلاس، و سایر حرام خوری ها، افزایش می یابد.
چانکه همین حرام خوری ها باعث شده، تا هیچ قانونی در کشور ها و جوامع ما به طور درست آن نافذ و تطبیق نگردد، و همچنان این نکته هم قابل غور است که کسی در مورد خواسته های خود به نظم و دسپلین عادت نداشته باشد، چگوننه می تواند در سایر معاملات پابند نظم باشد.
در زندگی خانوادگی خود، وفادار نباشد، چگونه می توان از وی توقع داشت که در مسایل ملی و کشوری، وفادار خواهد بود؟
جدا نمودن دایره های کاری مرد و زن به ذات خود، از تقاضای فطرت است، وقتی فطرت وظیفهء مادری و مادر شدن را به زن سپرده است، به خوبی واضح ساخته است که محل اصلی وظیفهء خانم در کجاست؟ هنگامی که وظیفهء پدری و پدر بودن را به مرد سپرده است، خود واضح است که برای اجرای چه اموری، اورا بارسنگین مادر بودن، فارغ ساخته است؟
خداوند برای اجرای هر دو قسم خدمات و امور برای زنان و مردان اجسام جداگانه و متفاوت از هدیگر اعطا نموده است، و برای هردو نیز درهای جداگانه اعطا نموده است، صفات جداگانه داده است، و حتی حالت روانی هر دو را متفاوت خلق نموده است.
کسی را که فطرت برای مادر شدن پیدا نموده است، برایش صبر و تحمل بخشیده است،در خوی و عادتش نرمی آفریده در وجودش مهر مادر را جایگزین ساخته است، و اگر این چیز ها نزد زن نمی بود امروز ما و شما در این حالت کنونی قرار نمی داشتیم.
کسی را که برای این کار گماشته شده، برای کار هایی که در آن به سخت خویی و سختی ضرورت است، موزون نیست و این گونه کار ها که در آن به سختی و سخت مزاجی ضرورت است برای کسی موزون شمرده می شودکه برای مادر شدن،آفردیده نشده است و اورا از مسوولیت های بزرگی آزاد نگه داشته اند که برای مادر شدن لازم است و اگر کسی می خواهد این تقسیم فطرت را از بین برد. پس باید فیصله کند که دیگر در روی جهان ضرورتی برای مادر وجود ندارد، و پس از گذشت یک مدتی نسل انسان بدون استعمال بم اتم و بم هادروجنی، خود به خود منقرض خواهد شد.
ولی اگر تصمیم ندارید که مادر شدن را در روی جهان خاتمه بخشید، و تقسیم فطرت را هم در مورد وظایف و وجایب زن و مرد نمی پذیرید، پس این بی انصافی بزرگ با زن است، که هم بار بزرگی را که فطرت بشری بر دوش وی گذاشته بردارد، باری را که مرد به اندازهء یک انگشت هم نمی تواند در برداشتن آن با وی همکاری کند،و همگام با آن زن باید در کار های سیاست، تجارت، صنعت و پیشه وری،و جنگ و جدل، شانه به شانه مردان سهم بگیرد.
حال بیایید اندکی با ذهن آرام بیندیشم، نیم قسمت از خدمت به انسانیت آن است که همه را به طور کامل زن انجام می دهد، هیچ مردی به اندازهء یک ذره هم نمی تواند در برداشتن آن بار باوی کمک نماید،نیم حصهء آن را زن بر دوش گیرد؟ به این ترتیب سه بر چهار حصه مسوولیت ها یا سه برچهار حصهء این بار بردوش زن ها گذاشته شد، و یک برچهار آن بر دوش مرد ها،آیا انصاف همین است؟
و خانم ها هم به خاطری این ظلم را با خوشی قبول نموده اند، بلکه با اصرار و پافشاری این بار مسوولیت را به دوش می گیرند که جامعهء از اعطای حیثیت و عزت برای آنها به حیث زن، انکار نموده است. جامعهء امروزی زن صاحب اولاد را مورد تمسخر قرار داده و زن خانه دار را بی حیثیت می خواند.
همه خدماتی را که زن در خانواده انجام می دهد، و خدماتی که به هیچ وجه انجام دادن آن از کار های مردان نبودند،جامعه آن خدمات و کار ها بی ارزش جلوه داد. و زن مجبورا در تلاش عزت، قدر و منزلت، برای اجرای کار های آماده گردید که در حقیقت باید آن را مرد انجام می داد، زیرا اگر خود را مرد نمی ساخت، کار های مردانه را انجام نمی داد، جامعه حاضر نبود تا برایش عزت و حیثیتی قایل شود.
اسلام زن را آن قدر مورد عطوفت و مهربانی قرار داده است که باوحود زن بودن و همراه باانجام خدمات زنانه، براش حیثیت و مقامی مساوی با مرد اعطا نموده است و حتی در مقام مادر مقام والاتر از مرد را برایش داده است.
حال که جامعهء امروزی ادعا دارد که حجاب مانع پیشرفت جامعه است، به این معنی است که از زن تقاضا دارد تا هم مادر باشد، هم قاضی در محکمه و هم از طربق رقص و سرود برای تفریح مرد ها وقت بدهد، و به این گونه جامعهء امروزی ان قدر بار برشانه های زن می گذاردکه بالاخر توانایی انجام دادن هیچ گونه خدمتی را نداشته باشد.
جامعهء امروزی تقاضای انحام کار را از زن دارد که او برای آن آفریده نشده است. و زن را به میدانی می کشاند که نمی تواند در آنجا با مرد مقابله کند جایی که مرد از او پیش قدم خواهد بود.
در جایی که اگر زن بتواند حق خود را به دست بیاورد، تنها در حال ترحم بر زن بودن او خواهد بود، یا به عبات دیگر زن از دیگاه زن حق خود را تنها از راه " جمال" و زیبایی به دست آرده می تواند نه از طریق کمال، چون از دیدگاه جامعهء امروزین، اجرای اینکار ها برای پیشرفت کشور ضروری شمرده می شود.
خانه و خانواده که جامعهء امروزی، در خوشحالی ترقی و پیشرفت اهمیت آن را فراموش نموده است، در حقیقت فابریکه یی است که انسان در آن ساخته می شود، که به یقین اهمین و ضرورت آن از فابریکه های تولید کننده توپ و تفنگچه کمتر نیست مواصفات، حالت روانی، و استعدادی که برای پیشبرد امور چنین فابریکهء ( فابریکه انسان سازی) ضرورت است، فطرت همه آن را در وجود زن آفریده است، تلاش،زحمت کشی و سخت کاری که برای پیشبرد این فابریکه ضرورت است، فطرت بیش از همه آن را بر شانه های زن بار نموده است.
کار برای انجام دادن در این نوع فابریکه ها خیلی زیاد است، و اگر کسی با احساس مسوولیت، و آن گونه که حق آن است این کار ها را بخواهد انجام دهد، شاید وقت سر خاریدن هم نیابد، و اگر در پیشبرد امور این گونه فابریکه های انسان سازی، هر قدر از استعداد، سلیقه و دانشمندی کار گرفته شود، به همان اندازه انسانی دارندهء صفات بلند در آن ساخته می شود و برای این کار ضرورت است تا زن را از تعلیم و تربیهء خوب هرچه بیشتر مستفید سازیم، و برای این که امور این گونه فابریکه های انسان سازی، با سکون اطمینان و اعتماد به پیش برده شود، اسلام نظم و دسپلین حجاب را نافذ ساخت، تا زن بتواند با اطمینان خاطر کار خود را انجام دهد، و توجه وی به سمت های نادرست معطوف نگردد و مرد هم با اطمینان کامل، این بخش زندگی را به زنان رها سازد.
ولی حال جامعه می خواهد، این نظم و دسپلین را به خاطر پیشرفت و ترقی کشور، از بین ببرد.
اما بعد از خاتمه این نظم و دسپلین، یکی از این دو صورت طبعا حاکم خواهد شد، یا باید زن را با پیروی از تمدن های هندی، و تمدن های پیشن عیسویت و یهودیت به شکل غلام نگه داریم تا نظام زندگی خانوادگی از هم نپاشد یا باید برای این امر آمادگی بگیریم که فابریکه های انسان سازی، از بین رفته، فابریکه های تولید تفنگچه توپ، رشد و انکشاف نماید به صراحت باید گفت که امکان ندارد، که همراه با بر قرار نگه داشتن حقوق کامل قانونی و اقتصادی که اسلام به زنان داده است، کسی دسپلین و نظام نافذهء اسلام را بشکند، و با وجود آن نظام خانوادگی وی از تباهی و بربادی نجات یابد.
پس بهتر است هر معیار از "ترقی" و پیشرقت" را که شما در ذهن خویش دارید، با در نظر داشت آن، بیندیشید که شما چه چیزی را می خواهید به دست بیاورید. و آمادگی از دست دادن چه چیزی را دارید.
ترقی و پیشرفت یک کلمهء بسیار وسع و با مفهوم بزرگ است و نمی توان به یک مفهوم واحد و یگانه برای آن اکتفا کرد.
مسلمانان یک زمانی بر ساحهء وسعی از زمین از خلیج بنگال گرفته تا بحر اتلانتیک حکمرانی داشتند، همچنان در رشته های ساینس و فلسفه استاد همه جهان بودند، در راستای تهذیب و تمدن هیچ قومی در جهان نمی توانست با ایشان همسری کند، ولی معلوم نیست که از دیدگاه کدام قاموس می توان این همه پیشرفت را " ترقی" نامید یا خیر؟ ولی اگر این را می توانیم ترقی بگوییم، پس این پیشرفت و ترقی مربوط به جامعه ایی است که حجاب و پرده به سختی در آن رایج بود. تاریخ اسلام مملو از نام های اولیا، مدبرین، علما، حکما، مصنفین و فاتحین بزرگ است، و حتمی است که این گونه افراد عظیم الشان در آغوش مادران جاهل بزرگ نشده اند، همچنان در تاریخ اسلام نام های زنان بسیار بزرگوار را در می یابیم، این عده، خانم هایی بودند که در علم، فن و ادب به درجه کمال رسیده بودند، ولی حجاب هیچ گاهی مانع چنین پیشرفت مسلمانان نگردیده بود، و نخواهد گردید.
امروز هم اگر ما با همان گونه ترقی و پیشرفت دلچسپی داشته باشیم" حجاب" مانع ما نمی گردد، ولی اگر مفهوم از ترقی و پیشرفت در نزد مردم تنها آن نوعی از ترقی باشد که اهل غرب به آن رسیده اند، یقینا که در موجودیت حجاب، نمی توانیم به آن گونه ترقی دست یابیم ولی نباید فراموش کرد که جهان غرب با به خطر انداختن نظام اخلاقی و خانوادگی خویش توانسته اند، این پیشرفت و ترقی را به دست بیاورند.
ترقی و پیشرفت غرب زن را از محدودهء کاری خودش به حیث زن، خارج نموده و او را داخل محدودهء کاری مرد نموده است.
به این گونه جامعهء غربی اگر از یک سو توانست برای پیشبرد امور دفاتر و کارخانه های خود دست دوم (توانایی زن) را دریابد، و به ظاهر به پیشرفت و ترقی هم نایل آمده، ولی سکون و راحت خانوادگی خود ار از دست داده.
اگر امروز هم کدام منزلی در جامعهء غربی آباد است تنها از برکت خانم های خانه است.
خانم هایی که شانه به شانه با مردان کار می کنند و پول به دست می آروند، در هیچ نقطه یی از دنیا نظام خانواده گی را به پیش نمی برد، و نه هم می توانند آن را به پیش ببرند.
ازدواج های این طبقه با یک طلاق خاتمه می یابد. اولاد شان تباه می شوند، این طبقه اگر جایی برای بود و باش دارند، یا کلپ است، یا هوتل، خانه و منزل دیگر برای ایشان جای سکون و آرامش نیست، و کار ساختار انسان خوب برای جایگزینی خود را این طبقه، ترک نموده اند.
حال اگر به این نوع ترقی کس دل می بازد، می تواند، دل ببازد

+نوشته شده در پنجشنبه هجدهم آذر 1389ساعت22:23توسط منيژه اشجاري |
قرآن و عفت

قرآن، از این ارزش انسانی و اسلامی با واژه های چون عفاف، احصان و حصور، یاد کرده است و یکی از ویژگی های مومنان راستین را پاکدامنی و عفاف می داند.

والذین لِفروجِهم حافِظونَ

آنان(مومنین) کسانی هستند که خویشتن را از بی عفتی حفظ می کنند.

در اهمیت عفاف همین، بس که خداوند در قرآن سوره ای ر ابه نام سوره ی نور به بیان لزوم عفاف اختصاص داده و شیوه های رسیدن به آن و مبارزه با آلودگی های جنسی را بیان فرموده است.قرآن حتی در بیان مهیج ترین ماجراهای تاریخ هم چون داستان حضرت یوسف(ع)،جانب عفاف را رعایت کرده است. 

+نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آذر 1389ساعت15:33توسط منيژه اشجاري |
معیارهای حجاب

پوشش برای انسانها مسئله فطری است و هر انسانی که معیارهای انسانیت خود را از دست نداده باشد عریان بودن را دوست ندارد زیرا حیا مانع می شود از اینکه جز درموارد خاص که شرع مقدس اسلام به آن اجازه داده در انظار دیگران خود را برهنه کند .
  این موضوع به اندازه ای بدیهی است که حتی فرهنگ منحط و صهیونیستی غرب با ده ها سال کار فرهنگی غیر اخلاقی و سکس محور خود باز هم نتوانسته است زنان غربی را به برهنگی کامل بکشاند و خود آنها تا حدودی در برابر این ناهنجاری مقاومت کرده اند .
هر چند درغرب زنان ودختران پوشش مناسبی ندارند ولی حجاب زنان راهبه در کلیساها مورد احترام بوده و ملاک درستی مسئله حجاب درغرب تلقی می گردد دراین باره باید گفت درجامعه ای که معیارهای اخلاقی و انسانی و آموزه های دینی و ملی آن دستخوش تغییر و تحول شده و سکولارهای غرب باور مفسر و مبین آموزه های دینی و اخلاقی شوند از جمله اتفاقهایی که مردان و زنان آن جامعه را درگیر خواهد کرد موضوع برهنگی فرهنگی و بعد از چند سال بوجود آمدن فرهنگ برهنگی درآن جامعه خواهد بود یعنی سکولارها، ابتداء جامعه را با تئوریهای سکس محور ضد اخلاقی خود از هنجارها و آموزه های دینی برهنه و تهی ساخته و آنگاه فرهنگ برهنگی را جایگزین آن می کنند و درجامعه ما هم در سالهایی نه چندان دور همین اتفاق افتاد و تعدادی سکولارهای غرب گرا با شعار آزادی و جامعه مدنی چنان به حریم حجاب و عفاف تاختند و چنان مسئله حجاب را مورد سرزنش و تحقیر و توهین قرار دادند که عده ای باور کردند حجاب و عفاف مسئله ای زائد و متعصبانه است و مع الاسف تعدادی هم با این هوسرانان غرب گرا که فرهنگ سراسر ابتذال غرب پشتیبانشان بود همراه شدند و به جرأت می توان گفت وضعیت امروز جامعه نتیجه کوتاهی وزارتخانه های متولی امور فرهنگی و تا حدودی مردم بوده است لیکن الان که دیر نشده و می توان با تدبیری شایسته زنان جامعه را به صلاح و فلاح رهنمون شد.
چرا که مردم ایران مردمی فهیمند و اگر درستی کاری با صداقت به آنان گفته شود می پذیرند و عمل می کنند دراین میان یکی از موارد مغغول درمسئله حجاب عدم تعیین معیارهای اسلامی که طی سالهای اخیر بوده زیرا هر کس به زعم خود مسئله پوشش را تبیین و تفسیر کرده غافل از اینکه اسلام به عنوان مترقی ترین دین جهانی درمسئله حجاب حدود مشخصی دارد و نیازی به تبیین و تفسیرهای گوناگون از آن نیست.

اسلام پوشش زنان را دارای چهارشرط اساسی می داند که عبارتند از :
  1-پوشش باید به گونه ای باشد که غیر از قرص صورت به اندازه ای که در وضو شسته می شود آنهم به شرط نداشتن آرایش غلیظ و دستها از مچ تا سر انگلشتان بقیه بدن و موها را کامل بپوشاند درپوشیده داشتن سر زنان و اینکه حتی تارهای موی زن نباید در معرض دید نامحرمان قرارگیرد در بین مراجع عظام کوچکترین اختلافی وجود ندارد. و لذا زنان و دخترانی که با انداختن یک شال به سر خود به گونه ای حجاب می گیرند که موهای آنان از پشت سر و روبرو کاملاً معلوم است در واقع اصلاً حجاب نگرفته اند و این کار آنها توهین به مسئله حجاب است و دردناکتر اینکه بعضی از خانواده های مذهبی هم بدون توجه به این مهم درحالی که زنان و دختران آنها چادر و مقنعه پوشیده اند ولی قسمت زیادی از موهای سرشان بیرون است که باید گفت جرم آنها بیشتر از بقیه بدحجاب ها است چرا که آبروی زنان چادری و با حجاب را هم می برند و موجبات نیش و کنایه افراد مغرض و دشمنان را به قشر محجبه جامعه فراهم می سازند.
2- پوشش باید به اندازه ای نازک نباشد که بدن یا رنگ لباس یا زیور آلات زن از پشت آن معلوم شود و لذا زنان و دخترانی که با لباسهای نازک و توری شکل سرو موها یا بدن خود را به خیال خود می پوشانند درواقع حجاب درستی نگرفته اند بلکه با این عمل خود حساسیت مردان هوسران را بیشتر کرده و زمینه های گناه و فساد را فراهم نموده اند. زیرا به تجربه ثابت شده مردان و پسران به زنانی که لباس توری شکل و نازک پوشیده اند بیشتر از زنان آسیب رسانده اند.
  3- پوشش باید به اندازه ای آزاد باشد که برجستگی بدن زنان و دختران برای نامحرمان معلوم نشود. پس اگر زنان و دختران جامعه از مانتوهای کوتاهی استفاده کردند که دکمه آن به زور بسته می شود و کاملاً چسبیده به بدن است در واقع حجاب را رعایت نکرده اند. زیرا دراین صورت اندام زنان و دختران به گونه ای برای مردم نامحرم جلوه می کند که گویا اصلاً پوششی ندارند با این تفاوت که فقط رنگ بدنشان فرق دارد و چنین حالتی برای مردان و پسران بسیار وسوسه انگیز و از زمینه های اصلی فساد و گناه و تباهی درکشور و موجب اختلاف بین خانواده ها و در مواردی قتل و خودکشی بوده است.
4- لباس شهرت نباشد. یعنی پوشش نباید از نظر رنگ یا مدل به گونه ای باشد که مردم به صورت غیر متعارف به او توجه کرده و با انگشت او را به همدیگر نشان دهند که این کار هم خلاف عفاف و حجاب زن است و هم زمینه های جلب نظر نامحرمان و مردان و پسران هوسران را فراهم و موجب گناه و آلودگی خواهد بود.
امید است اقشار متدین جامعه خصوصاً والدین گرامی نسبت به رعایت حدود اسلامی در مسئله حجاب اهتمام لازم را مبذول و فرزندان جوان خود را از فتنه آخرالزمان در امان نگهدارند تا حاصل عمرشان که فرزندانشان هستند خدای ناکرده با افتادن در دام هوسرانان و شیادان اخلاقی و با طلاق و آوارگی و اعتیاد به خاکستر تبدیل نشود.

+نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آذر 1389ساعت10:24توسط منيژه اشجاري |
عفت و حیا (روایات)

رسول گرامی اسلام فرمودند:دوست داشتنی ترین عفاف (خویشتن داری) نزد خدا عفت شکم و دامن است.

امیر المومنین (ع): میوه عفاف محفوظ ماندن است.

امام صادق (ع): نسبت به زنان مردم عفت ورزید تا نسبت به زنان شما عفت ورزند.

امام علی (ع) :عفت انسان به اندازه ی حیای اوست.

امام علی (ع) : حیا عامل عفت است.

امام علی (ع) : حیا انسان را از عمل زشت باز می دارد.

امام باقر (ع) : حیا و ایمان با یکدیگر و به هم پیوسته اند، پس اگر یکی از آن دواز میان برود، دیگری نیز بدنبالش از بین خواهد رفت.

رسول اکرم (ص) : کسی که از مردم حیا نداشته باشداز خداوند نیز حیا نخواهد داشت.

امام سجاد(ع) :هیچ چیز بعد از شناخت خدا ، در پیشگاه او ،بهتر از کنترل شکم(از غذای حرام)و کنترل دامن نیست.

پیامبر اکرم(ص) : خداوند حیا و پوشیدگی بنده اش را دوست دارد.

پیامبر اکرم(ص) :حیا، تمام دین است.


+نوشته شده در یکشنبه چهاردهم آذر 1389ساعت15:36توسط منيژه اشجاري |
حدود حجاب اسلامی برای بانوان از نظر قرآن كریم تا چه حد است؟


برخی از سوره ها و آیات مربوط به حجاب عبارتند از: 1. سوره نور، آیات 30، 31، 33 و 60; 2. سوره احزاب،، آیات 35، 53، 55، و 59. از نظر شرع اسلام زن باید بدن و موی خود را از مرد نامحرم بپوشاند; ولی پوشاندن صورت و دست ها از مچ به پایین واجب نیست.[1] حكم پوشش در مكان هایی كه درمعرض دید نامحرم است باید اجرا شود; فرقی نمی كند كه نامحرم در منزل یا غیر منزل باشد; حتّی در مورد افراد نامحرمی كه همیشه با انسان ارتباط دارند، این حكم و امثال آن جاری است.
در مورد حجاب واجب، كافی است كه زن به هر وسیله ای كه می تواند خود را بپوشاند و لباس خاصّی شرط نیست; ولی پوشیدن لباس های تنگ و چسبان و همچنین لباس های زینتی اشكال دارد.[2]
خداوند متعال در سوره نور آیه 31 خطاب به زنان مؤمن می فرماید كه وظیفه دارند زینت هایی را كه معمولا پنهان است، در نزد نامحرمان بپوشانند. 

«وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَـتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَـرِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لاَ یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَی جُیُوبِهِنَّ وَ لاَ یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ ءَابَآئِهِنَّ ...; (نور، 31)

 و به زنان با ایمان بگو: چشم های خود را ]از نگاه هوس آلود[ فرو گیرند و دامان خویش را حفظ كنند و زینت خود را جز آن مقدار كه ظاهر است، آشكار ننمایند و ]اطراف [روسری های خود را بر سینه خود افكنند ]تا گردن و سینه با آن پوشانده شود[ و زینت خود را آشكار نسازند، مگر برای شوهرانشان یا پدرانشان و ...». اگر چه مهم، رعایت حجاب است و پوشیدن چادر، الزامی ندارد، ولی چادر، بهترین نوع حجاب و نشانه ملی زنان جامعه ایرانی است. مانتو و مانند آن، اگر چه با شرایطی مناسب است، اما چون سبب نمایان شدن اندام و برجستگی های بدن زن می شود، ممكن است منشأ تحریك و فساد باشد. عقل انسان بین خوب و خوب تر، قطعاً خوب تر را انتخاب می كند; بنابراین، چادر عاقلانه تر و بهتر است.[3]

[1].  توضیح المسائل مراجع، ج 2، ص 417، مسئله 2435، دفتر انتشارات اسلامی.
[2].  همان، ص 421.
[3]. تفسیر نمونه، آیة الله مكارم شیرازی، ج 14، ص 434ـ448، دارالكتب الاسلامیة / آن چه باید یك زن بداند، اسدالله محمدی نیا، ص 163ـ164، دفتر تبلیغات اسلامی.

منبع : پایگاه پرسمان قرانی
+نوشته شده در چهارشنبه سوم آذر 1389ساعت10:22توسط منيژه اشجاري |
راهكارهاي گسترش فرهنگ عفاف وحجاب ومبارزه با بدحجابي توسط نظام اسلامي

بازنگري شخصيتي و هويت  بخشي به زنان  وسوق دادن آنها به سمت ابعادمعنوي وروحي                          

 به اعتراف همه صاحب نظران، جدي ترين بحران در طول زندگي انسانها درخلال شکل گيري هويت او رخ مي دهد. زيرا شخصي که هويت متشکل قابل قبولي ندارد، در طول زندگي با مشکلات بسيار زيادي روبه رو خواهد شد. چنين شخصي در درجه اول از حقيقت وجودي خود و استعداد و توان منديهايي که دارد، آگاهي لازم را نخواهديافت ودردرجه دوم، از هدف خلقت و نقشي که درنظام هستي بر عهده اش هست بي خبرخواهد ماند ودر نتيجه، از تشخيص شيوه درست ارتباط با ديگران وبرخوردبا پيش آمدها و نيز پاسخ گويي به اصلي ترين پرسشهاي زندگي ناتوان خواهدماند. برخورداري از هويت انساني کامل، نشانه هاي مشخصي چون خود باوري، احساس ارزش مندي و توانايي حل مشکلات، موضع گيري مناسب دربرخورد با پيش آمدها و برخورداري از اراده و استقلال لازم رابراي فرد بهمراه دارد. براين اساس دروجودزن بعنوان ريحانه خلقت با ظرافتهاوپيچيدگي هايي كه دارد  بايدچنين باور استوار، ايمان عميق ايجاد شود.زني که دل به حق داده و انديشه به خدا سپرده و فرجام زندگي دنيوي اش را پذيرفته چطور حاضر نمي شود باخودآرايي و خود نمايي  خودرادر معرض نگاه هاي آلوده قرار دهد و زمينه هاي تلذذ ديگران رافراهم سازد از شاخص ترين اين خصوصيت ها، کمال جويي معنوي زن است.

 از آن جا که زن از احساس و تخيل بالائي برخوردار است؛ ميتوانددرمسيرکمالات معنوي بهترو سريع ترگام بردارداگردرست به همين  ساحت واستعدادخويش پي ببردديگرلحظه اي  پابه نقش هاي منفيِ نميگذارد. اين حقيقتها را بايد از طريق برنامه هاي رسانه به ويژه به جامعه زنان تفهيم کردکه زن بعنوان موجودي خلاق، برخوردار از ظرافت هاي شخصيتي و وظرافتهاي زيباي مادرانه ودارنده کمالات و استعدادها ي بسيارست . نه آنكه باپرداختن به جنبه هاي ابزاري و شخصيت پردازي هاي ناصحيح از زن مثل ظلم پذير و يا ضعيفه بودن كه متاسفانه اخيرابه تقليدازفيلمهاي هاليوودي واردسينماوحتي صداوسيماو خانواده هاي ما شده وجودارزشمندش راازهويت وماهيت شخصيتيش دورساخته وبه اسارت نفسهادرآوريم.چه آنكه زن اگربه هويت شخصيتي اش پي ببرد بسمت بيان واقعيتها و ظرفيتهاي وجودي خويش هدايت ميشودودرنتيجه مي تواندازارزشهاوحقوق و جايگاه شخصيتي خويش درجامعه دفاع کند. امااگراورا «ضعيفه»خوانديم ديگر نمي توان از «ضعيفه» انتظار داشت که ارزش والايي چون حجاب را در خود دروني وباورکندووجودحقيقي خودرابيابدودريابد ويادرراه كشف حقائق وجودي خويش شائق گردد. اگرچه خوشبختانه به يمن  انقلاب اسلامي رسانه هاي جمعي ازاسارت ويوغ نفس پرستان وميراث داران ابتذال فرهنگي وكشف حجاب طاغوتي نجات پيداكردوباخدمات گسترده ديني وفرهنگي اين نظام مقدس زن ايراني خودراازلابلاي ناباوريهاوتحقيرهاي زمان رژيم سابق جستجو و پيدا كرد و نيز ظرفيت هاي وجودي خويش راشناخت و صاحب «هويت فردي موفق» شدو با اعتماد به نفس به ميدان آمد وهمه آن استعدادهارادر عرصه هاي  درعلمي وعملي وتدين وتعليم وتربيت وفن آوري وسياست و... به مرحله ايجادواثبات رسانيدوبالاخره از سرور زنان عالم حضرت زهرا(س)وديگرزنان آزاده تاريخ آموخت که چگونه باعزت و سربلندي زندگي کند بقول مولوي:

هركسي كودروماندازاصل خويش    بازجويدروزگاروصل خويش

نهادينه سازي فرهنگ حجاب وعفاف به كمك نهادهاي همسو وتقويت آموزش عمومي  ازسنين كودكي

 شناخت ابزارهاي مناسب و شيوه ها و قالب هاي مؤثر و کارآمد، از گام هاي نخست براي نهادينه سازي و گسترش باورهاي ديني است. دولت در اين مرحله ميتتواند فرهنگ حجاب راتقويت وگسترش بخشدودر مقابل باكمك نهاد هايي چون نيروي انتظامي، ستاد امر به معروف و نهي از منکرومؤسسه هاي ويژه مربوط به پاسداري از اين شاخص برجسته  فرهنگي يك نظام وجامعه بزرگ اسلامي بدفاع برخيزد. بهترين روش در مرحله نهادينه سازي فرهنگ  عفاف و حجاب، برنامه ريزي براي خانواده ها و اطلاع رساني در زمينه شناخت کودک، نيازها و ويژگي هاي اونسبت به مسئله است  تا بدينوسيله ازهمان  سال هاي اول زندگي به فرهنگ سازي جهت افرادو خانواده هاپرداخته گردد.پس ازخانواده،مدرسه،عهده دار نهادينه سازي چنين فرهنگ و باورهاي ديني ميتواند باشد.دراين راستا تهيه ابزارهاي آموزشي مؤثر و مورد علاقه دانش آموز و  قرار دادن متني جذاب و شيرين به تناسب نيازهاي کودک، در کتاب هاي درسي و چاپ ونظارت برکتاب هايي که درحوزه ادبيات کودک نوشته ميشوندازناحيه نهاد هاي آموزشي وپرورشي لازم وضرورذي به نظرمي رسد.

لزوم تخلق فرهنگ سازان و ادارات  و دستگاه هاي اجرايي وفرهنگي ازجمله صداو سيما و... نسبت به آن          

ميدانيم كه رسانه هاي جمعي هر کشوري نگهبان هويت ديني و ملي آن کشور محسوب ميشوند ولذا اگر رسانه هاي جمعي، بدون در نظر گرفتن باورهاي ديني و ملي نقش آفريني کند، ديگر رسانه آن قوم و تمدن خوانده نمي شود.بنابراين تبليغ و ترويج و نيز دفاع از هويت ديني و ملي مردم كشوري متمدن وريشه دارواسلامي جزووظائف  و رسالت اصلي رسانه هاي جمعي  محسوب مي شود.  رسانه هاي جمعي بايد از اين هويت اصيل مانگهباني کرده و در تثبيت هويت شخصي مردم بکوشند و بافرهنگ بيگانه به مبارزه برخيزند.وبعنوان يکي از ابزارهاي تاثيرگذاردر عرصه فرهنگ وآموزش جامعه وخانواده ها  بخوبي دراين عرصه واردعمل شوند. صداوسيمايي كه بايدمظهر تمام نماي الگوي عملي ونظري زن ومردوجامعه اسلامي باشد متاسفانه شايدبدلائلي قابل توجيه  دركناربرنامه هاي خوبي هم كه داردبسياري از برنامه هاي تبليغياتي وفيلمهاي پرجنجا ل خانوادگي كه برخي بازيگران ومجريان وهنرمندان كم توجه باآن پوششهاي  نامناسب ظاهرميشونددرست راهي راولوناخواستهه وازسرغفلت ميروند كه دشمنان   عفاف وحياء  مي خواهد و ميروند. ازطرفي وقتي فرهنگ سازان جامعه خود ازاخلاق و معنويت فاصله بگيرندو نسبت به مفاسداخلاقي وبي بندوباري درپوشش وحياء مردان وزنان بي تفاوت شوند،طبيعيست كه پيامد هايي چون بي توجهي مخاطبان نسبت به  اين مسئله و بيگانه شدن  نسل جوان نسبت به ارزشهاواعتقادات و فرهنگ غني اسلام   حاصل شود.بنابراين نوع برخورددستگاه هاي اجرايي ورسانه اي کشور با بانوان کارمندو هنرپيشه   وحتي مراجعين زن به ادارات وفضاهاي فرهنگي وعمومي واجرائي دولتي و...بسيارمهم وتاثير گذار خواهدبود.. ولاجرم دراين راستا يعني گسترش زمينه فرهنگ حجاب و عفاف بايستي ميان نهادهاي ارشادي و اجرايي و فرهنگي وابسته به دولت يك نظم و مديريت وهم سويي خاصي همرا ه بانظارت مستقيم و قاطع  وجود داشته باشد.  وتمامي متوليان ودست اندرکاران كشوري ولشكري بايدازآگاهي وحساسيت کافي نسبت به اين موضوع برخوردار باشند.بنابراين بامروري بر رويکردها وعملکرد مراکز حساس وتعيين کننده درزمينه هاي فرهنگي مثل  آموزش و پرورش و صدا و سيما به سادگي ميتوان دريافت که  بحث حجاب و عفاف جزو بحثهاي فرهنگي و مذهبي امروزمان به شمار ميرودکه حتي بيش از امور نظامي، سياسي و اجتماعي موردتوجه قرار گرفته وجاي آنرا داردكه بيش ازپيش به آن  پرداخته گردد. اين مسئله مهم وپيچيده -بامشخصاتي كه در فصول قبلي بيان شد-به برنامه ريزي تدريجي وريشه اي نياز داردوتمامي نهادها وسازمان  ها  اعم از خصوصي و دولتي و همه شهروندان درآن  بايدايفاءنقش كنند.وباريشه يابي صحيح   وشناسايي وروديهاي فرهنگي و عوامل ويران گر وآسيبهاي مسير  به برنامه اي صحيح وکارآمددست بيابند

تنظيم وكنترل وحمايت از عرضه مبادلات  فرهنگي وهنري درراستاي فرهنگ سازي حجاب وعفاف اسلامي

 ازآنجاكه دادو ستد فرهنگي از براي هر جامعه اي ضروري واز عوامل بالندگي و پويايي جوامع محسوب مي شود وهر جامعه اي در پي آنست که به ارزش هاي خود پاب بسته  و جامعه خود را از فرهنگ هاي بيگانه مصون نگه دارد تا افراد از سلامت و ثبات لازم برخوردار باشند براين اساس دولت اسلامي  بايد با ابزارهاي فرهنگي قوي و گسترده ومبادلات درخوروايجادجايگزين برتردرعرصه هاي فرهنگي بويژه مسئله حجاب وعفاف درمقابل تهاجمات فرهنگي  غرب بايستد.  و فرهنگ حجاب رابااين همه دشمنان سر سختي كه دارد  نبايدموردغفلت و بي توجهي وغفلت  قراردهد.يكي ازكارهاواقدامات دولت دراين راستامي تواندحمايت از برنامه سازان  ومتوليان امور فرهنگ ديني در زمينه نهادينه سازي و گسترش فرهنگ حجاب و عفاف هم از جنبه مادي  بادرنظرگرفتن بودجه موردنيازومتناسب بانوع خدمات و هم ازجنبه معنوي بانظارت دقيق علمي وكاربردي برمحصولات باشد   بديهي است  اگر امکانات هردواين حمايت هاازطرف دولت عملياتي شود   و اهل انديشه، قلم و هنر به حمايت دولت اطمينان داشته باشند، جهت گيري پژوهش ها و نمايشگاه هاوفعاليتهاي فرهنگي مخصوصادرحوزه عفاف وحجاب مثبت ترومفيدترخواهدشد. نقش نظارتي دولت دراين حوزه هم بايدبر ورودي هاي فرهنگي و هنري و انديشه هاي حاكم وهم برمحصولات داخلي بعنوان خروجيهاي فرهنگي اعمال گردد.دراين راستا نهادهاي فرهنگي بايد   به تربيت هنرمندان و هنرپيشگان متعهد به مباني اعتقادي بپردازند تا حفظ ارزش هاي ديني نه بعنوان تحميل قانوني بلکه بعنوان باورهاي قلبي همه آنها دنبال گردد.

الگوپردازي صحيح   

 انسان فطرتاً الگوپذير وپيوسته در اين انديشه است كه ارزش هايي را که باور دارد در چهره اي مجسم بنگرد و خود را همانند آن الگو بسازد.مسأله الگو در اخلاق اسلامي و روان شناسي نيز جايگاه مهمي دارد. از اين روقرآن کريم در شرايطي که زن درجامعه ازجايگاه ارزش خويش برخوردارنبود زناني شايسته چون آسيه همسر فرعون و حضرت مريم(س)و حضرت زهرا (س) را بعنوان کوثرو الگو معرفي و از آنان تجليل نمود. وبدينوسيله، لياقت و شايستگي زنان صالحه  را درراه  رسيدن به کمالات معنوي به اثبات رسانيدو الگو بودن آنهارا براي همگان اعم از زن ومردتبيين نمود. درباره اهميت الگو و نقش آن در شکل گيري اخلاق و رفتار آيات وروايات ومطالب وحكمت هاي فراواني وجود داردكه بويژه در دوران کودکي ونقش خانواده دردرجه اول و سپس همزمان با دگرگوني رشدش درمحيطهاي آموزشي بسيارقابل توجه ميباشد. بديهي است دستگاه هاي فرهنگي کشور، براي هر يک از اين گروه ها، به نحوي خاص بايد سياست گذاري و برنامه ريزي کنند.و لازم است كه محور سياست گذاري ها و برنامه ريزي ها ي خودرا  با هدف فرهنگ سازي دركشوربه معرفي  شخصيت زنان بزرگ وموفق عالم وبانوان محجبه موفق در عرصه هاي مختلف علم آموزي و نوآوري و... قراردهند تابدينوسيله  فرزندان جامعه   رابه تاسي والگوگيري  ازآنهاآشنا ودعوت نمايند.

گسترش واحياءامربه معروف ونهي ازمنكرعلمي وعملي در جامعه واجراي حكم  قانوني و برخورد با متخلفين

قال الله تعالي:«والمؤمنون والمؤمنات بعضهم اولياءبعض يأمرون بالمعروف وينهون عن المنكرويقيمون الصلاةه ويؤتون الزکاة ويطيعون اللّه ورسوله،اولئک سيرحمهم اللّه ان اللّه عزيز حکيم.»  4   ترجمه: اسلام با سازو کاري به نام امر به معروف و نهي از منکر، نظارت و کنترل اجتماعي را بر رفتارهاي مردم اعمال مي کند که برآيند آن، اجتماعي شدن هنجارهاي سازنده و طرد اجتماعي رفتارهاي ويران گر است. جابر ازامام محمد باقر(ع)روايت ميکندکه فرمود:"ان الامر بالمعروف والنهي عن المنکرسبيل الانبياء ومنهاج الصالحين فريضة عظيمة بها تقام الفرائض و تأمن المذاهب و تحل المکاسب وتردالمظالم وتعمرالارض و ينتصف من الاعداء و يستقيم الامر فانکروا بقلوبکم و الفظوا بالسنتکم وصکوا بها جباههم و لاتخافوا في الله لومة لائم...." 5  در اين روايت، به روشني نشان داده شده است که امر به معروف و نهي از منکر دو کارکرد دارد ـ هم پاره اي از هنجارها و رفتارها را در جامعه به صورت اجتماعي، نهادينه مي سازد. وهم پاره اي ديگر از رفتارها را طرد و از عموميت يافتن آن ها جلوگيري مي کند. به هر ترتيب، اسلام، اين اصل را بجهت  حياتي بودنش امري واجب و ضروري دانسته است. هرچند در   کفايي يا عيني بودن ازمنظرفقهي  نظراتي  وجوددارد.  ترديدي نيست که بي حيايي و بدحجابي خلاف شرع ويك  جرم اخلاقي واجتماعيست. وهر جرمي هم طبق قانون وشرع الهي وقانون  مدني نظام اسلامي حد و تعزير داردو مخالفت عملي باهر دستورديني ازجمله مسئله حجاب وعفاف كه هم واجبي فردي وهم اجتماعي ازابعادشرعي وعرفي  است  از مصاديق خلاف شرع وجرم وتخلف محسوب ميشود و حاکم اسلامي حق دارددرآن دخالت كرده ومتخلفان را کيفرنمايددهد.چراكه  رفتارهايي كه درعرصه هاي عمومي رخ مي دهد ازهنجارهاياناهنجاريهاباتوجه به عوارض وفراخورهاي اجتماعي آن درحوزه اختيارات و مسئوليتهاي دولت  اسلامي قرار دارد.دربيان علت اين موضوع  به روايتي ازپيامبر(ص)توجه ميكنيم كه فرمودند: «ان المعصيه اذا عمل بها العبد سرا لم تضر الا عاملها و اذا عمل بها علانية و لم يغير عليه اضرت بالعام"6   ترجمه:همانا هنگامي که گناهي پنهاني باشد،جزگناهکارآسيب نمي بيند و هنگامي که آشکاراباشد و اعتراض و تغييري بر ضد آن نشود، به همه مردم آسيب مي رسد.  ناگفته پيداست کساني که به حريم عفت عمومي تجاوز مي کنند و امنيت رواني جامعه را به خطر مي اندازند، بايد مجازات شوند. به يقين، اگر دولت اسلامي در اين مرحله، جدي تر و هدف مندتر از گذشته کار کند، بناي فرهنگي كشوربيش ازپيش موردحراست قرار ميگيرد در غير اين صورت رو به ويراني شتافت. شد مي شود.  

                                                                                  

      ديگرراهكارها     

   1-هدايت نيروهاي دولتي براي گسترش فرهنگ حجاب درسه حوزه فرد،خانواده و جامعه  

  2- ايجاد بستري مناسب وفراگيربراي ازدواج جوانان

3- ايجادتفريحگاه هاو فضاهاي سالم رقابتي در زمينه ورزش، دانش و هنر که زمينه رشد فرهنگي در آنها فراهم شده  باشد

4- رفع مشکلات اقتصادي مردم و حل مشکل معيشتي آنان

5  -نظارت برارتباطات بين المللي

6 - اجراي سياستهاي بازدارنده بوسيله نيروهاي انتظامي همراه بادانش

  7- اجراي سياست هاي اصلاح گرايانه ومتمركزسازي ونظارت برامور تربيتي وروانشناختي

  8- راه اندازي انجمن هاي محلي و ايجادخرده سازمان هاي محلي 

 9- معرفي الگوي جامع و مناسب حجاب و پوشش اسلامي

  10-حذف ضدارزشهاومظاهر خلاف اخلاق درجامعه

11- تشويق واحياء وتقويت معنوي وفرهنگي گروههاي مختلف عفيف جامعه

12-ارائه تسهيلاتي درجهت اشتغال وکارآفريني درامورفرهنگي براي جوانان ونظارت برکالاهاي فرهنگي

 

منابع ومآخذ:

  1- سوره حج آيه41

2 - عيون اخبارالرضا شيخ صدوق چاپ منشورات اعلمي            

3-اصول كافي شيخ كليني دارالكتب الاسلاميه  

4- سوره توبه آيه74

5-بحارالانوار

6- علل الشرايع، محمد بن علي بن الحسين (شيخ صدوق)، مکتبة الداوري

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم آبان 1389ساعت15:40توسط منيژه اشجاري |
حجاب چشم، گفتار و رفتار

حجاب چشم:

قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ (نور؛30) ای رسول ما به مردان مؤمن بگو تا چشم‎ها را از نگاه ناروا بپوشند.

قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ(نور؛31) ای رسول به زنان مؤمن بگو تا چشم‎ها را از نگاه ناروا بپوشند.

 

حجاب در گفتار:

نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب گفتاری زنان در مقابل نامحرم است: 
فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ(احزاب؛32) پس زنهار نازک و نرم با مردان سخن نگویید؛ مبادا آن که دلش بیمار (هوا و هوس) است به طمع افتد.

 

حجاب رفتاری:

نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب رفتاری زنان در مقابل نامحرم است. به زنان دستور داده شده است به گونه‎ای راه نروند که با نشان دادن زینت‎های خود باعث جلب توجه نامحرم شوند 
وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ(نور؛31) و آن طور پای به زمین نزنند که خلخال و زیور پنهان پاهایشان معلوم شود
+نوشته شده در شنبه هفدهم مهر 1389ساعت11:43توسط منيژه اشجاري |